اصلاحات اعلام کرده اگر به انتخابات وارد شویم، در قالب منافع ملی و چارچوب قانون اساسی عمل خواهیم کرد. نهاد اجماعساز نیز شرط و شروطی برای این مسأله قرار داده است. در نگاههای آکادمیک و منطقگرا بحث اساسی این است که از هر روزنه ممکن و هر درصد، برای مردم آسایش، برای کشور امنیت و برای ایران نگهبانی ایجاد شود، به همان اندازه باید بهرهبرداری کرد. در سیاست قاعده این است جریانات سیاسی هر مقدار میتوانند به کشور، مردم، آرمانهای مردم و حقوق آنها کمک کنند. در صورتی که مشارکت سیاسی از سوی جریانات پس زده شود، مردم از همان اندک نیز محروم خواهند شد. جریان اصلاحات به این دلیل میخواهد با همه محدودیتها به انتخابات ورود کند که منطقی را برای خود دارد و نمیتواند از طرق دیگری به غیر از مردم، صندوق رای و آگاهی وارد عرصه کنشگری شود. زمانی که فرصتی داده میشود تا چند نفر از مجموعه اصلاحات پشت تریبون آمده و صحبت کنند، همین یک سطح از کنشگری است که مردم حرفی جز روال معمول بشنوند. اگر اصلاحطلبان در انتخابات ثبتنام نکنند، چه کسی میخواهد این حرفها را در صداوسیمای ایران بزند؟ اصلاحطلبان مجال سخن گفتن را یک فرصت حداقلی میدانند. آقای خاتمی در آخر دوره ریاست جمهوری خود، گفتند، من تدارکاتچی هستم اما میبینیم تمام آمارها نشان میدهد، جز دولت زمان جنگ، سالمترین، پاکترین و موثرترین دولت در دورههای گوناگون همین دولت بوده است. نباید همین ظرفیت را نیز از دست بدهیم. از طرف دیگر محمود احمدینژاد تمام اختیارات را داشته و هر اقدامی خواسته انجام داده است، اما باز هم تشنه این بود که فضا را بستهتر کند و از کمبود اختیارات سخن گفته است. اگر امروز میبینیم آقای روحانی نگرانی دارد، حقی برای اعتراض ندارد، زیرا چیدمان و مدیریت دولت او یک قاعده منطقی را پیش نمیبرند. دولت آقای روحانی را 2 یا 3 نفر اداره کرده و این افراد همه کاره هستند. این روال صحیح نیست. فرصتی که برای رئیس جمهور فعلی ایجاد شد، برای هیچ کس پس از انقلاب ایجاد نشد که بخواهد کار کند اما روحیه، منش و رفتار آقای روحانی با آنچه مردم میخواستند، همسویی، همافزایی و همدلی نداشت. پیشنهاد شده بود که یک روز پیش از اینکه آقای روحانی به تحلیف برود، با مردم و قوا صحبت کند و بگوید با توجه به وضعیت کشور، اگر به دولت کمک میکنید، با تمام وجود جلو خواهم آمد اما اگر مقابل سنگاندازیها نمیایستید، در این جایگاه قرار نگیرم. آقای روحانی این کار را نکرد، زیرا این کار را انجام نداد. قانون اساسی ما باید اصلاح شود اما اگر نشد، دلیلی بر این نیست که جریان اصلاحات با تمام مشکلات وارد صحنه نشود. اگر مشکلاتی پیش پای اصلاحطلبان وجود داشت، باید بگوییم سایرین بیایند و با اخذ جایگاهها، شرایط کشور را دشوارتر کنند؟ اصلاحطلبان جلو میآیند، اگر به آنان میدان داده شد، موجب مسرت است و اگر میدان ندادند نیز به مردم، وجدان خود و تاریخ میگوییم ما جلو آمدیم اما به ما برچسب زده شد.