محمد محمودی
دبیر سابق پایگاه اطلاعرسانی آیتا... هاشمی
مردم عزیز ایران، سلام. قربان رسمتان که رسم وفا و نجابت است. روزگاری است که از نزد شما رفتهام ولی قلبم هنوزم با شماست. حال و احوالم خوب است به دعای خیر شما. آخر اینجا هم میزان رای ملت است. یعنی اول از همه از حقالناس میپرسند. اگر پای حق مردم ایستاده باشی روسفید میشوی ولی اگر از مردم نگفته باشی روزگارت سیاه است. قبلا گفته بودم «ما از آسمان نیامدیم» و همین مردم ما را به عرش قدرت رساندند. اما اینجا به چشم خود دیدم کسانی را که پشت به حقالناس کردند چگونه عذاب میکنند، کامتان را تلخ نکنم. آمدم عرض ادبی کنم و رفع دلتنگی در آستانه نورز 1400. آخر اکبر هاشمی هر چه در دنیا شد از معرفت شما مردم بود. اینجا هم اگر آبرویی دارد از دعــای خیر شما مردم است. مثل همان نوشتهای که دست دختری در مراسم تشییع من بود. با این مضمون که «تنهایمان نگذاشتی، تنهایت نمیگذاریم». باورتان نمیشود همان نوشته امروز برایم آبرو شده اینجا. ملت نجیب ایران! از رنجتان در رنجم. دلم خون است از دست و زبان آنها که پنجرههای آینده را به روی شما میبندند؛ شمایی که شایسته بهترینها در دنیا هستید و جهانی دلباخته تمدن و هنرتان است. ولی چه باید کرد که
ایــران عزیز ما را سالهاست عدهای نورسیده با شعارهای پوچ و بیحاصل به باتلاق اختلاف و تفرقه بردهاند و طناب نجات هر دلسوزی را با تیغ انگ و دروغ و تهمت پاره میکنند. مردم شریف ایران! من بیش از 60 سال شریک شادی و غمتان بودم؛ از سیاهچاله های زندان شاه تا سرور و شادی پایان جنگ. از رونق سازندگی و دوستی با همسایگان تا رکود انحراف و دشمنی با دنیا، اکنون اما دلخونتر از همیشه شاهد مصاف نابرابرتان با محنت بیفردایی و مصیبت کرونا هستم. چه بگویم در این روزگار تلخ که عید شما هم دیگر رنگ شادی ندارد. من که هر چه داشتم از جان و آبرو و فرزند تقدیم شما کردم. چه کنم که دیگر دستم از دنیا کوتاه شده و راهی برای به خدمت به شما ندارم؟! ولی به همه آنها که امروز هستند و دستی بر آتش مسئولیت دارند میگویم قدر فرصت جبران مافات را بدانید! دست از مقابله با خواست اکثریت مردم بردارید که اگر اینگونه نکنید یا در انزوای بیمردمی خواهید مرد و عاق الهی میشوید یا در باتلاق تندرویها غرق و بیشفاعت مردم نزد خدا میروید! پس به همه میگویم تا دیر نشده راه را بر تعیین دولت مردم در آینده نبندند. گوش به فرمان رهبری باشید که انتخابات پرشور
میخواهند و بس. چون تنها دولت مردم است که میتواند گرهگشای آینده انقلاب باشد. حرف آخرم با مردم عزیز ایران را با شعری از حضرت حافظ تمام میکنم که همچون پیشگویی ابدی فرمود: «از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت، عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی/ به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند، چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی». والسلام. اکبر هاشمی رفسنجانی. بدون تاریخ، بدون امضا!