آرمــان ملــی : هنوز هم حاضر نیست بپذیرد بسیاری از مشکلات ناشی از تصمیمات نادرستی بود که در زمان ریاست جمهوری خودش اتخاذ شده است و باز هم دیگران را مقصر میداند. علاقه عجیبی دارد تا چنین وانمود کند که در عرصه تعاملات بینالمللی دیدارها و اقدامات زیادی داشته که رسانهای نشده است مانند ادعای جدیدش مبنی بر توافق با جرج بوش بر سر مسائل عراق! محمود احمدینژاد هنوز هم تمایل به دیده شدن دارد و بخوبی میداند اگر مدتی سکوت کند و یا ادعاهای عجیب نداشته باشد چندان توجهی به او نخواهد شد. این روزها خوشحال از دیدن تصاویر صف کشیدن برخی افراد در نزدیکی منزلش برای رساندن نامه است و طوری رفتار میکند که گویی برای انتخابات 1400 برنامه ویژهای دارد! طرحهای دولت خودش را گره گشای مشکلات معرفی میکند و مانند همیشه میگوید که کارشکنی کردند مانند اخیرا که گفته است:« چرا ما مردم را مجبور میکنیم از خدماتی که ما میگوییم استفاده کنند؟ تازه نصف پول نفت خرج دولت میشود تا نصف آن به جیب مردم برسد. خب اگر شما این را به مردم بدهید صددر صد آن به مردم میرسد دیگر. عدهای با این مخالف بودند و نگذاشتند. طرح هدفمندی طرح بزرگی بود که تکه
تکهاش کردند. همین الان بیش از ۱۸۰ هزار میلیارد تومان دولت از محل هدفمندی یارانهها درآمد دارد. چقدر این به مردم میرسد؟ کمتر از سی هزار میلیارد یعنی بیش از ۱۵۰ هزار میلیارد را خرج دیگری میکند.» وی مدعی شد:« دولت که قبلا هم نفت را میفروخت و همین کارها را انجام میداد. ما بخشی از این را دادیم به مردم، اما شما باز هم اموال مردم را گرفتید و دادید به دولت؟ معتقدم یکی از کارهای بزرگی که یک روز در این کشور اجرا خواهد شد این است که ثروت طبیعی در اختیار مردم قرار میگیرد. الان اگر ما مقدار تولید نفت و گازمان را با هم حساب کنیم به هر ایرانی ماهی دو و نیم میلیون تومان میرسد خب این پول را دولت میگیرد و تبعیضی خرج میکند که موجب فاصله طبقاتی است، ضمن اینکه ریشه بسیاری از مفاسد تمرکز ثروت در دست دولت است؛ در تمامی عرصهها الان دولت جای مردم نشسته است و در همه چیز دولت باید تصمیم بگیرد.» شاید برای نخستین بار اعتراف کرد که در اعتماد به اطرافیانش اشتباه کرده است. اکنون میگوید:« زمانی که میخواستم وارد دولت شوم نسبت به عدهای حسن ظن داشتم و از آنها دعوت به همکاری کردم، اما خیلی زود فهمیدم حسن ظنم به عدهای اشتباه
بود و نباید تا این حد حسن ظن میداشتم و نسبت به عدهای دیگر هم باورم این بود برای خدمت به مردم، عدالت و آرمانهای انقلاب آنها حتما محکم پای این مسائل میایستند، اما بعد دیدیم که فاصله از آرمانهای انقلاب در اعماق اندیشه و قلب یک عده وجود دارد، اما فرصت بروز پیدا نکرده است و رسما با اقداماتی که قرار بود برای مردم انجام شود مخالفت میکردند و میگفتند نمیشود؛ هر چه ما می گفتیم این کارها در جهت خدمت به مردم است میگفتند خیر نمیشود.
هنوزعاشق مذاکره با آمریکاست
نکته قابل تامل در گفتوگوی او با باشگاه خبرنگاران آنجاست که میگوید: «ما در سالهای ۸۵، ۸۶ و ۸۷ هم با آمریکاییها راجع به مسائل منطقه مذاکره کردیم. پس میشود مذاکره کرد. ما قبلا هم با آمریکاییها مذاکره کردیم ما در عراق با آمریکاییها و بوش پسر درباره مسائل منطقه، درباره خروج آمریکاییها از عراق مذاکره کردیم. اینکه اصلا نباید مذاکره کرد یعنی چی؟ این درحالی است که ما به منطق و یا موضع خودمان شک داشته باشیم وگرنه اگر موضع ما برابر باشد و اگر پذیرفتند میشود. فردا اگر یک نفر در آمریکا گفت ما موضع عدالت و احترام را می پذیریم ما هم میگوییم بسیار خب، مخفی کاری هم نمیکنیم و عینا در مقابل دوربینهای تلویزیون با هم مذاکره میکنیم اشکالی دارد؟ اگر کسی خواست زور بگوید آن زمان معلوم میشود و زیربار زورش نخواهیم رفت.» وی ادامه داده است:« قبل از اینکه دولت ما بر سر کار بیاید چه کسی رئیس جمهور آمریکا بود در سال ۸۴؟ بوش پسر. دولت قبل از ما همه گونه همکاری با آمریکا در موضوع افغانستان انجام داد، اما همان بوش گفت که ایران محور شرارت است و اول افغانستان و بعد عراق و بعد ایران و اصلا خود را آماده کرده بود با جنگ با ایران
که دولت تغییر کرد. اما سیاست خارجی دولت نهم به گونهای بود که البته تاثیر گرفته از اقتدار، اراده و فرهنگ ملت ایران بود و باعث شد که همان آقای بوش با ما در عراق مذاکره کرد و در آخر دورهاش گفت که اگر بتوانم با ایران درباره موضوع هستهای هم مذاکره میکنم و دیگر حرفی از تهدید به میان نیاورد. اوباما هم ۶ نامه داده بود که در همه آنها نوشته بود ما نمیخواهیم بجنگیم و نمیخواهیم براندازی کنیم؛ اصلا زمان ما تهدید نظامی وجود نداشت، اصلا نبود و همانهایی که به ما این تهمتها را میزدند حالا سر کار آمدهاند و تهدید نظامی هم ایجاد شده است و هنوز هم میگویند که احمدی نژاد باعث تهدیدات نظامی بوده؛ درحالی که ما تهدید را برداشتیم؛ البته ملت ما تهدیدات را برداشت. شما قبل از ما بودید تهدید بوده است؛ الان هم که هستید باز تهدید وجود دارد حالا میگویید نه اگر احمدی نژاد بیاید دیگر خیلی تهدید است. اینها بازیهای رسانهای است که ارزشی هم ندارد..»
تقصیر روحانی بود!
او از متهم کردن روحانی هم برای سرپوش گذاشتن بر انتقادات از عملکرد خودش هم ابا ندارد و میگوید:« شما اگر قطعنامههای سازمان ملل و آژانس را ببینید در تمام اینها بدون استثنا ادعا این است که در زمانی که حسن روحانی مسئول هستهای ایران بوده دو اتفاق افتاده که یکی انحراف به سمت نظامی و دوم پنهان کاری. در یکی از این قطعنامهها نمیبینید که بگویند به خاطر فعالیتهای هستهای زمان احمدی نژاد با اینکه حتی ما غنی سازی ۲۰ درصد هم تولید کردیم و گفتیم این حقوق قطعی ماست و این هم قانون است. امضا کردند و انجام دادیم. نمیخواهم بگویم ادعاهای آنها علیه زمانی که سید محمد خاتمی رئیس جمهور و روحانی مسئول هستهای بوده درست است. من فقط دارم مسائل را توصیف میکنم، اما همین افراد دائما میگویند که احمدی نژاد باعث تحریمها شده است؛ ما کاری که انجام دادیم این بود که ما نامردی نکردیم که برویم بگوییم آنهایی که به ادعای شما انحراف انجام دادند رفتند؛ ما گفتیم که سند بیاورید. ما حقمان این است که هستهای داشته باشیم و از حق ملت ایران کوتاه نیامدیم، ولی اینها مدام میگویند احمدی نژاد باعث تحریمها شده است. کجا این ادعا بوده است؛ خود
تحریمها را بیاورید و ببینید که در آن چی درج شده و به چه بهانهای قطعنامه صادر شده است.»