اخــیر پس از منتفی شدن احتمال نامزدی آیـــت ا...سیدحسن خمینی در انتخابات و تـــاکید محمدجواد ظریف بر نامزد نشدن در انتخابات ریاست جمهوری، اجماع در جـــریان اصلاحات دشوار شده است. با این تـــفاسیر آیا باید اصولگرایان را پیروز قطعی انتخابات دانست؟
هیچ کدام از جریانات سیاسی قادر به معرفی نامزد نیستند و در مجموع قدرت آن را ندارند. آقای سید حسن خمینی نیز به آن معنا عضو جریان سیاسی نبود. یعنی عضو هیچ گروه و حزبی نبود. الان برای اصولگرایان روی آقای رئیسی اجماع بینظیری وجود دارد و باید این موضوع را اعتراف کرد اما این اجماع میان اصلاحطلبان وجود ندارد. اگر همین شرایط پیش برود و آقای رئیسی نامزد شوند، به احتمال زیاد رای را به خود اختصاص میدهند. اگر آقای رئیسی بخواهد وارد انتخابات نشود، شرایط دوباره تغییر کرده و همه چیز تغییر خواهد کرد. حالا با رفتن آقای خمینی از میان نامزدهای احتمالی انتخابات، شرایط تغییر کرده است. با این حال نصیحتی که مقام معظم رهبری فرمودند، بجا بود. گفتند شما دارای دو شخصیت هستید، یکی شخصیت فردی و دیگری آن شخصیتی که به امام منسوب میشود و اگر اتفاقی بیفتد... حتی فرمودند من به فرزندان خودم نیز همین امر را توصیه کردم. لذا با کنار رفتن آقای خمینی، با اجماعی که اصولگرایان بر آقای رئیسی دارند، تقریبا بینظیر است. ما در این چند دوره انتخابات، چنین اجماعی را میان اصولگرایان نداشتهایم. اصلاحطلبان نیز اجماعی ندارند و داشتند روی آقای سید حسن
خمینی اجماع میکردند. شما یک جریان را دارید که اجماع دارند و جریان دیگری را دارید که اجماع ندارند، تصور کنید چه نتیجهای حاصل میشود. در صورتی که آقای رئیسی با همین رویکرد که گفتند من به قوهقضائیه فکر میکنم، به انتخابات نیایند، آن زمان روز از نو، روزی از نو. همه این اتفاقات باید ظرف همین هفتههای آتی رخ بدهد. یعنی پایان ماه مبارک رمضان تقریبا با پایان نام نویسی در انتخابات همراه میشود.
آقای رئیسی ریاست قوهقضائیه را دارند و تاکنون نیز به ماموریتهای تحول قضائی به طور کامل دست پیدا نکردهاند. احتمال دارد برای انـــتخابات ریـاست جمهوری نامزد شوند؟
درست است که ماموریت او به پایان نرسیده و در قوهقضائیه نیز موفق پیش میرود اما ممکن است، اهمیت ریاست جمهوری را بالاتر ببینند اما زمانی که احساس کنند، ریاست جمهوری که از حیث تشریفاتی به عنوان دومین مقام اجرایی بعد از رهبری است، خالی میماند، این تکلیف ممکن است، دست بدهد که باید ریاست جمهوری را برعهده گرفت و برای دستگاه قضا میتوان از حوزه علمیه و بزرگان کشور کسی را در نظر گرفت. این احتمال وجود دارد که با چنین دیدگاهی به انتخابات بیایند.
در خصوص آقای قالیباف چطور؟
آقای قالیباف با حضور آقای رئیسی نامزد انتخابات نخواهند شد اما با آمدن آقای قالیباف احتمالا اصولگرایان دیگری نیز به میدان خواهند آمد و اجماعی که بر آقای رئیسی بود، حداقل حالا روی نامزدی آقای قالیباف اتفاق نمیافتد. در صورتی که تعدد اصولگرایان را شاهد باشیم، به نفع اصلاحطلبان خواهد بود. اگر آنان نیز اجماع نداشته باشند، رقیب آنان نیز اجماع ندارد.
اسامی دیگری نیز میان اصولگرایان مطرح هستند. آقـــای جلیلی احتمالا در صورت نامزد نشدن آقای رئیسی به انتخابات میآیند اما معادلات در خصوص آقای لاریجانی هنوز مشخص نیست. احتمال نامزدی ایشان در انتخابات به چه صورت پیش خواهد رفت؟
همان شرایط قبل برای ایشان حاکم است و تا این لحظه نه اعلام کردهاند به انتخابات میآیند و نه اعلام عدم حضور کردهاند. این تغییرات، لحن صحبت ایشان را تغییر نداده و همان شرایط قبلی ثابت خواهد بود.
دربـــاره نـــامزدها صـــحبت کردیم اما فضای مردم چندان انتخاباتی به نظر نمیرسد. باید علت این موضوع را در کجا جستوجو کنیم؟ آیا شرایط تا خرداد تغییر خواهد کرد؟
همه چیز بستگی به وضعیت و شرایط آقای رئیسی دارد. اگر آقای رئیسی قصد آمدن داشته باشند، همین اجماع اصولگرایان بر ایشان هست و شانس بالایی دارند اما اگر ایشان اعلام کنند، به انتخابات نمیآیند، تمام معادلات دو طرف تغییر پیدا خواهد کرد. در این صورت بعید است، اجماعی صورت بگیرد، زیرا همه این افراد که درباره آنان صحبت شد، با آمدن آقای رئیسی کنار میرفتند، حتی آقای قالیباف اما با آمدن آقای رئیسی این افراد به انتخابات خواهند آمد. از سوی دیگر اگر اصلاحطلبان به اجماع نرسند، تقریبا شبیه رقیب خود هستند و نبودن اجماع مشکلی برای آن ایجاد نخواهد کرد.
بـــا ایـن تفاسیر معتقد هستید، اگر آقای رئیسی نامـــزد انتخابات شوند، میتوانیم شاهد مشارکــت حــداکثری مردم در انتخابات باشیم؟
این موضوع نیز باز هم بستگی به تعداد نامزدهایی دارد که وارد انتخابات میشوند. هنوز شرایط انتخابات فعلی با انتخابات مجلس یازدهم تفاوتی ندارد. با مردم که صحبت میکنیم، عمدتا میگویند، رای نمیدهیم و جریان رای ندادن اشتباه است، مگر اینکه اتفاقی رخ بدهد. افرادی که نامزد انتخابات میشوند، به گونهای صحبت کنند که مردم به ریاست جمهوری امیدوار شوند و نگویند تمام افراد و جریانها، اصلاحطلب و اصولگرا امتحان خود را پس داده و کاری برای کشور نکردهاند. نتیجه به نحوه تبلیغات انتخاباتی باز میگردد اما قطعا برای اصولگرایان اجماعی قوی برای حضور پای صندوقهای رای وجود دارد. عدد رایدهندگان به جریان اصولگرایان شاید چندان بالا نباشد اما اندک نیز نخواهد بود.
گفتمانی مـــیان مردم جریان دارد که میگویند اگر رای بدهیم نیز تاثیری نخواهد داشت، زیرا در سالهای قبل، روسای جمهور گفته ما اختیاری نداریم...
باز هم باید به نحوه تبلیغات نامزدهای انتخاباتی رجوع کنیم. اگر بتوانند اعتماد عمومی را جلب کنند، ممکن است با یک سخنرانی تغییرات بسیاری ایجاد شود. انتخابات ریاست جمهوری خلاف سایر انتخاباتها به این شکل است. بارها دیدهایم که در انتخابات ریاست جمهوری با یک جمله میلیونها رای جابهجا شده است. ممکن است، نامزدها بتوانند حرفی بزنند که مردم به سمت صندوقهای رای بیایند و این امری محال نیست. در طرف دیگر ممکن است، به نحوی صحبت کنند که مردم را ناامیدتر کنند. این به میزان صداقت و دیدگاه سیاسی نامزدها بازمیگردد. مردم میگویند هر اتفاقی که بیفتد رای نمیدهیم، این وضعیت نگران کننده است.