وفادارانه
رمان «وفادارانه» با گذشت 20 سال از انتشارش، هنوز هم به همان اندازه ارزشمند است. جيمى فيوراى مىنويسد: «نشانههاى گروه راك اُئِيْسِز (Oasis) و پسران جادوگر ناپديد شدهاند، اما رمان وفادارانه كه اواسط دهه 90 توسط نيك هورنبى منتشر شد، هنوز در يادها است.
هورنبى داستان «وفادارانه» را به روايت صاحب فروشگاهِ ركورد، قهرمان وينيل و زندگى عاشقانه و دشوار او نقل مىكند، در طول رمان او پى مىبرد كه در زندگى، پنج شكست اصلي وجود دارد كه مىتوان با بعضى همچون شعلههاى آتش دوباره ارتباط برقرار كرد و با توجه به آن به برخى از سوالات اساسىِ زندگى پاسخ داد.
بیست سال پيش، زمانى كه «وفادارانه» منتشر شد، يك انقلابى عظيم همراه خود داشت. اين كتاب اوج توجه اواسط دهه ٩٠ را به خود جلب كرد. اما محبوبيت اين رمان چيزي بيشتر از آن بود كه بهنظر مىرسيد، او درمورد مردان و مردانگى صحبتى كرد كه تا به الان بىنظير است. نمیشود گفت اين داستان، داستانی مردان يا مردانه روشنفكر است، اما مخاطب اين كتاب مردانى با سطح هوشيارى بالا هستند.
موضوع اين كتاب بهسادگى در زندگى روزمره رايج است، اگرچه طى ٢٠سالى كه از انتشار اين كتاب گذشته، جهان تغيير كرده، تعداد فروشگاههاى کاست و صفحه كم شده، و موسيقى به صورت آنلاين منتشر مىشود، اما اين حقيقت درونى اين كتاب است كه آن را از گذشته به حال مرتبط نگه مىدارد و خوانندگان اين حقيقت را در اين كتاب تشخيص مىدهند و با آن ارتباط مىگيرند، خواه اين ارتباط براساس ترس از مسئوليت باشيد يا تمايل به زندگى دوباره در گذشته يا وسواس در رتبهبندى مسئوليتها در زندگى.
به دليل موفقيت در چاپ اين كتاب، در سال ٢٠٠٠ فيلمى با بازى جان كوزاك و جك بلك ساخته شد. اين اقدام به شيكاگو منتقل شد و نام قهرمان داستان تغيير كرد، اين فيلم يكى از معدود فيلمهايى است كه مطابق با منبع اصلى است، اما هنوز هم هركس كه ميخواهد «وفادارانه» را بهعنوان يك اثر فرهنگى قابل توجه بفهمد، خواندن كتاب را باید به او پيشنهاد داد؛ زيرا در آن شما هرچيزى را در ارتباط با خود، دوستان و روابطتان پيدا خواهيد كرد. و اگر به ادبيات علاقه داشته باشيد، اين كتاب جزء پنج آثار مورد علاقهتان مىشود.
نشتی
هورنبى را بايد بهخاطر صراحت غيرمستقيم در كلامش ستايش كرد. كيتى کار، شخصت رمان «نشتی» يك فرد موفق ولى پريشان است كه اخيرا با مردى كه بيشتر از شوهرش جذب او شده، ارتباط داشته است. او انسانى ارزشمند است و كتابهاى خوبى مىخواند، افكار خوبى دارد و سىدىهاى خوبى را خريدارى مىكند، اما اين ترس را دارد كه به يك شبح تبديل شده، اين يك نوع ترس مضحكانه است كه در كتابهاى كودكان و برنامههاى تلويزيونى قديمى پيدا مىكنيد، كه در اينجا به عنوان بخشى از ده رمان آخر مارگارت درابل مىآيد.
در صفحه دوم اين رمان احساسى و غيرمنتظره، شخصيت اصلى اعتراف مىکند كه داستان زندگى او بديع نيست.كيتى كار، يك پزشك ٤٠ساله و سختكوش است و با شوهرش به دليل اينكه رابطه دلخواهش را با او ندارد، قصد جداشدن دارند. او مى گويد: «اگر افكار من در مورد ازدواج ما به يك فيلم تبديل شده بود، ميگفتنداين فيلم هيچ طرح و نقشهاى ندارد. من درباره خلاصه داستان بحث نميكنم زيرا ما چيز خاصى از آن نيستيم.» شخصيت كيتى كار، در فيلم «چگونه خوب باشيم»، شخصيتى فهيم و باهوش است كه مورد پسند جوامع درجه يك است، اما شخصيت او در رمان مورد پسند جوامع درجه دو است.در مقابل، ديويد گاهى نويسندگى چند كاتالوگ يا مقالههاى محلى را بر عهده مىگرفت، اما بيشتر وقت خود را صرف نوشتن رمان تلخى در مورد با فرهنگ جذاب پس از پرنسس دايانا در انگليس مىكرد. او مىگويد من ٤١ساله هستم و نيمى از عمر خود را با حسرت از دستدادن دهه ٦٠ گذراندهام. به گفته او در آن زمان، جامعه غربى، يك جلسه غيررسمى برگذار كرد تا به اين نتيجه برسند كه خيريههاى عمومى بايد توسط افراد سالم و منطقى مانند كيتى، اداره شود. اماآنها شكست خوردند. و اين دليل حــــدس هركســـى است كه چرا
هورنبى احســـاس كرده كه زمان، زمان بازشمارى است.