بستن
کد خبر: ۱۰۱۳۵۳۳

برجام و بازتعریف جایگاه ایران در منطقه

برجام و بازتعریف جایگاه ایران در منطقه
پیرمحمد ملازهی تحلیلگر مسائل افغانستان

آمریکا سعی دارد ایران هم به عنوان یکی از مهمترین همسایگان افغانستان در نشست استانبول حضور پیدا کند. اینجا نگاه ایران است که عملا سبب شده کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تهران را از تحرکات سیاسی و دیپلماتیک مانند نشست استانبول و قبل‌تر از آن نشست مسکو و یا دوحه حذف کنند. به واقع عملکرد ایران در منطقه سبب شده است که فرصت‌های دیپلماتیک از او سلب شود. البته هنوز فرصت برای حضور فعال ایران در پروسه صلح افغانستان و نشستی مانند استانبول به‌طور کامل از بین نرفته است. برای این منظور باید ایران یک بازنگری جدی و اساسی در سیاست خارجی منطقه‌ای خود، به خصوص در مساله افغانستان داشته باشد. البته طبق اخبار به نظر می‌رسد مقامات ایران در جریان نشست استانبول، برخلاف نشست مسکو قرار گرفته است. خود این امر نشان می‌دهد هنوز بازیگران دخیل در نشست استانبول قائل به وزن و جایگاه حداقلی جمهوری اسلامی ایران در آینده افغانستان هستند، اما این مساله تا حد بسیار زیادی به عملکرد و نوع نگاه خود تهران بستگی دارد که حتی همین جایگاه حداقلی را هم از جمهوری اسلامی بگیرند یا اینکه وزن سیاسی و دیپلماتیک بیشتری برای تهران در پروسه صلح افغانستان قائل شوند. باید واقعیت‌ها را ببینیم و بر اساس این واقعیت‌ها عمل کنیم. در مورد بخشی‌نگری تهران که عمدتاً بر مبنای ایدئولوژی شیعی در قبال افغانستان است این امر سبب شده ایران نگاه نزدیک‌تر و حمایت بیشتری از فارس‌زبانان افغانستان و مجاهدین سابق و جناح مربوط به عبدا... عبدا... داشته باشد. حال نکته اینجاست که به دلیل تحولات افغانستان طی سال‌های اخیر که منجر به افزایش وزن و قدرت‌طالبان شده ایران را متوجه این واقعیت کند که باید مناسبات خود را با پشتون‌های افغانستان هم ارتقا دهد. چون دیگر نمی‌تواند با نگاه بخشی‌نگرانه و عدم‌توازن در برقراری ارتباط، منافع بلندمدتی را برای خود در افغانستان تعریف کند. اما در این بین نباید نگاه به سمتی برود که ما این تصور غلط را داشته باشیم همه پشتون‌های افغانستان در طالبان خلاصه می‌شوند. یعنی نگاه غلطی که اکنون باعث ناراحتی متحدان سنتی ایران در افغانستان شده این است که ایران این تصور را دارد که چون طالبان اکنون علیه آمریکا می‌جنگد و خواهان خروج نیروهای ایالات متحده از خاک افغانستان است باید مناسباتی را با طالبان تعریف کنیم. یعنی تهران نگاهی مشابه عراق و سوریه به طالبان در افغانستان دارد. لذا چون ایران تنش جدی با ایالات متحده دارد هر نیروی مخاصم علیه آمریکا را دوست خود تلقی می‌کند که این نگاه اشتباه است. یعنی ایران سعی دارد همانند عملکرد خود در خاورمیانه از اهرم طالبان برای تقابل با ایالات متحده در افغانستان استفاده کند که در نهایت منجر به اخراج کامل نیروهای نظامی آمریکا از خاک این کشور شود، نظیر آنچه سال‌هاست در سوریه و عراق در جریان است. این تصور قطعاً در بخشی از حاکمیت وجود دارد و کسی نمی‌تواند منکر آن شود، به خصوص در بخش امنیتی و نظامی. واقعیت این است که اگرچه طالبان بخشی از جامعه پشتون است، ولی تمامیت پشتون‌های افغانستان را شامل نمی‌شود. بنابراین ایران در نگاه راهبردی دیپلماتیک خود در قبال افغانستان باید قائل به این تفکیک اساسی بین طالبان و پشتون‌های افغانستان شود. ولی به دلیل خلأ این تفکیک، اکنون بخشی از حاکمیت در ایران، سیاست خارجی را در خصوص افغانستان به این مسیر کشانده‌اند که روابط راهبردی با طالبان تعریف کنند. چنانکه امضای سند همکاری‌های راهبردی ۲۵ ساله ایران با چین و همچنین سند همکاری‌های راهبردی با روسیه موید و مبین این نگاه در بخش اعظم حاکمیت ایران در قبال دیپلماسی است. در حالی که واقعیت‌های سیاست خارجی خلاف این امر را نشان می‌دهد. چون شرق هم با محوریت روسیه و چین اکنون روابط خود با ایران را به حالتی از سکون و تعلیق تا زمان تعیین‌تکلیف ایران با آمریکا در خصوص برجام در آورده است. کما اینکه روس‌ها در نشست مسکو عملاً ایران را کنار گذاشته و حتی تهران را در جریان خروجی نشست قرار نداده‌اند. به همین خاطر اکنون پکن و مسکو بیشتر از آمریکایی‌ها و کشورهای اروپایی مشتاقند نشست وین به لغو تحریم‌ها و احیای توافق هسته‌ای منجر شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی