بستن
کد خبر: ۱۰۱۲۶۶۱

به سوی ادبیات فارسی

به سوی ادبیات فارسی
سمیه مهرگان روزنامه‌نگار

در ادبیات فارسی نویسنده به شکل حرفه‌ای که راه امرارمعاشش از طریق نوشتن باشد، کم است یا اصلا نداریم. دلایل مختلفی را می‌توان برای این مساله برشمرد، از عدم استقبال خواننده‌های ایرانی به داستان‌های فارسی گرفته تا سانسور شدید که موجب می‌شود داستان‌ها تهی از خلاقیت باشد. از ضعیف‌بودن داستان‌های فارسی گرفته تا از تیراژ پایین کتاب‌ها، و شاید چاپ و رونق ترجمه آثار داستانی خارجی طی دو دهه گذشته. البته که این امر به خودی خود ایراد ندارد، اما عرصه رقابت را نیز برای داستان ایرانی تنگ کرده است. نمی‌توان هم مترجم یا ناشری را از این کار برحذر داشت. پس چه باید کرد؟
پاسخ این پرسش به همین سادگی‌ها نیست که بتوان برایش یک راه‌حل منطقی پیدا کرد. در طول صدساله ادبیات داستانی فارسی، شاید استقبال از ادبیات داستانی فارسی را باید در دهه‌های بیست تا شصت برشمرد. در این دهه‌ها، استقبال از آثار داستانی فارسی شاید حتی در ابیات خارجی هم بیشتر بود، اما از دهه هشتاد و با رونق‌گرفتن کار ترجمه، عملا می‌توان گفت داستان فارسی به حاشیه رفته و به مانند شعر دچار بحران شده است- به استثنا آثار پرفروش کلاسیک‌های داستان، نویسنده‌های امروزی به طور مطلق از بحران مخاطب رنج می‌برند.
با این‌حال، باید کاری کرد که تا ادبیات داستانی فارسی هم بتواند همچون دیگر ادبیات ملل، راه خود را بپیماید: چراکه به‌قول نویسنده نوبلیست پرویی ماریو بارگاس یوسا، «ادبیات همیشه تاثیر خودش را روی خواننده می‌گذارد؛ این شاید به شکل یک حس رضایت‌مندی باشد یا تغییر به سمت خوبی‌ها؛ هر حسی که باشد، زندگی آدم‌ها با مطالعه کتاب غنی می‌شود.» و مطمئنا زندگی انسان ایرانی نیز با آثار ادبیات فارسی غنی می‌شود. چراکه خواندن آثار داستانی موجب می‌شــود در پنهانی‌ترین وجوه شخصیت انســانیمان به حس نزدیکی با یک فرهنگ برسیم؛ زیرا خواندن، همانطور که غرایز، شور و احساسات رفتارهایمان را تعریف می‌کند، مطالعه روانشناسی ما را نیز غنا می‌بخشد. این همان قدرت ادبیات است که می‌توان آینده‌ روشنی را برای همه ما به ارمغان بیاورد به شرطی که به آن اجازه داد تا در محیط و شرایط خلاقه و آزاد رشدونمو کند.
به همین دلیل است که یوسا با ذکر این نکته که «چرا ادبیات؟»، می‌گوید: ادبیات بهترین سلاح در مقابل تعصب است؛ چراکه کتاب‌های خوب، بهترین دفاع در برابر عقاید تحریف‌شده مردم، باورها و رسوم مختلف است. در ادامه همین پرســش، یوسا ادبیات را دشمن طبیعی همه دیکتاتوری‌ها می‌داند و می‌گوید: «خواندن حس امید و آرزوی داشتن جامعه‌ای بهتر را درون شــهروندان به وجود مــی‌آورد؛ جایی که مردم بتوانند رویاهای خود را آزادانه دنبال کنند. وقتی یک نفر مطالعه می‌کند، رویکــردی انتقادی پیدا می‌کند تا واقعیت را به دنیای کتاب‌ها نزدیک کند. ادبیات میل درونی برای تغییردادن و ایستادن مقابل ســلطه را که از گهواره تا گور ســعی در کنترل مــا دارد، بیدار می‌کند. کتاب خوب خواندن راهی برای مجهزشدن در بحبوحه اعتقادات و روبه‌روشدن با هرچه نادرستی در جهانی است که در آن زندگی می‌کنیم؛ راهی که از آن طریق بتوانیم در جهت تغییر جهان بکوشیم و آن را به دنیای تخیلاتی که با وجود کاستی‌ها و محدودیت‌هایمان خلق کرده‌ایم، نزدیک کنیم.»
برای همه ما مسلم و مسجل است که مطالعه بهترین نوع سرگرمی است و شالوده تربیت‌کردن انسان‌های آزاد؛ اگر اینطور است پس باید کاری کنیم که ادبیات داستانی فارسی نیز به مانند دیگر ادبیات ملل، جایگاه واقعی خودش را در بین خوانندگان باز کند: شکوفایی ادبیات داستانی فارسی، مطمئنا موجب شکوفایی فرهنگ سیاسی-اجتماعی مردم نیز می‌شود؛ چراکه کتاب‌های خوب امید به تغییر زندگی و این را که جوامع روزی به تمام این محدودیت‌ها غلبه می‌کنند و جوامعی عادلانه‌تر به وجود می‌آیند، ارتقا می‌بخشد. جوامعی به وجود می‌آیند که به دنیاهای تخیلی ما نزدیک‌تر هستند. اشیای واقعی از درون کتاب‌های خوب سربرمی‌آورند و رنگ و بوی واقعیت به خود می‌گیرند. و اینکه مطالعه کتاب‌های خوب آدم‌های بهتری از ما می‌سازد. ما باید فرزندانمان را قانع کنیم که خواندن مسلما لذتی خارق‌العاده است، به ویژه خواندن ادبیات، اما در عین حال بهترین راه برای بهترشدن. مطالعه راهی است برای آمادگی بیشتر در مواجهه با چالش‌هایی که در تمام طول عمر ما حضور دارند، و مطالعه ادبیات شاید بهترین راه.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی