بستن
کد خبر: ۱۰۱۳۵۱۰

سیکل معیوب بحران در تامین اجتماعی

سیکل معیوب بحران در تامین اجتماعی
علیرضا حیدری تحلیلگر روابط کار و فعال کارگری

باید مناسبات کلی اقتصاد در سطحی فراتر از دولت تغییر کند تا شاهد بهبود اوضاع باشیم. وضعیت نیروی کار در چارچوب مجموعه‌ای از متغیرهای اقتصادی قابل تعریف و بازخوانی است که اگر این متغیرها اصلاح نشوند، امیدی به اصلاحات پایدار نیست. مدت‌هاست که اقتصاد، درگیر سیر نزولی و رکود است. رکود معادل کاهش سرمایه‌گذاری و اشتغال و کاستی گرفتن سطح تولید بنگاه‌ها است و روی عوامل تولید از جمله نیروی کار اثر می‌گذارد. اولین تاثیر، بالا رفتن نرخ بیکاری و به مشکل خوردن دستمزد است و به همین دلیل است که مدتهاست دستمزد، دیگر مطلوب نیست. باید قبول کنیم که رکود برای فقرا، بدتر و کشنده‌تر از اغنیاست و تورم، قاتل مزدبگیران است. مجموعه این عوامل، زیان اقتصادی و معیشتی برای کارگران به دنبال دارد. بیش از یکسال و نیم است که درگیر کرونا هستیم؛ پیش از آن هم مشکلات تحریم‌ها را داشتیم. به همین دلیل، «محوریت اشتغال» از اهداف اقتصادی دولت‌ها فاصله گرفته است. دولت‌ها دیگر سال هاست که از تولید شغل، سخن معناداری نمی‌گویند! این مسائل روی هم انباشته شده و به امروز رسیده‌ایم؛ حال اصلاح این اوضاع چندان ساده نیست. واقعیت این است که مرکز آمار ایران، آمارهای درستی نمی‌دهد. ما اطلاعات درستی از مولفه‌های تاثیرگذار بر زندگی و معیشت طبقه کارگر نداریم؛ آمار تورمی یک بخش کوچک آن است. ما آمار دقیقی از مولفه‌های بازار کار مانند نرخ دقیق بیکاری و میزان اشتغال کارگران نداریم. فقط چیزی که می‌دانیم این است آمار بیمه بیکاری و متقاضیان بیمه بیکاری به طور معناداری افزایش یافته است. پس چیزی که در اصلاحات پایدار و مثمرثمر باید به دنبالش باشیم، حل مشکلات کلان اقتصادی در رابطه با تولید ملی، اشتغال و سرمایه‌گذاری داخلی است. نیروی کار از این متغیرها تاثیرپذیر است؛ هم شاغلان و هم بازنشستگان و البته کاهش نرخ اشتغال موجب آسیب رساندن به سازمان تامین اجتماعی نیز می‌شود چراکه ورودی‌های سازمان به میزان زیادی کاهش می‌یابد و این مساله، بحران را در سازمان تشدید می‌کند. با آسیب دیدن سازمان تامین اجتماعی، مجددا بازنشستگان آسیب می‌بینند چون در انجام تعهدات بیمه‌ای و درمانی اختلال پیش می‌آید. این سیکل معیوب، همچنان ادامه می‌یابد و مزدبگیران بارها و بارها متضرر می‌شوند. نکته اینجاست که اقتصاد ما درگیر مسائلی شده است که برخی از این مسائل، خارج از اراده ما در جریان هستند مثل همین بحران کرونا که همه جهان را تحت تاثیر قرار داده و میلیون‌ها کارگر در سراسر جهان بیکار شده‌اند. GDP همه کشورها تحت تاثیر کرونا قرار گرفت، از بزرگترین اقتصادهای جهان مثل آمریکا و آلمان و چین گرفته تا کوچک‌ترین اقتصادها و کشورهای در حال توسعه یا توسعه نیافته. ولی ما متغیرهای دیگری در اقتصادمان داریم که اهمیت‌شان کمتر از کرونا نیست. یکی بحث تحریم‌هاست که ما را تقریبا در جهان ایزوله کرده است. تحریم‌ها با اهداف اقتصادی انجام شده و بدون تردید، آثار اقتصادی دارد. ما اگر نتوانیم بر تحریم‌ها چیره شویم و تصور کنیم که با ادامه تحریم‌ها امکان موفقیت در بهبود شرایط اقتصادی وجود دارد، سخت به بیراهه رفته‌ایم. تا موقعی که ما مشکلات برآمده از تحریم‌ها را داریم و دست ما از دسترسی به ابزارهای مالی و نقل و انتقالات اقتصادی کوتاه است، اوضاع به همین منوال خواهد بود. تحریم موجب شده هزینه ما افزایش یابد اما درآمدمان کم شود یعنی برای تامین نیازهای اولیه، مجبور به پرداخت رانت شدیم؛ رانت دادیم تا بتوانیم نیازها را تامین کنیم. ما، هم از واردات گران ضرر کردیم هم از صادرات ارزان ضرر کردیم. این وسط، ما در جایگاه اقتصادی برنده نیستیم و مدام منابع از دست می‌دهیم. ببینید کوچک شدن اقتصاد به سرعت به همه جامعه تسری می‌یابد چون اقتصاد مثل یک کیک است که وقتی کوچک شود سهم همه کمتر می‌شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی