چهار دهه گذشته هیچگاه با نزدیک شدن به تاریخ انتخابات ریاستجمهوری فضای سیاسی ایران اینچنین نسبت به انتخابات سرد و کماعتنا نبوده است. این امر حاصل یک روند است و مهمترین دلایل شکلگیری آن ناکارآمدی ساختاری و رجال سیاسی فیک در قالب اصلاحطلب و اصولگرا بوده است. مردم از به بازیگرفته شدنشان، آنان خسته شدهاند و قهر با صندوق رای را به تنهایی نه یک کنش سیاسی؛ بلکه مهمترین پیام برای اصلاحات زیربنایی میدانند. به هر حال فعلا انتخابات ریاستجمهوری مساله نخست بدنه اجتماعی جامعه ایرانی نیست. اگرچه گرم کردن و تشویق مردم برای حضور در انتخابات به معجزه نیاز دارد اما به فرض مهیا شدن بستر این معجزه در عرصه میدانی این امر کاری نیست که از عهده اصولگرایان برآید. فارغ از آن موضوع میزان مشارکت بعضاً نهتنها دغدغه اصولگرایان نیست؛ برخی از آنها از عدمحضور استقبال میکنند و آن را عامل دستیابی خود به قدرت میدانند. اما انتخابات بدونمردم معنا ندارد و زمامداری را با بحران جدی مواجه میکند و خطرات آن بر مولفههای امنیتی و سیاسی کشور، از منظر داخلی و خارجی حتمی خواهد بود. با توجه به این اصل، عدمحضور مردم در پای صندوقهای رای به خودی خود یک خطر است و در فرصت اندک باید برای آن چارهای اندیشد. در انتخابات تاکنون جمهوریت جاده صافکن قرائت خاصی هم شده است. البته همین دوگانگی تا امروز عامل دوام و بقا نیز بوده است. به نظر میرسد با کاهش مشارکت نقش جمهور آسیب دیده است.میدانیم روحانی انتخاب اصلاحطلبان در شرایط عادی نبود و وی به بسیاری از وعدهها عمل نکرد. با این وجود اصلاحطلبان در جامعه ایرانی همچنان در نزد مردم جایگاهی به مراتب بالاتر از اصولگرایان داشته و دارند. حال با این نگرش، طرح فرض محال که طرح آن محال نیست را مطرح کنیم و احتمال دهیم تاجزاده و ظریف بتوانند وارد انتخابات شوند. البته در رابطه با ظریف برخی اعتقاد دارند وی در بعد کارکرد داخلی پست ریاستجمهوری از نظر ظرفیت ساماندهی و... به امور قوی نیست و به نظر میرسد که تاجزاده نیز در بخش ارتباطات خارجی ضعف داشته باشد. در انتخابات ریاستجمهوری در صورت پیروزی ظریف تشکیل زوج ظریف و تاجزاده در پست و قامت ریاستجمهوری و معاونت آن، میتواند عامل تکمیل نقش بیرونی و درونی هر یک از این دو شود و این تقسیم نسبی مسئولیت میتواند به سنت سیاسی جدیدی در پست ریاستجمهوری در ایران بینجامد. به هر حال از منظر سیاسی و اجتماعی در شرایط امروز ایران مانع ایجاد شده در مسیر انتخابات ریاستجمهوری، راه خروج را دشوار کرده است. از سوی دیگر با توجه به جنگ قدرت و شرایط خاص کشور از نظر داخلی و خارجی و ملاحظات مختلف مستتر در آن، رئیسجمهوری قدرتمند با رای بالا خود مشکل و از سوی دیگر رئیسجمهوری با آرای کم نیز بحران مشروعیت و فشار بیرونی را بیشتر خواهدکرد. نکته آنکه با توجه به روند مذاکرات وین، که به نظر میرسد با دستورالعمل توافق انجام میشود، به نظر میرسد اگر این توافق تبدیل به یک روند شود احتمال خروج کشور در ابعاد داخلی و خارجی از بنبست تقویت خواهد شد. فرض محال آنکه با ائتلاف سیاسی ظریف با تاجزاده در انتخابات ریاستجمهوری و با پیروزی آنان اگر این تحول دور از انتظار رخ دهد و با تغییرات و عادیسازی روابط و... همراه شود، اگرچه این پایان مشکلات ایران نخواهد بود، اما میتواند نوید آغاز نرمال شدن و رفع مشکلات مردمی شود که شایسته زندگی بهتر از این را داشته و دارند.