از ویـــژگیهای عصر حاضر سرعت تغییرات فرهنگی است. در دو دهه قبل تغییرات فرهنگی کندتر انجام میگرفت و برای مطالعات مردم شناسان برشهای سی ساله برای تغییرات فرهنگی انجام میگرفت. ولی اینک تفاوت فرهنگی با تغییرات به عمل آمده چنان شتاب پیدا کرده که مردم به راحتی تحمل قدرت تغییر فرهنگی را دارند این امر باعث شده است که مردم از توان فرهنگ پذیری فوق العاده برخودار باشند. مثلا نهادینه شدن استفاده از کمربند در اتومبیلها در کمتر از یکسال فراگیر شد و یا استفاده از ماسک در بهترین زمان ممکن تعمیم یافت با توجه به سرعت یافتن تغییرات فرهنگی در عصر حاضر مدیران ارشد و سیاستگذاران فرهنگی میتوانند بهصورت مناسبترین الگوهای فرهنگی را اقتباس و در جامعه ترویج و نسبت به نهادینه سازی آنها اقدام نمایند اگرچه سرعت تغییرات فرهنگی میتواند تهدیدی برای بقای فرهنگ بومی، اصیل و ناب قومی تلقی شود، ولی میتوانیم با برنامهریزیهای اصولی و فعالیتهای علمی این تغییرات فرهنگی را مدیریت کنیم اگر شتابیابی تغییرات فرهنگی در جوانان میتواند آسیبزا باشد چنانچه سیاستگذاران کلان فرهنگی آن را به نحو مطلوب میتوانند مدیریت کنند و از آن فرصتی برای ایجاد هنجارهای مطلوب فرهنگی و تغییرات مناسب در عناصر فرهنگی موجود ایجاد کنند. برای حذف زوائد فرهنگی در فرهنگ و مدلهای منفی رفتاری در فرهنگ خیابانی میتوان شرایط ایدهآلی را برای بهینهسازی فرهنگی ایجاد نمود در واقع وقتی تغییرات فرهنگی سرعت پیدا میکند فرصت عالی را برای بهینه سازی فرهنگ ایجاد میکند، در واقع وقتی تغییرات فرهنگی بهدرستی مدیریت نشود، میتواند بسیار خطرناک شود و شکاف فرهنگی، گسست روابط اجتماعی و کاهش شدید ارتباطات بین فردی میتواند محصول فقدان مدیریت تغییرات فرهنگی باشد. نهادهای فرهنگی که دچار بیتفاوتی و خنثی شدن، باعث میشود که مدلهای متنوع فرهنگی بیگانه دیگر جوامع بشری در رفتار و افکار جوانان رواج یابد، چون عناصر خودی بیشتر تماشاگر و نظارهگر تغییرات فرهنگی هستند تا مدیریت و تدبیری برای آن و این امر میتواند بلای خانمان سوزی بر سر جامعه از یکسو و عناصر اجتماعی از سوی دیگر باشد در مطالعات فرهنگی این تهدیدات فرهنگی را میتوان با تفکر کارشناسانه به یک فرصت طلایی تبدیل نمود. در مطالعات فرهنگی به وضوح خلاء حضور بسیاری از عناصر فرهنگی مشخص میشود، باید بتوانیم آنها را در افکار و رفتار شهروندان نهادینه نماییم. بسیاری از مشکلات و معضلات اجتماعی خود را به صورت آسیبهای جدی نشان دادهاند رفع خواهد شد، اتفاقا دشمنان دقیقا از این روزنه برای ایجاد تغییرات فرهنگی بهره گرفته و مدل فرهنگی خویش را حاکم میسازند که با مدل فرهنگی ما تضاد دارد مثلا بیحرمتی عناصر بزرگان والدین در مورد دیگر میتواند مدلهای الگوی فرهنگ بهراحتی فرصت بهره گرفته و تغییرات فرهنگی را به نفع خویش مدیریت میکنند. مثلا استفاده از کلمات غیرمتعارف هنگام صحبت کردن نسل حاضر را میتوان نمونه دیگری از این مدل فرهنگی تلقی نمود که امروزه به عنوان معضلات اجتماعی نشان میدهند. از سرعت تغییرات فرهنگی برای این امر مهم نهادهای فرهنگی برنامهریزی فرهنگی را در دستور کار قرار نمیدهند تا برای ترویج فرهنگ فاخر دینی اقداماتی انجام پذیرد. چرا فرهنگ غنی ایرانی به فراموشی سپرده میشود؟ چرا عناصر افتخارآفرین فرهنگ ناب بومی نزد جوانان ما بوی کهنگی میدهد؟ ارزش والای انسان باید از لای کتابها به خیابانها کشیده شود تا مورد بهرهبرداری شهروندان قرار گیرد. جا دارد مدیران فرهنگی بدون وقفه به صورت شبانهروزی برای اشاعه عناصر فرهنگ خودی تلاش نموده و اجازه خودنمایی برای نهادینهسازی فرهنگ مبتذل بیگانه را ندهند. باید ضمن تبیین فلسفه عناصر فرهنگی بومی محلی ایرانی اسلامی، شبانهروزی تلاش کنیم و عناصر آن را در قالب هنرهای نمایشی و با تبیین فلسفه آنها جوانان را از چرایی و چگونگی آن آشنا کرده و از آنان غبارروبی و در عمل و افکار و رفتار جوانان متجلی نماییم.