تورم اقتصاد ایران از دهه 50 هجری شمسی شروع شده است؛ در دهه 40 میانگین تورم 6/1 درصد بوده است ولی به یکباره تورم در دهه 50 به 5/13 درصد افزایش یافت. در دهه 60 میانگین تورم 1/18 درصد، دهه 70 معادل 4/24 درصد، دهه 80 معادل 7/14 درصد و دهه 90 معادل 24 درصد بوده است. در دهه 90 مشابه دهه 70 بالاترین میانگین تورم اقتصاد ایران از دهه 40 به بعد ثبت شده است، شروع تورم در اقتصاد ایران از دهه 50 بوده است، طبق نظریههای پولی یکی از مهمترین ریشههای تورم، رشد نقدینگی است؛ این در شرایطی بوده که بررسی ریشههای رشد نقدینگی نشان میدهد میانگین رشد نقدینگی در دهه 40 معادل 2/17 درصد بوده که در دهه 50 این رقم به یکباره به 6/31 درصد رسیده است. ضمن اینکه میانگین رشد نقدینگی در دهه 60 معادل 8/17 درصد، دهه 70 معادل 1/27 درصد، دهه 80 معادل 2/28 درصد و دهه 90 معادل 8/27 درصد بوده است. این آمار نشان میدهد که از دهه 50 رشد نقدینگی شتاب گرفته است. بالاترین رشد نقدینگی را در دهه 50 داشتیم. ضمن اینکه از دهه 70 به بعد نیز رشد نقدینگی نسبت به شرایط اقتصاد کشور بالا بوده است. یکی از علل تورم بالابودن ضریب فزاینده نقدینگی است، رشد نقدینگی در ادبیات اقتصادی برابر است با ضریب فزاینده نقدینگی در رشد پایه پولی، به این معنی که اگر یک تومان پول پرقدرت منتشر شود، ضرب در ضریب فزاینده میشود و رشد نقدینگی را به همراه دارد؛ در دهه 40 ضریب فزاینده نقدینگی 4/2 درصد بوده که در دهه 50 این رقم به 6/2 درصد، دهه 60 به 7/1 درصد، دهه 70 به 6/2 درصد، دهه 80 به 1/4 درصد و دهه 90 به 6 درصد رسیده است. ضریب فزاینده نقدینگی الان 8/7 درصد است، این یعنی هر یک تومانی که بانک مرکزی در این شرایط چاپ کند، نقدینگی 8/7 برابر میشود؛ بهعبارت دیگر اگر بانک مرکزی یک تومان منتشر کند و پایه پولی را بالا ببرد نقدینگی حدودا هشت برابر میشود. ضریب فزاینده در سالهای اخیر به وضعیت پایه پولی افزایش چشمگیری داشته به صورتی که از دهه 70 به بعد بصورت میانگین رشد پایه پولی بالای 20 درصد بوده است، بنابراین آمار نشان میدهد که یکی از علل تورم در اقتصاد ایران، رشد نقدینگی و رشد پایه پولی بوده است که در کنار آن ضریب فزاینده نقدینگی نیز نقش بالایی داشته است. به همین دلیل خیلی از اقتصاددانها معتقدند که اگر میخواهیم تورم را در اقتصاد ایران کنترل کنیم باید رشد نقدینگی هدفگذاری شده و به زیر 20 درصد برسد؛ این هدفگذاری را اتحادیه اروپا هم دارد ضمن اینکه بسیاری از کشورها برای رشد نقدینگی در اقتصادشان هدفگذاری انجام داده و براساس آن عمل میکنند. در اقتصاد ایران با این وضعیت اگر قصد کنترل تورم را داشته باشیم حتما باید رشد نقدینگی را به زیر 20 درصد هدفگذاری کنیم، متناسب با این هدفگذاری باید ضریب فزاینده و رشد پایه پولی نیز هدفگذاری شود، چراکه رشد نقدینگی برابر است با ضریب فزاینده ضرب در رشد پایه پولی؛ این نظریه پولیون در اقتصاد است آنها معتقدند رشد قیمت کالاها و خدمات در اقتصاد برابر است با رشد نقدینگی منهای رشد اقتصادی؛ البته اگر سرعت گردش پول را ثابت در نظر بگیریم. طبق نظریه پولیون و با توجه به رشد نقدینگی 8/27 درصدی در دهه 90 منهای رشد صفر درصدی، باید منتظر تورم 27-28 درصدی باشیم؛ این نظریه میگوید رشد نقدینگی منهای رشد اقتصادی برابر با رشد قیمت کالاها و خدمات یا همان تورم است. طبق این نظریه یا باید رشد نقدینگی را کاهش دهیم یا رشد اقتصادی را بالا ببریم تا بتوانیم تورم را مهار کنیم؛ اما در دهه 90 رشد اقتصادی صفر درصد بوده است و برای اقتصادی که رشد اقتصادی آن صفر درصد است و شرایط رکود اقتصادی دارد و طرف عرضه آن با مشکل مواجه است، رشد نقدینگی 27-28 درصدی به معنای رشد 27-28 درصدی قیمت کالاها و خدمات (تورم) است. ضمن اینکه در دهه 90 ضریب فزاینده خیلی بالا رفته است و هر ریالی که منتشر شود نقدینگی 8 برابر میشود.