از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، متاسفانه حدود 145 محیط بان کشورمان را از دست دادیم و 310 محیط بان نیز مجروح شدند به گونهای که تا آخر عمر باید برای جراحی، درمان و... در راه بیمارستان بمانند. بنده شخصا با این عزیزان در ارتباط هستم و در این زمینه تجربه 50 ساله دارم بنابراین میدانم مشکل اصلی آنها «اسلحه» است درحالی که اسلحه به شدت تحریک کننده است و هیچ وقت حیات وحش منطقه ما را حفاظت نکرده است. شاید 50 سال پیش که مهندس اسکندر فیروز گروه محیطبانی را تشکیل داد، اسلحه میتوانست کارگشا باشد و محیطبانان را به جامعه شکارچیان معرفی کند اما الان دیگر کاربرد ندارد همانگونه که ما دیگر داروها، وسایل خانه و آشپزخانه، ماشین و...50 سال پیش را استفاده نمیکنیم از طرفی شکارچی که برای شکار به طبیعت میرود، میخواهد 20-30 کیلو گوشت قاچاق به دست بیاورند بنابراین مستحق مرگ نیست که ما اسلحه بدون کاربرد دست محیط بانان دادیم. وی گفت: باید اسلحه محیطبانان گرفته شود، خوشبختانه قانون حمایت قضائی و بیمهای از مأموران یگان حفاظت محیط زیست در سال گذشته تغییرات خوبی کرده اما هنوز اگر شکارچی متخلفی 10 قوچ، میش، آهو و... شکار کرده باشد محیطبان اجازه ندارد به او شلیک کند بلکه طبق قانون ابتدا باید دستور ایست دهد که بنده عینا در دادگاهها دیدم شکارچی میگوید نشنیدم، سپس تیر هوایی بزند که باز هم شکارچی میتواند بگوید گوشهایم سنگین است و نشنیدم و سپس پس از در خطر بودن جان خود و همکارش از کمر به پایین به شکارچی شلیک کند که طبیعتا با یک تفنگ 30-40 ساله زنگ زده نمیتوان نشانه گیری دقیقی از فاصله 150 کیلومتری داشت از طرفی اگر محیطبان شلیک نیز کند دادگاه به سختی میپذیرد جان او و همکارش در خطر بوده که شلیک کرده است. اینکه محیطبانی پس از شلیک نمیتواند در دادگاه ثابت کند جانش یا حتی جان همکارش در خطر بوده که مجبور شده شلیک کند یک معضل بزرگیست که باعث شده اسد تقی زاده، غلامحسین خالدی و تعداد دیگری از محیطبانان 6 تا 8 سال به زندان بروند و حتی محیطبانی به اسم علی افضلی در کرمان اعدام شود بنابراین نظر شخصی من این است که اسلحهها باید جمع آوری شوند. بهترین کار این است که یک میکروفن در یقه تمام محیطبانان گذاشت، جلوی وسایل نقلیه آنها دوربین قرار داد تا تمام رویدادها و اتفاقات ضبط و ثبت شود و اگر محیطبانی مشاهده کرد یک شکارچی وارد محیط شده سریعا به وسیله میکروفن خود به پلیس اطلاع دهد تا به محیط بیایند و فرد را مورد تعقیب قرار دهند در این صورت جان هیچکس هم به خطر نمیافتد و دیگر شاهد مرگ محیطبانان و شکارچیان نخواهیم بود. این پیشنهاد شخصی من نیست بلکه در کشورهای مختلف مانند انگلستان اجرا شده و نتایج بسیار خوبی نیز داشته است درواقع انگلستان از سال 1936 خلع سلاح را انجام داد و پلیس به کمک آمد تا به حرفهایترین شکل ممکن جلوی شکارچیان بدون در خطر افتادن جان کسی گرفته شود. نمایندگان مجلس شورای اسلامی باید همفکری کنند تا این مسأله تبدیل به قانون شود، درصورت اجرای چنین قانونی کمتر از یک روز میتوان تمام سلاحهای محیطبانان را جمع کرد و آنها را به تجهیزاتی که اشاره کردم مجهز کرد.