کمتر از دو ماه دیگر به آغاز سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده، اما عوامل متعددی سبب شده تا برخلاف دورههای گذشته، سپهر سیاسی - اجتماعی کشور آنگونه که باید، رنگ و به قول بازیگران اخیر سیاسی «شور انتخابات» به خود نگیرد. ناامیدی از بهبود اوضاع اقتصادی کشور و افزایش فاصله طبقاتیِ - که میرود تا با ادامه روند کنونی، حذف طبقه متوسط و درغلتیدن آن به طبقه ضعیف را رغم زند - ناشی از تحریمهای اقتصادی و ناکارآمدی مدیران دراداره امور کشور از یکسو و خلف وعدههای منتخبان ملت اعم از دولت (آقای روحانی) تا مجلس برآمده از مشارکت ۴۳ درصدی انتخابات دوم اسفند ۹۸ ( که با شعارهای پوپولیستی و به زعم خودشان انقلابی، قریب به یک سال از عمر خود را سپری نموده و تاکنون آبی از آنها برای موکلانشان گرم نشده است)، همراه با عدم احساس مسئولیت کارگزاران از سوی مردم، نسبت به سلامت و جانشان در مبارزه جدی با ویروس کووید ۱۹، به دور از هرگونه سیاسیکاری، بالاخص در موضوع واکسیناسیون - که در عدم رعایت محدودیتها و پروتکلهای اعلام شده نمود یافته و جان و نانشان را به هم گره زده است - و از سوی دیگر، نفرت از سیاست همراه با احساس فریفته شدن، عدم احساس مسئولیت اجتماعی را درعرصه مداخلات سیاسی براي مردم رقم زده، دلسرد از هر تلاشی، گوشه عزلت اختیار کرده، منتظر معجزه یا حادثهای که بتواند نجاتبخش وضعیت کنونی شان باشد بر ساحل بیتفاوتی آرامیدهاند؛ و نتیجه آن شد که در انتخابات دوم اسفند ۹۸ به طرز بیسابقهای همگی شاهد آن بودیم و اينك با شعارها و هشتكهايي چون «ما ديگه راي نمي ديم» و «در انتخابات شركت نميكنيم» روبهرو هستيم. این امر باعث شده تا هردو جناح اصلاحطلب و اصولگرا، در معرفی کاندیدایی که بتواند علاوه بر ایجاد انگیزه ورود مردم به پای صندوقهای رای و به عبارتی «شور انتخاباتی»، پیروزی آنها را مقابل رقیب رقم زند، دچار سردرگمیشوند. لذا هر روز با نام بردن از اشخاص متفاوت، بهگونهای غیرمستقیم به سنجش فضا و افکار عمومی و واكنش جناح مقابل میپردازند؛ بر همین مبنا، اصولگرایان در مقابله و گریز از واهمه خویش از حادثهاي احتمالی در بزنگاه حضور هواداران اصلاحطلبان و واگذاری مجدد کرسی ریاستجمهوری به رقیب، برترین و بهترین گزینه خود را آقای رئیسی دانسته، در نامهای با امضای بیش از ۲۰۰ نفر به ایشان، با اتکا به رأی قریب به ۱۶ میلیونی وی در رقابت انتخاباتی ۹۶ وي را به کاندیداتوری چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری فراخواندهاند. اصلاحطلبان نیز به دلیل از دست دادن پایگاه اجتماعی خود به علت حمایت از کاندیدای اجارهای انتخابات ۹۲ و ۹۶ (آقای روحانی) و عملکرد ضعیف و مغایر با شعارهای انتخاباتیاش ، در واهمه از دست دادن دومین قدرت رسمی کشور چون مجلس یازدهم در اسفند ۹۸ ، مغایر با آنچه که در توجیه ناکارآمدی دولت برآمده از حمایتشان بیان کردند از جمله : موانع ناشی از محدوديت اختیارات ریاستجمهوری و طرح همه پرسی قانون اساسی، به علت دلبستگی شدید ماندن در قدرتی که آن را فاقد اختیارات لازم میدانند، به دنبال گزینه یا گزینههایی که بتوانند هواداران سابق خود را به پای صندوقهای رأی بکشانند، با کاندیداتوری ِامثالي چون تاجزاده - که به دلیل سوابقی که بهزعم اربابان قدرت تایید و رد صلاحیت، جزو فتنهگران! میباشد، با علمِ بدان که رد صلاحیت خواهند شد، هزینه انتخابات را بالا برده، با تاکتیک «رد صلاحیت گسترده»، هواداران سابق خود را به واکنش حضور در پای صندوقهای رأی كشانده، میوه خود را از رقابت بچينند. نگارنده در چند یادداشت موفقيت اصلاحطلبان را توهمی بیش ندانسته آنها را بازنده حتمی انتخابات ۱۴۰۰ دانسته و تنها راه کسب مجدد قدرت را، در احياي پایگاه اجتماعی با استراتژي برکناری از قدرت و عدم شرکت در انتخابات - حداقل برای چهار سال - دانسته و میداند و اما در پايان اين نوشتار بر آقای رئیسی است که اینك و پس از عملکرد بسیار ضعیف رقیب خود در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ و انتصاب ایشان به ریاست قوه قضائیه از سوي مقام معظم رهبري و عملکرد نسبتا مناسب در جايگاه فعلی توانسته است بر محبوبیت خود بیفزاید، با ادامه رياست بر مسند قضا، نه تنها به تكليفي كه رهبري با انتصاب، بر عهده ايشان نهادهاند ادامه دهند، كه اميد اميدواران مبارزه با فساد را نااميد نكنند. مگر نه اینکه خدمت به جامعه تنها در قباي ریاست جمهوری نیست و در هر مسندی که بتوان آرمانهای انقلاب را به نحو مطلوب به منصه ظهور رساند خدمت به مردم، نظام، انقلاب و كشور است؟ و البته كه آيتا... رئيسي كانديد انتخابات رياست جمهوري نخواهد شد، چرا كه به صلاح او نيست.