زمانــیکه ما از اختلالات عاطفی فصلی صحبت میکنیم، گاهــی هم اختلالات خلقی مطرح میشــوند. بد خـلقــی یا خوش خلقی، افسردگی، ناراحتی، گرفتگی و حتی سرخوشی و سرحالی به جنبههای احساسی و عاطفی ما مربوط میشود. در مورد اختلالات عاطفی فصلی نیز باید گفته شود که این جنبهها، بخشی از دسته بندیهایی است که سازمانهای جهانی ارائه کردهاند. اختلالات عاطفی فصلی بخشی از اختلالات خلقی است که بحثهای زیادی حول آن شکل گرفته است. برخی افراد در فصلهای خاص، با تغییراتی مواجه میشوند که بیشتر به صورت علائم افسردگی بروز میکنند. این اختلالات بیشتر در جوامعی مشاهده میشود که میزان آفتاب در آن در جوامع کمتر است. برای مثال در کشورهای شمال اروپا، مردم بیشتر به این اختلالات عاطفی دچار میشوند. در این مناطق، بیشتر ساعات شبانه روز تاریک است و نور کمتری به نسبت سایر جوامع در آنها وجود دارد. در این مناطق تلاش میشود تا از راه استفاده از نور، تغییرات بیولوژیکی را در این افراد به وجود آورند تا احساس خلقی بهتری در فرد ایجاد شود. در برخی دستهبندیها نیز گفته میشود که این مساله نباید به ایام پاییز و زمستان که هوا بیشتر تاریک است، محدود شود و در بهار نیز این افسردگی افزایش پیدا میکند. افرادی که دچار این اختلالات میشوند، به طور کلی بیحوصله هستند و از جمع کناره گیری میکنند. اختلال در خواب نیز میتواند یکی از علائم افسردگیهای فصلی باشد. این افراد در برقراری ارتباط با دیگران دچار مشکل شده و عملکرد خوبی از خود نشان نمیدهند. حتی میتوان از کاهش علایق در مورد این افراد سخن گفت. به طور کلی آنچه که در مورد افسردگی وجود دارد را میتوان به افراد دچار اختلالات عاطفی فصلی نیز نسبت داد. افراد بسیاری را در میان مراجعان خود دیدهام که پس از مدتی، نسبت به زمان شروع این اختلالات آگاهی پیدا کردهاند. روانشناسان در بسیاری از موارد این اختلالات را جدی نمیگیرند و دلیل این کار را پایان افسردگی با گذشت زمان آن فصل میدانند. اما میتوان با تجویز درمانهایی، باعث شد که فرد این چندماه را بسیار راحت تر پشت سر بگذارد. زمانی که فرد با تغییرات خلق خود و زمان بروز علائم آن آشنا باشد، میتوانند با مراجعه به روانشناس، نسبت به پیشگیری از این حالتها، اقدام کنند. دارو میتواند به تعادل یافتن بیماران به لحاظ بیوشیمیایی کمک کند تا افراد به عملکرد مطلوبی برسند. اما درمان اختلالات عاطفی فصلی، فقط به مصرف دارو محدود نمی شود. بسیاری از روانشناسان، سعی دارند تا از شیوههای رفتاری یا شناختی- رفتاری برای درمان استفاده کنند. زمانی که فرد احساس میکند که برای مثال زود ناراحت میشود، بیشتر از دیگران در خود فرو میرود یا حوصله دیگران را ندارد، میتواند با مراجعه به یک مشاور نسبت به پیشگیری از اوج گرفتن این اختلالات اقدام کند. اگر جنبههای بیولوژیکی افسردگی را کنار بگذاریم، در بیشتر موارد، افسردگی ناشی از تعبیر و تفسیر در ذهن خود فرد است. برداشتهایی که میکنیم، معیارهایی که داریم و مسائلی از این دست، میتواند باعث بروز افسردگی شود.