دو مسیر برای پرشور شدن مشارکت مردم در انتخابات وجود دارد. اول اینکه شورای نگهبان عرصه و زمینه را برای حضور نامزدهای متنوع و متکثر باز کند و اجازه بدهد، سلیقههای مختلف به انتخابات ورود کنند. این خود امری مهم است که میتواند تا اندازهای مردم را به صندوقهای رای دعوت کند. مسأله دوم وضع معیشتی مردم است. کاری که حالا دولت در مذاکرات وین آغاز کرده است، روزنه امید است اما در داخل کشور، عدهای تلاش میکنند تا به این اقدام دولت حمله کرده و عرصه را تنگ نگه دارند. نرخ قیمتها نیز به دنبال تصمیمگیریهای افراطی روز به روز بالا میرود و فشار بر مردم بیشتر میشود. این امور باعث ناامیدی مردم میشود. اگر بگذارند، دولت مسأله اقتصادی و رفع تحریمها را در 2 الی 3 ماه آینده از طریق فروش نفت و مذاکره حل کند، امیدی برای حضور مردم پای صندوق رای وجود دارد. با این حال عدهای در تلاش برای حضور حداقلی مردم در انتخابات هستند، مانند اقدامی که در انتخابات مجلس شورای اسلامی اتفاق افتاد. این اقدام به منظور استقرار گزینه مورد پسند این افراد در پاستور رخ میدهد تا آن بخش از قدرت که در اختیار ندارند را نیز به دست بگیرند. مصالح ملت برای علاقهمندان به مشارکت حداقلی هیچ اهمیتی ندارد و این تلاش در حال انجام است. عدهای در مجلس و بعضی نهادهای انتصابی میگویند بهترین شرایط برای ما حضور حداقلی است. اینکه مشروعیت نظام با این پدیده زیر سوال برود، برای این افراد اهمیت چندانی نخواهد داشت. بنابراین اگر بگذارند، اولا حضور نامزدها و سلایق مختلف در عرصه انتخابات و دوما حل مسأله معیشت مردم از طریق رفع تحریمها محقق شود، میتوان به حضور پرشور مردم در انتخابات امیدوار بود. در حال حاضر مردم بدبین و ناراحت هستند و علت این ناراحتیها نیز به مسائلی مانند بورس، گرانی مرغ، حل نکردن مشکلات کرونا مربوط است. به صورت روزانه آمار مبتلایان به بیماری کرونا افزایش مییابد و نمیتوان مشکلات کرونا را تماما به حساب رفت و آمد عید مردم گذاشت. در بخشی از مشکلات، خود دولت مقصر است و تصمیمات واحدی اتخاذ نمیشود. مسأله واکسن را در کشور حل نکردهاند، در حالی که این موضوع در بسیاری از کشورها حل شده است. این مسائل مردم را بدبین کرده و اگر این بدبینیها ادامه داشته باشد، حضور مردم در انتخابات حداقلی خواهد بود. یکی از مشکلات پیش پای دولت همیشه اختیارات محدود بوده است اما مشکل دیگر این است که در این سالها بخشهای انتصابی کشور، مقابل بخشهای انتخابی ایستاده بودند. در غالب دولتها شاهد این پدیده بودهایم. اگر امروز دولت بخواهد کار مثبتی انجام دهد، با همین مشکلات مواجه خواهد شد. به عنوان مثال در حوزه سرمایهگذاری زمانی که فردی وارد کشور میشود و میخواهد کشور را ترک کند، در فرودگاه با این عنوان که تو دو تابعیتی هستی و ممکن است جاسوسی کرده باشی دستگیر میشود. در این مصداق قوه قضائیه کار کوچکی انجام داده اما در دنیا این مسأله بسیار بزرگ دیده میشود. به همین سبب دولت در سیاست خارجی خود کاملا فشل است. اگر امروز از آقای ظریف سوال کنید، آیا شما در تصمیمگیریهای سیاست خارجی موفق بودید؟ قطعا میگوید، خیر، زیرا بخش انتصابی کشور در سیاست خارجی دولت دخالت میکند و نمیگذارد کار به درستی انجام شود. بنابراین دولتها بر اساس اختیاراتی که دارند، نمیتوانند وظیفه خود را انجام دهند.