انواع رسانههای تصویری، نوشتاری، صوتی و مجازی رسمی و غیررسمی مملو از نقدهای دلسوزانه، مغرضانه، احساسی، علمی و... است، اما با وجود این همه نقادان دلسوز، سوداگر، احساساتی، مغرض و... روند شرایط اجتماعی در عرصههای گوناگون پیوسته وخیمتر از روز پیش میشود. یقینا پرداختن به ریشههای زیست بسیار سخت و بعضا غیر انسانی شهروندان فراتر از توان و مجال این موجز است. در این موجز تلاش میشود تا تبیینی کلی و مختصر از مفهوم حقوق بشر به عنوان یکی از بنیادهای توسعه اجتماعی، ارائه شود. در جهان عقلانی معاصر، انسان نه یک پدیده طبیعی بلکه یک پدیده اجتماعی محصول تولد، رشد و بلوغ«خرد جمعی» تلقی میشود، بنابراین حقوق بشر تبلور و انعکاس فهم و تلقی فرا طبیعی (اجتماعی) از انسان است. به عبارتی، حقوق بشر، انسان را فراتر از یک موجود عام در طبیعت تلقی میکند. حقوق بشر انعکاس سطح و نوع درک نخبگان یک جامعه از انسان به عنوان یک شهروند و نه یک موجود طبیعی است. حقوق بشر، انسان اجتماعی(شهروند) را صرف نظر از هر قیدی از جمله نوع باورها و اعتقادات(متافیزیکی)، میزان تحصیلات، ریشه خانوادگی، شغل، دارایی، منطقه جغرافیایی، ویژگیهای ظاهریو... «حائز»(مشمول) برخی حقوق یکسان میداند. به عنوان مثال، برخورداری از غذا، مسکن، آموزش، بهداشت و درمان، برابری در پیشگاه قانون و... حقوق غیر قابل انکار و اجتنابناپذیر برای همه شهروندان میباشد. انسانها (شهروندان) «باید» با تلاش منطقی بتوانند در سازمان زیست اجتماعی انواع نیازهای اولیه خود را تهیه و تامین کنند. سازماندهی و مدیریت امور گوناگون اجتماعی به گونهای که دسترسی به غذا، بهداشت و درمان، آموزش، برابر بودن در پیشگاه قانون، مسکن، آرامش، امنیت و... با تلاش عزتمند برای همه شهروندان مهیا باشد، ابتداییترین وظیفه هر ساختار مدیریت کلان است. در جهان خردمند معاصر، مشروعیت هر مدیریت کلانی مبتنی بر این است که تا چه میزان میتواند انواع نیازهای اولیه شهروندان تحت حمایت خود را تهیه و تامین کند. به عبارتی حقوق بشر تولید اذهان نخبگانی (بهویژه سیاسی) است که انسان(شهروندان) را هدف غایی و نه ابزاری برای انواع توهمات، آرمانهای رمانتیک و منویات سوداگرانه تلقی میکنند. اینکه نخبگان یک جامعه انسان(شهروند) را به عنوان هدف یا ابزار تلقی کنند، مبنای ساختار مدیریت سیاسی یک کشور خواهد بود. حقوق بشر تولید اذهان توسعه یافته، بالغ و آگاه به چیستی، کارکرد و سازوکارهای دخیل در سازمان زیست اجتماعی است. حقوق بشر محصول خرد جمعی و نه انواع آرمانها، اعتقادات، احساسات و... متافیزیکی، تاریخی و سوداگرانه است. اگر بپذیریم که حقوق بشر تولید خرد جمعی به ویژه اذهان نخبگان سیاسی، علمی و... یک جامعه است، آنگاه میتواند کشورها را به دو دسته تقسیم کرد: 1 - کشورهایی با رفاه، آرامش و امنیت نسبی که «خرد جمعی»در آنها متولد، رشد و بالغ شده و 2 - کشورهای پرچالش که «خرد جمعی»هنوز، به دلایل گوناگون، در آنها متولد نشده است. بنابر شواهد بیشمار از عرصههای گوناگون اجتماعی، بخش قابل توجهی از کارگزاران، صاحب منصبان، سیاست ورزان، «نخبگان» و... درک و باوری به حقوق بشر برآمده از خرد جمعی، ندارند. پر بیراه نیست اگر گفته شود که حقوق بشر متافیزیکی و حقوق بشر رویایی و رومانتیک(وارداتی) نزد معدود افراد در عرصه های اجتماعی و سیاسی، تنها محصول ابهامات ذهنی، عدم صداقت و آشفتگی ارادهها و اهداف برخی کاربران مفهوم حقوق بشر میباشد. بنابراین، با توجه به نزدیک بودن انتخابات، آزمون «فهم حقوق بشر» باید یکی از اساسیترین مولفههای فرایند تایید یا رد صلاحیت کاندیداها در همه مناصب و سطوح اداری، سیاسی و مدیریتی، توسط شورای نگهبان باشد. به این دلیل ساده و بدیهی که «صاحب منصبی که دانش و اعتقادی به حقوق بشر مبتنی بر خرد جمعی که انسان را هدف و نه ابزار تلقی میکند، ندارد، چگونه میتواند برای رفاه، آرامش و امنیت شهروندان تلاش کند؟» اگرچه نیازمند تبیین مفصلتری است، اما ناکارآمدی مدیریتی که منشا سختیهای بیحد و اندازه برای شهروندان شده، ناشی از فقدان درک و اعتقاد مشترک از حقوق بشر به عنوان محصول خرد جمعی میان نخبگان و بهویژه برخی کارگزاران، صاحب منصبان و سیاستورزان است.