اگر نگوییم بعد سیاسی برجام پررنگتر از خوانش دیپلماتیک، امنیتی، اقتصادی و تجاری آن است، کمتر از این ابعاد نیست. به هرحال توافق هستهای نتیجه کنشوواکنش و گفتوگوی جریانهای سیاسی نسبت به مذاکره با غرب خصوصا ایالات متحده در قبال پرونده فعالیتهای هستهای بود. نکته مهمتر به این واقعیت بازمیگردد که اگرچه برجام دارای بعد سیاسی یا بهتر بگویم خوانش سیاسی داخلی است، اما متفاوت از آن است که توافق هستهای «بازیچه سیاسی انتخاباتی» شود. لذا این دو مقوله باید از هم تفکیک شود؛ بله برجام سیاسی است، اما بازیچه سیاست نیست. مضاف بر این، همزمانی شرایط خاص کنونی برجام با انتخابات ریاستجمهوری خرداد ماه باعث شده است اکنون توافق هستهای بیش از هر زمان دیگری سیاسی شود. البته این امر بسیار طبیعی است؛ چون برجام یکی از مهمترین توافقات و اسناد دیپلماتیک در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است که تاثیرات بسیار مهم، حال مثبت و منفی روی تمام ابعاد و وجوه کشور گذاشته است. پس طبیعی است که برجام یکی از محورهای رقابتهای سیاسی انتخاباتی در کشور باشد. پیرو این نکته اگر نشست وین برای احیای برجام در شرایطی روی میداد که ما شاهد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در کشور نبودیم تا ایناندازه توافق هستهای سیاسی نمیشد. یعنی احزاب و جریانهای داخلی تا بهایناندازه بر شبهه سیاسیشدن برجام دامن نمیزدند. پس همزمانی برگزاری نشست وین برای احیای برجام با برگزاری انتخابات ریاستجمهوری بیش از هر زمان دیگری عملا به کاتالیزوری برای سیاسی شدن برجام بدل شده است. مسالهای که یک امر منفی برای سیاسی شدن برجام تلقی میشود این است که جریانهای سیاسی داخلی، بهخصوص اصولگرایان، که مجلس یازدهم را در دست دارند، سعی می کنند توافق هستهای و احیای برجام را به یک بازیچه سیاسی انتخاباتی بدل کنند. یعنی این جریان سعی میکند اینگونه تلقین کند که احیای برجام و نشست وین عملا به تلاش ظریف و جریان حامی او برای پیروزی در انتخابات تبدیل شده است. لذا برای رفع این نگرانی در تلاشند از اهرم «عدماحیای برجام» یا «تاخیر در احیای برجام به بعد از انتخابات» به عنوان یک بازیچه سیاسی برای پیروزیشان در انتخابات استفاده کنند. اینجاست که سیاسیبودن و سیاسیشدن برجام به عنوان یک بازیچه مطامع انتخاباتی میتواند آسیبها و تبعات مخرب جدی برای منافع ملی کشور داشته باشد. اگر نشست وین برای احیای برجام با برگزاری انتخابات ریاستجمهوری در کشور همزمان نمیشد، باز هم شاهد سیاسیشدن برجام و مشخصا بازیچه سیاسی شدن توافق هستهای نبودیم؟! قطعا چرا. چون اساسا جریان اصولگرا با یک نگاه و خوانش ایدئولوژیک و انقلابی هیچگونه رغبت و تمایلی برای تلاش داخلی به منظور مذاکره و گفتوگو با غرب و به خصوص ایالات متحده آمریکا ندارد. این مساله در زمان گفتوگوهای برجامی در دولت یازدهم بعد از انتخابات ریاستجمهوری سال ۹۲ هم مطرح بوده که در آن زمان فضای انتخاباتی وجود نداشته است. پس چون جریان اصولگرا مخالف مذاکره و گفتوگو است همواره سعی میکند همه تلاشها و تحرکات دیپلماتیک برای مذاکره با غرب را امری سیاسی یا بهتر بگوییم بازیچهای سیاسی جلوه دهد تا با حساسیتآفرینی گاها کاذب آن را مختل کند. چون عملا برجام، گفتمان جمهوری اسلامی را در حوزه سیاست خارجی تغییر داده است. یعنی توافق هستهای به جهان اعلام میکند بنای ایران بر تنشزدایی در عرصه روابط بینالملل است. این جریان سعی میکند برای به حاشیه کشاندن این گفتمان، عملا ذیل سیاسی کردن این تلاشها، شرایط را به نفع خود تغییر دهد. کمااینکه همین نگاه منفی درخصوص برجام پیرامون FATF هم مطرح است. همانگونه که اصولگرایان هم به دنبال کسب قدرت هستند، اصلاحطلبان و دیگر جریانهای معتدل حامی دولت هم از هیچ تلاشی برای احیای برجام به منظور کسب برگ برنده در آستانه انتخابات ریاستجمهوری دریغ نمیکند، اما اینجا نکته مهمی که باید ملاک نظر باشد به «اخلاق سیاسی» بازمیگردد.