ثبات؛ مهمترین موضوع برای رشد تولید
ادامه از صفحه اول / مکانیسم بازار خودتنظیم است و گاهی اگر اقدامی صورت نگیرد بازار خودش را اصلاح میکند و اتفاقا زمانی که مداخله صورت میگیرد باعث بههمریختگی میشود و مشکلات را بیشتر میکند. در حوزههای مختلف باید دقت صورت بگیرد تا قوانین به حداقل برسد و قوانین و مقررات موثر و با ثباتی نوشته شود. باید با نگاه سیستمی و یکپارچه به موضوعات نگاه کنیم؛ یعنی شاید از منظر سازمانی نظیر گمرک نوشتن قانونی خوب باشد ولی در اجرا؛ همین قانون دچار مشکل میشود چون زیرساخت این قانون با زیرساخت بانک مرکزی هماهنگ نیست! برای عوض کردن یک قانون باید اول به صورت پایلوت طرح جدید را اجرا کرد تا بتوان از مشکلات آن باخبر شد و بعد از رفع مشکلات به همه بخشها تعمیم داده شود. اقداماتی که امروز صورت میگیرد باعث مشکلتراشی میشود. گاهی اوقات یک مقررات یک خطی نوشته میشود و بخش خصوصی سالها باید وقت صرف کند تا این مشکل را برطرف سازد. در حل مساله ابتدا باید مشکلات شناسایی شوند تا بتوان راهحل مناسبی برای آن اتخاذ کرد. رفع این موانع از اهمیت زیادی برخوردار است و بحث تامین مالی، فضای کسبوکار، ثباتبخشی به قوانین و مقررات، تعیین نرخ ارز و ... در تولید اثرگذار هستند. بنگاهی که قرار است کارش را آغاز کند باید بداند که نرخ ارز به چه سمتی حرکت خواهد کرد، اینکه قیمت کالا را نه بازار که دولت تعیین میکند برای تولیدکننده انگیزه ایجاد نمیکند. این اتفاق در حوزه کشاورزی، صنعت، تولید و... میافتد و این نرخگذاریها نمیگذارد تا رشدی در این حوزهها اتفاق بیفتد و باعث دخالت در بازار میشود که هم به ضرر مصرفکننده است و هم به ضرر تولیدکننده! در مدتی که قیمتگذاری در بازار صورت گرفته چقدر موثر بوده است؟ اگر واقعا موفق بوده ادامه بدهیم و اگر موفق نبوده باید مشکلات و نواقص را برطرف کنیم. باید به صورت ریشهای به مسائل نگاه کنیم. یکی از مشکلات جدی دیگر مشکلات ساختاری است که این موضوع باعث تعدد تصمیمگیری و اختلال شده است. اقدامات موثر برای تولید باید به صورت متمرکز صورت بگیرد نه اینکه چندین سازمان و نهاد با دخالت در کار یکدیگر اقدامی غیرمفید انجام دهند.
اراده ایران و آمریکا برمذاکره است
ادامه از صفحه یک / عربستانیها معتقدند پشتوانه ندارند و آقای ترامپی نیست که از آنها حمایت کند و آنها نیز پول خرج او کنند؛ بنابراین از گردنکشی دست برمیدارند. اسرائیل نیز همانطور که میبینید برخی از مسئولان آنها مصاحبه میکنند که مساله برجام در وین حل شده است؛ در رابطه با این مساله نمیتوان کاری کرد و ایران و آمریکا به توافق میرسند. اکنون واسطهها یعنی اروپا، چین و روسیه بین ایران و آمریکا کار میکنند، اگر در مذاکرات برجام نیز دقت میکردیم، این واسطهها یعنی اعضای 1+5 نسبت به روابطی که بین ایران و آمریکا در حال برقراری بود حساس بودند و حتی وزیر خارجه فرانسه سنگاندازی میکرد، بنابراین اروپا میخواهد برجام از بین نرود؛ اما نمیخواهد ایران و ایالات متحده در یک حدی به یکدیگر نزدیک شوند که منافع آنها به خطر بیفتد و حتی روسها نیز به همین شکل. اگر بهجایی برسیم که مذاکرات به نتیجه برسد، باید این را بپذیریم که از این به بعد به نفع ایران نیست که واسطهها پیامهای بین ایران و ایالات متحده آمریکا را جابهجا کنند؛ هرچه به سمت جلوتر برویم خیلی به نفع اروپاییها و روسها نیست که روابط ایران و آمریکا خوب شود. آنها
میخواهند برجام بماند اما خیلی هم دوست ندارند که ایران و آمریکا به هم نزدیک شوند که منافع رنو، توتال، پژو و زیمنس و حتی مسائل دیگر در منطقه به خطر بیفتد. نمیخواهم بگویم آمریکاییها کاملا از منطقه میروند اما پیشتر عنوان کردهاند که اولویتشان چین است و از افغانستان و عراق نیروهای خودش را بیرون میکشند تا در آنجا تمرکز کنند.
آزارگران جنسی حریم نمی شناسند
ادامه از صفــحه یــک / نکته دیگری که باید بدان اشاره کنم اینکه این موضوع خاص جامعه ما نیست و معمولا پدیدههایی از این دست، پدیدههای جهانشمول هستند اما نباید جهانشمول بودن به منزله عادی شدن این موضوع تلقی شود. این درحالی است که هم قوانین باید در چنین مواقعی از بچهها توسط هر کسی که مورد آزار قرار بگیرد، حمایت بکند و هم مردم باید قوانین و منابع اجتماعی را بشناسند. یکی از منابعی که در این موضوع میتواند کمک کند و مردم میتوانند از آنها کمک بگیرند، 123 یا اورژانس اجتماعی است که خودم در تاسیس این برنامه توفیق داشتم و ایجاد شده تا مواردی از این دست گزارش شود. هم خانوادهها و هم همه کسانی که میشناسند اگر به موقع گزارش کنند، فضا را برای کودکآزاران جنسی و هر نوع دیگری از کودکآزاری و اعمالکنندگان خشونت خانگی ناامن خواهند کرد. ناامن از این نظر که گزارش و پیگیری میشود. اورژانس اجتماعی مداخلات اجتماعی و روانی را انجام میدهد و طبیعتا وقتی به مراجع قضائی هم گزارش میشود، به استناد قانون حمایت از اطفال و نوجوانان که بهتازگی تصویب شده و محورش همین موضوعات است، میتواند حمایتهای لازم را داشته باشد. حمایتهای
قانونی در چنین شرایطی میتواند یک پشتوانهای هم برای کسانی باشد که گرفتار چنین مشکلاتی میشوند تا حمایتهای قانونی را پشت سر خودشان داشته باشند و این حمایتهای قانونی، دسترسیشان به حمایتهای روانی و اجتماعی را به نوعی تسهیل بکند. به نظر میرسد شنیدن اخباری از این دست در هر جامعهای اخبار خوشایندی نیست و یک ترسی را در درون خانوادهها ایجاد میکند. میخواهم بگویم ما نباید بترسیم اما مراقبت کردن موضوعی است که همه ما در قبالش مسئولیت داریم. اگر میخواهیم به خرید برویم فرزندمان را به همسایه نسپاریم، اگر متوجه شدیم که بچه را نزد کسی میخواهیم بگذاریم که مورد وثوقمان هم هست و بیتابی و داد و بیداد میکند که نمیمانم، شک کنیم که نکند از قبل تجربه تلخی را داشته باشد. فکر میکنم یک مقدار حساسیتمان نسبت به این موضوعات کمتر است. اما موضوع، ترویج بیاعتمادی نیست. ما در عین حال که اعتماد و اطمینان داریم اما مراقبت، محافظت و حراست از سلامت کودک در همه شرایط به عهده همه اعضای خانواده است.