نیاز نیست که یک کـــارشناس خــبره باشید، فقط کافی است مقداری با دقت به تحلیلها و گزارشهای رسانــــههای وابـسته به آمریکا و متحدینش توجه کنید تا متوجه شوید چقدر از سند همکاری 25 ساله ایران و چین ناراحت هستند. ایران و چین یک سند همکاری 25 ساله و نه توافقنامه، امضا کردهاند. در تعاریف حقوقی تفاهمنامه، توافقنامه، قرارداد، عهدنامه و... تعابیری هستند که هر کدام معانی خاص خود را دارد. برخی متاسفانه به اشتباه از سند همکاری راهبردی 25 ساله ایران و چین به عنوان توافقنامه یا قرارداد همکاری نام میبرند که باید به این اشتباه توجه ویژه شود. با توجه به اینکه خاورمیانه شاهرگ اساسی انرژی شرق آسیا به حساب میآید دهههاست آمریکاییها تلاش دارند بر این شاهرگ اساسی سلطه پیدا کنند. خصومت و دشمنی آمریکاییها با ایرانیها از زمان ملی شدن صنعت نفت در ایران شروع شد و آنها به هر شکلی که شده تلاش کردند تسلط بر نفت ایران را حفظ کنند. این دشمنی بعد از انقلاب اسلامی بیش از پیش شدت گرفت چون آنها نه فقط تسلط خود بر نفت ایران را از دست داده بودند بلکه بزرگترین بازار خاورمیانه را نیز از دست داده بودند و در واقع بخش عمده دعواهای فیمابین ایران، آمریکا و اروپا سر بازار اقتصادی ایران است، بازاری که آمریکاییها با چنگ و دندان تلاش دارند مجددا بر آن تسلط یابند. حتی زمانی که آمریکاییها و اروپاییها توافق هستهای با ایران را امضا کردند هدف اصلی آنها بازپسگیری بازار ایران بود و نه بحث آنچه در رسانهها به عنوان ترس از ایران هستهای مطرح میکردند و میکنند. شاید بتوان گفت آنها حتی از خود ایرانیها مطمئنتر هستند که ایران به سمت و سوی تولید تسلیحات کشتار جمعی و هستهای نمیرود. پس از امضای توافق هستهای سیل سفر مدیران شرکتهای اروپایی برای انعقاد قراردادهای تجاری با ایران به حدی بود که هیچ هتل و یا حتی اتاق خالی هم برای اقامت در ایران نمیتوانستند پیدا کنند و مجبور بودند تا دو ماه جلوتر اتاق هتلها را نقدا رزرو کنند.کافی است به اخبار موجود در اینترنت مربوط به آن زمان برگردید تا متوجه شوید چه شد. همزمان آمریکاییها هم تمایل داشتند که بازار ایران را به دست آورند ولی با مخالفت داخلی در ایران مواجه شدند و خوب به آنها گفته شد باید مقداری صبر کنند تا فضای داخلی ایران بازگشت آنها را بپذیرد. در همان زمان بود که اوباما دستورالعملی صادر کرد که بر اساس آن اروپاییهایی که به ایران سفر میکنند دیگر حق سفر 89 روزه به آمریکا را ندارند. توجه داشته باشید این دستورالعمل توسط اوباما امضا شد نه ترامپ. هدف هم این بود که جلوی هجوم تاجران اروپایی به ایران را بگیرند و سهم شرکتهای آمریکایی حفظ شود. اگر به یاد داشته باشید در همان زمان در مبارزات انتخاباتی آقای ترامپ انتقاد شدیدی از اوباما داشت که چرا توافقی را با ایرانیها امضا کرده که بر اساس آن اروپاییها سهم اصلی کیک اقتصادی ایران را میبرند و هیچ چیزی به آمریکا نمیرسد. در آن زمان ترامپ انتقاد کرد که چرا ایران 118 هواپیمای ایرباس اروپایی خریداری کرده در حالی که شرکت بوئینگ آمریکا در حال ورشکستگی است. برای رضایت خاطر وی هم اگر به یاد داشته باشید ایرانیها یک قرارداد خرید 128 هواپیمای بوئینگ را امضا کردند تا همه راضی باشند. برخی از مدیران ارشد در ایران باور داشتند بند کردن دست شرکتهای اروپایی در ایران میتواند منجر به آن شود که دست آمریکاییها بسته شود و دیگر نتوانند علیه ایران تحریمهای آنچنانی وضع کنند. هدف این بود که شرایط به قبل از اعمال تحریمهای شورای امنیت، یعنی زمانی که آمریکا ایران را تحریم کرده بود اما ایران با اروپا همکاری اقتصادی داشت برگردد. یعنی حتی شرکتهای چینی که در دوران تحریمهای شورای امنیت با ایرانیها همکاری داشتند به بهانه سطح پایین استاندارد در مقایسه با شرکتهای اروپایی از قراردادها کنار گذاشته شدند. بدیهی بود که چینیها خیلی از دست ایرانیها ناراحت شوند، البته میتوان گفت آمریکاییها هم بسیار از این جریان خوشحال بودند، چون در زمان تحریمهای قبل برجام چینیها محاصره را میشکستند و آمریکاییها نمیتوانستند کاری کنند، حالا چینیها هم چوب همکاری با ایران را خورده بودند و آمریکاییها امیدوار بودند که دیگر چینیها با ایرانیها حاضر به همکاری نباشند. در همان زمان دولت اوباما به جای اینکه طبق برجام تحریمها را بردارد از شگرد تعلیق سه ماهه تحریمها استفاده کرد تا اروپاییها نتوانند قراردادهای خود را اجرا کنند و سه ماه به سه ماه تعلیق تحریمها را به تعویق میانداخت. وقتی هم کار به دولت ترامپ کشید که دیدیم ترامپ آمد و اصرار داشت که قرارداد کذایی با ایران امضا کند و هدف این بود که تسلط آمریکا بر بازار ایران مجددا برگردد، وقتی هم ایرانیها زیر بار نرفتند، از برجام خارج شد. بر عکس تصور برخی مدیران ارشد متاسفانه قراردادهای کذایی با اروپاییها منجر نشد که آنها پایبند توافق هستهای بمانند و آنها نیز جلوتر از آمریکاییها زیر همه توافقها زدند و از ایران رفتند. حالا ایران هم شرق را از دست داده بود هم غرب و آمریکاییها اطمینان داشتند که در این شرایط کمر ایرانیها خواهد شکست و مجبور خواهند بود کوتاه بیایند. حال با امضای این سند همکاری 25 ساله عملا ایرانیها این تضمین را به ابرقدرت اقتصادی آتی جهان دادهاند که دیگر آن اتفاقات قبلی رخ نخواهد داد و دیگر ایرانیها حتی اگر توافق دیگری را امضا کنند یا برجام مجددا اجرائی شود چینیها را بیرون نخواهند کرد.