بستن
کد خبر: ۱۰۱۰۵۲۳

داستان دنباله‌دار لنگ ولایتی و انتخابی که ظریف می‌گفت مردم ما کرده‌اند!

داستان دنباله‌دار لنگ ولایتی و انتخابی 
که ظریف می‌گفت مردم ما کرده‌اند!
آرمان ملی- امید کاجیان: داستان یک توصیه در تلویزیون این‌بار هم با حواشی بسیاری روبه‌رو شده است؛ توصیه‌ای از یک خانم که از قناعت می‌گوید و اینکه در چنین شرایط گرانی، میوه نخورید یا برنج خالی بدون گوشت بخورید و قانع باشید؛ موضوعی که البته باعث واکنش‌های منفی بسیاری علیه این کارشناس و اظهاراتش شده است، آدرس غلط ماجرا اما شخصی کردن این اتفاق و حمله صرف به این کارشناس است. این نخستین‌بار نیست که اظهارنظرهایی از این دست با واکنش‌های شدیدی روبه‌رو می‌شود؛ مثلا زمانی که بهنوش بختیاری در همین صداوسیما از این می‌گفت که خداراشکر که گوشت گران شد و همان بهتر که مردم کمتر گوشت بخورند، یا زمانی که یک کارشناس مذهبی از این گفت که هر کس از قوانین کشور و فرهنگ حاکم ناراضی است می‌تواند جمع کند و از ایران برود و ... شاهد این واکنش‌ها بودیم. اما هستند کسانی که در پشت تریبون‌ها و در جایگاه و مقام کشوری نیز اظهاراتی از این دست داشته‌اند. کسانی که در زمان گرانی‌های دولت اصولگرایان مردم را به خوردن اشکنه دعوت می‌کرد و البته خود محمدجواد ظریف به‌عنوان وزیر خارجه ایران که از زبان مردم بیان داشت ما خودمان انتخاب کردیم که اینگونه زندگی کنیم. کسی سخنان عجیب و غریب علی‌اکبر ولایتی را هم از یاد نبرده است، شخصی که مردم ایران را با مردم جنگ‌زده یمن مقایسه کرد و می‌گفت که مردم ما باید از مردم یمن بیاموزند که لنگ به دور کمر می‌بندند و مقاومت می‌کنند. کسی که بعدها فیلم‌هایی از پسران برج‌سازش ایران را که هیچ، دنیا را متعجب ساخت؛ مسئولانی که همواره مردم را به قناعت رهنمون می‌کنند و از زبان ملت سخن می‌گویند و آنها را به تحمل فشار بیشتر دعوت می‌نمایند و خود و خانواده‌هایشان اما در آسایشند و رفاه. مروری بر همه اینها نشان می‌دهد که مشکل تنها چند کارشناس نیستند که گهگداری در تلویزیون با این گونه اظهارات مورد هجمه قرار می‌گیرند - که البته این نوع اظهارات قطعا شایسته واکنش‌های تند هم هست- اما آن چیزی که باید بیشتر مورد نقد باشد، نه افراد و کارشناسان بلکه تفکری از این جنس است؛ نوع تفکری که ریشه دوانده در بدنه حاکمیت است و البته کم نیستند مردمی که به این تفکر خو گرفته و باور کرده‌اند که باید با هر اتفاقی که می‌افتد خود را با آن تطبیق دهند و خدا را شاکر هم باشند که وضع از این بدتر نمی‌شود. در اینگونه مواقع آموزه‌های دینی نیز به‌عنوان یک ابزار حاکمیتی همیشه به کار آمده‌اند؛ قناعت، مقاومت، ایستادگی، صبر، واژه‌هایی که همواره بر مردم تحمیل می‌شود و آنها باید در قبال ایدئولوژی‌های ساختار این کلمات را بشنوند و باور کنند. همچنان ساختار قدرت بر این طبل می‌کوبد و قطعا در این میان کارشناسی که در مقابل تلویزیون می‌گوید که مردم برنج خالی بخورند و قانع باشند، گناهش از وزیری که از قول مردم می‌گفت ما خود انتخاب کردیم که اینگونه باشیم یا از کسی که ما را به لنگ بستن دور کمر سفارش می‌کرد بیشتر نیست .اساسا این تفکر مسموم است که باید نقد شود.
چرا مردم نمی‌پذیرند
اما چرا مردم دیگر این ایدئولوژی‌های دیکته و نخ‌نماشده را نمی‌پذیرند؟ این مردم در طول تاریخ به اندازه کافی از جان و دل گذشته و مقاومت کرده‌اند. داستان آن روز مردم ایران را شنیده‌ایم که در محاصره تبریز در زمان مشروطه و فاجعه‌ گرسنگی مردم، مادری که بچه‌‌اش خاک می‌خورد به ستارخان می‌گوید: خاک می‌خوریم ولی خاک به دشمن نمی‌دهیم. یا در اوایل جنگ تحمیلی قیمت بنزین هم که بیشتر شد مردم اعتراض نکردند و خیلی از خانواده‌ها تصمیم گرفتند روزی دو وعده غذا بخورند، اینها همه‌اش مقاومت بود. امروز اما همه می‌دانند که دیگر مردم قرار نیست از این قیبل مقاومت‌ها را در چنین زمانی که در آن هستیم انجام بدهند. امروز مردم نمی‌خواهند تا از زبان آنها سخن گفته و از طرف آنها تصمیم گرفته شود و بعد هم بگویند مردم خودشان خواستند که اینگونه زندگی کنند. امروز مردم ما برخی مقامات و مسئولانی را می‌بینند که دم به اسم دورزدن تحریم‌ها چه‌ها که نمی‌کنند. شاهد حق‌خوری‌ها، رانت‌ها هستند. برای همین مردم منتقدند؛ منتقد به اینکه چرا باید همیشه مقاومت‌ها مربوط به چند دهک پایین و خاص جامعه باشد و فقط کارگران و نواحی محروم و مرزی نصیبشان قناعت شود و اجر اخروی؟ چرا باید سوختبران آتش گلوله به جان بخرند و کولبران راه خطر عبور از مرزها برای لقمه‌ای نان؟ چرا این قشرها هیچ تریبونی ندارند و صدایشان شنیده نمی‌شود و آن وقت تریبون‌ها برای مقامات و کارشناسانی است که از لنگ بستن دور کمر بگویند و انتخاب مردم و اینکه گوشت و میوه کمتر بخورید و قناعت پیشه کنید. آنچه امروز مردم با آن مشکل دارند این طرز تفکر و تلاش برای جا انداختن قناعت و مقاومت‌پیشگی دروغین است و نه شخص یک کارشناس درتلویزیون؛ کارشناسی که شاید خود او نیز مانند مردم باشد و صرفا براساس آنچه در همه این سال‌ها به او تلقین شده موضوعی را بیان کرده است. مشکل، آنهایی هستند که این تفکر را برای گروهی از مردم جان انداخته‌اند. کسی نیست به آنها بگوید مردم اگر بخواهند خود بلدند تصمیم بگیرند که چه زمانی مقاومت پیشه کنند نیازی به تذکر کسی ندارند.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی