نقش علی لاریجانی در توافقنامه ۲۵ ساله، او را کاندیدای واحد ۱۴۰۰ میکند؟
خروج از انزوا
پای لاریجانی محکم در حاکمیت، سست در میان مردم
آرمان ملی - امید کاجیان: ابهامات همچنان پا برجاست. جسته و گریخته اظهارات متعدد و شائبات گوناگونی هم به گوش میرسد. حتی چهره هایی مانند علی مطهری هم از آنچه دامادشان علی لاریجانی یعنی مذاکره کننده ارشد سند جامع ۲۵ ساله ایران و چین دراین زمینه انجام داده اظهار بیاطلاعی میکند. در سویی دیگر نیز موافقان و مخالفان اظهارات متعددی دارند. مخالفان از امتیازاتی میگویند که ایران به چین داده است از بحث نفت تا بعضی اختیارات، از آن طرف موافقان اظهار میکنند در چنین شرایطی این بهترین کاری بود که میشد انجام داد و این توافق هم رشد اقتصادی ایران را موجب میشود و هم قدرت آمریکا را در منطقه کم میکند.
در این بین هم هستند عدهای که نگران کنندهتر از آنچه که ایران در این توافقنامه به چین داده است را آن چیزی میدانند که قرار است ایران از چین بگیرد. اما از یک زاویه دیگر نیز قابل توجه و تامل است و آن نقش و حضورعلی لاریجانی در آن است. لاریجانی در واقع در توافق 25 ساله ایران و چین همان نقشی را داشت که قرار بود قالیباف در سفرش به روسیه و دیدار با پوتین نمایشی کوچک از آن را ایفا کند- اما نتوانست - میگویند اگرچه اصطلاحا دولت پیگیر رایزنیها بوده است اما این لاریجانی بوده که در واقعیت با حکم حکومتی برای پیشبرد این سند رایزنیها، مفاد و سفرها را دنبال میکرده است. در واقع او جدای از ریاست مجلس هم در نقش مشاور و نماینده رهبری برنامهریز این سند عنوان گرفته است اما این مسئله در کنار ناکامی قالیباف در انتقال پیام به شخص پوتین در سفر به روسیه میتواند چه معانی به خود بگیرد. علی لاریجانی در انتخابات مجلس دهم شاید حجت را برجمع اصولگرایان تمام کرد اینکه دیگر نباید او را از خود بدانند. آن هم زمانی که او در قالب لیست امید و اصلاحطلبی جای گرفت و وارد این مجلس شد. از سویی دیگر بسیاری خوشبینانه تصور میکردند لاریجانی را
به سمت اصلاحات کشاندند. اما او به محض ورود به مجلسدهم راه خود را در پیش گرفت. او در واقعیت گاهی به رقابت با جریان اصلاحات در مجلس دهم پرداخت و البته جدای از جریان اصولگرایی برای خود وزنی متفاوت از هر دو جریان قائل شد، نتیجهاش آن بود که از اینجا رانده و از آنجا مانده، نه دیگر اصلاح طلبان او را از خود میدانستند و نه اصولگرایان. گوشهگیری سیاسی لاریجانی تا حدی پیش رفت که او در انتخابات بعدی مجلس که میدانست بختی هم برای رای آوری ندارد انصراف داد. در چنین شرایطی بود که همه به این نکته اشاره میکردند که علی لاریجانی به واسطه برادرش هم که شده دیگر نمیتواند نقش عمدهای در سیاست ایران داشته باشد. هم حاکمیتی، هم از جناحین راست و چپ و هم البته ازدید مردم. اساسا همه از حذف خاموش لاریجانیها سخن میگفتند. بخشی از این پیش بینیها حالا در ماجرای قراداد 25 ساله چین و ایران اشتباه از آب در آمده است و اتفاقا اکنون در چنین برههای بسیاری اظهار میدارند که پای علی لاریجانی برای 1400 محکمتر از همیشه شده است. اما نقش خاص لاریجانی در توافق ایران و چین که باقی شخصیتهای سیاسی حتی رئیسجمهور هم از آن چندان قوی بهره نبرده
ممکن است باعث سرمایه گذاری کدام یکی از جریانات راست و چپ در آستانه انتخابات 1400 بر او شود؟اگرچه در سویی دیگر گروهی هستند که دل خوشی از توافق ندارند و با توجه به نقش علی لاریجانی در این موضوع اعتقاد دارند هرچند جایگاه وی اکنون در بین ساختار مستحکمتر شده است اما در عوض جایگاه او را از گذشته هم نزد مردمی که باید به او رای بدهند، تنزل داده است و به نوعی او را درست یا نادرست یک عنصر سوخته و فاقد پایگاه اجتماعی تلقی میکنند. این در حالی است که بعید نیست اصولگرایان که همیشه رای ثابتی دارند با توجه به تقویت موضع لاریجانی در حکومت و نداشتن کاندیدای مطلوب دیگر، اینبار روی او به اجماع برسند و علی لاریجانی در واقعیت کاندیدای اصلی اصولگرایان شود. اما درکنار اصولگرایان یک فرضیه دیگر نیز وجود دارد و آن که اصلاحطلبان نیز که میدانند شانسی برای حضور مردم و رای آنها ندارند با اصولگرایان بر سر لاریجانی به توافق برسند و در نتیجه علی لاریجانی در روز سرد انتخابات ، نماینده اصلی هر دو جناح نام بگیرد. نشان به آن نشان که نقوی حسینی چهره شاخص اصولگرایان نیز دراینباره اظهار داشته است که لاریجانی به دنبال این است که در صورت
اجماع همه جریانات وارد رقابتهای انتخابات شود. حال باید دید که آیا اصولگرایان و اصلاحطلبان که هردو خود را فاقد اکثریت رای مردم در1400 میبینند و بیم مشارکت حداقلی مردم را دارند بهرروی یک گزینه به صورت توافقی به نام لاریجانی اجماع خواهند کرد؟بهخصوص با چراغ سبزهایی که در موضوع توافق 25 ساله گرفته شده است.