وزیر امور خارجه روسیه در روزهای اخیر بارها از ایران خواسته هرچه زودتر کنوانسیون حقوقی دریای خزر را تصویب کند. او عنوان کرده انتظار دارد فرآیند تصویب وضعیت حقوقی دریای خزر در ایران به زودی به پایان برسد. این کنوانسیون مهم که سه سال پیش در آکتائو به امضا رسید، اجرایی خواهد شد و اساس همکاری ما در دریای خزر را تقویت خواهد کرد. در این میان ایران نیز صرفا واکنشی، چند روز پس از خواسته لاوروف داشت و وزیر خارجه ایران تصریح کرد استفاده صلحآمیز از دریای خزر که توسط ایران و قزاقستان به صورت مشترک انجام میشود و سه کشور دیگر همسایه دریای خزر بسیار مهم است و امیدواریم مذاکرات برای ترسیم خط مبدا هر چه سریعتر به نتیجه برسد. کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر ۲۱ مردادماه سال ۹۷ پس از ۲۱ سال گفتوگو و بدونمباحث تحدید حدود بستر و زیربستر و تعیین خطوط مرزی در قزاقستان در ۲۴ ماده به امضای سران پنج کشور ساحلی دریا یعنی ایران، روسیه، قزاقستان، جمهوری آذربایجان و ترکمنستان رسید. اتفاقات و اظهارنظرهایی که نشان میدهد اختلافات در این عرصه جدی است و حتی شتاب دولت روسیه برای به توافق رسیدن هر چه سریعتر آن نیز جای سوال دارد.
مسالهای حیاتی که امروز به یکی از مهمترین دغدغههای ایران در عرصه بینالملل بهواسطه پیچیدگیهایی که دارد، بدل شده است. در راستای بررسی این مساله «آرمان ملی» گفتوگویی با میرقاسم مومنی، کارشناس ارشد مسائل بینالملل داشته است که در ادامه میخوانید.
روسیه به چه علت تاکید بر حلوفصل هرچه سریعتر رژیم حقوقی دریایخزر دارد؟
بخش سرزمینی و نحوه بهرهبرداری از منابع دریای خزر دو موردی است که هنوز میان کشورهای حاشیه دریایخزر در مورد آنها اختلافاتی وجود دارد. روسیه به علت اینکه نمیخواهد مرتکب ریسک شود و این پروسه طولانی شود، درصدد است تا پیش از انتخابات ریاستجمهوری ایران این مصوبه را تصویب کند. آنها همچون سایر کشورها به فکر منافع خود هستند. آنها برای مرزهای جنوبی خود برنامه بلندمدتی دارند و این برنامه با جنگ در قرهباغ میان آذربایجان و ارمنستان کلید خورد. آنها میخواهند شرایطی فراهم شود تا حضور نظامی خود را در دریای خزر تقویت کنند زیرا این گمانهزنیها مطرح میشود که آذربایجان به دنبال تعمیق روابط با اروپا، رژیم صهیونیستی و ترکیه ممکن است به برخی کشورها اجازه حضور نظامی در دریای خزر را دهد. این اقدام را آذربایجان در ابتدا با بهانه آموزش یا حضور صرف مستشاران نظامی احتمالا در دستور کار قرار دهد. این نیز مورد دیگر نگرانی روسیه است، زیرا ذیل این تفاهمنامه قصد دارند تصویب کنند که هیچ کشوری جز 5 کشور پیرامون خزر، حق حضور در این آبها را ندارند.
جنگ قرهباغ چه ارتباطی با مسائل و اختلافات پیرامون دریای خزر دارد؟
بستر و عمق خزر منابع بسیار عظیم نفت و گاز را در خود جا داده است که از اهمیت بسیار مهمی برخوردارند و دسترسی به آنها آینده کشورها را میتواند تغییر دهد. بهرهبرداری و مدیریت این منابع نیز به نظر میرسد از جمله اختلافات باشد. امروز علاوه بر منابع انرژی و بحث سرزمینی، مسائل دیگر نیز مطرح است. یکی از منابع مهم درآمدی ترکمنستان صادرات گاز از طریق دریای خزر به اروپاست و آنها به دنبال تعیینتکلیف هستند تا سریعتر به منافع خود برسند. از سوی دیگر باید توجه داشت که انرژی همواره یک اهرم در اختیار روسیه علیه اروپا بوده است و به علت اینکه اروپا حجم زیادی از منابع انرژی خود را از روسیه دریافت میکند، این امر نیز برای آنها مهم است. روسیه در راستای مانع شدن بر سر مسیر صادرات گاز به اروپا، حضور در قرهباغ را کلید زد و عملا قرهباغ کاملا در اختیار روسیه قرار گرفته و روسیه در حال توسعه فرهنگ خود در این منطقه است. شهروندان قرهباغ امروز پاسپورت روسی دریافت میکنند و زبان روسی نیز در حال ترویج در این منطقه است. جنگ قرهباغ اقدامی بود که روسیه انجام داد تا کلیه خطوط انتقال انرژی به اروپا در اختیار خودشان باقی بماند.
ایران در خصوص دریای خزر چه باید بکند و روی چه درصدی با طرفهای دیگر به توافق برسد؟
روسیه یک شریک مهم برای ایران است؛ اما ممکن است این ارتباط خوب دوام نداشته باشد. امروز مهمترین مقوله برای روسیه انرژی و حفظ آن برای خود است. ما باید هوشیار باشیم و منافع بلندمدت را مدنظر قرار دهیم. پس از فروپاشی شوروی، روسیه عنوان کرد که تمامی تعهدات شوروی سابق را میپذیرد و طی یک اعلامیه رسمی نیز این را بیان کرده است. ایران طبق قرارداد 1921 با شوروی سابق، دریای خزر را میان ایران و شوروی تقسیم کرده اما بعد از فروپاشی شوروی ما با سه کشور دیگر نیز طرف شدهایم که عملا نمیتوانستیم به آنها هیچ بخشی از ساحل را ندهیم. پس از افزایش کشورها در حوزه دریای خزر، نظریه 20 درصد مطرح شد. در حالی که رایزنیها در خصوص 20 درصد پیش میرفت، آذربایجان و ترکمنستان عنوان کردند که نخواهند پذیرفت سهم ایران در دریایخزر در مقابل سواحل آنها قرار گیرد؛ زیرا عملا ایران سواحل کمتری نسبت به سایر کشورها با دریای خزر دارد. به همین علت آنها مدعی شدند باید براساس میزان ساحل، دریای خزر تقسیم شود که طبق آن سهم ایران 13 درصد خواهد شد. روسیه به دنبال این است که منافع خود را سریعتر به دست آورد و در این میان باید مسئولان ایرانی هوشیار عمل کنند.
ایران نباید از سهم 20 درصد خود کوتاه بیاید و باید بر آن پافشاری کند. فشاری روی ایران در حال تحمیل شدن است تا ایران سهم 13 درصدی را بپذیرد و در همین راستا قراردادهای دو طرفهای نیز میان کشورهای شمالی دریای خزر به امضا رسیده است؛ اما هنوز ایران، توافق نکرده و سهمی را نپذیرفته است.