امید کاجیان- آرمان ملی: محسن رضایی و اظهارات اخیرش کم حاشیه نداشته است؛ اظهاراتی درباره مذاکره با آمریکا. او گفته ایران آماده از سر گرفتن مذاکرات بر سر برجام با آمریکا و سایر قدرتهای اروپایی است، البته مشروط به اینکه آنها «سیگنال مشخصی» ارسال کنند که تحریمها در عرض یک سال لغو میشود. محسن رضایی ضمن اینکه تاریخ طولانی را برای رفع تحریمها اعلام میکند از تحریمهای تدریجی نیز سخن میگوید. او در واقع راهحلی جدا از آنچه پیش از این دربارهاش سخن گفته میشد ارائه میدهد. او بیآنکه هراسی از این داشته باشد که مبادا اظهاراتش خلاف سیاستهای کلی نظام باشد میگوید: آنها میتوانند اعلام کنند و به ما اطمینان دهند که تمام تحریمهای اعمالشده پس از برجام در عرض کمتر از یک سال لغو میشود و بگویند بروید و پروسه این اتفاق را مذاکره کنید. وی در بخش دیگری افزود: هر ماه در طول مذاکرات، باید برخی تحریمهایی که ضروری است لغو شوند. مثلا تحریم علیه مبادلات مالی و محدودیتهایی که بر بانکهای اروپایی اعمال شده باید در ماه اول برداشته شود. صادرات نفت نیز در بین اولویتهای نخست ماست.
اظهارات رضایی درحالی مطرح میشود که پیشتر ایران از لغو یکباره همه تحریمها برای بازگشت به برجام و مذاکره سخن به میان آورده بود، حال آنکه حرفهای دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام چیز دیگری است. گفتههای محسن رضایی اما ضمن اینکه با بازتابهای متفاوتی روبهرو شده است از آن با تعابیر گوناگونی نیز یاد میشود. پیش از هر چیز ظریف وزیرخارجه ایران که با این گفتهها بار دیگر موقعیت خود را به عنوان کسی که زمامدار سیاستهای خارجه کشور باید باشد در محاق دیده، نسبت به این موضوع واکنش نشان میدهد و اعلام میدارد که «عرصه سیاسی ایران پویاست و مقامات نظرات متنوعی مطرح میکنند، اما آن نظرات نباید با سیاست رسمی دولت اشتباه گرفته شود. من، به عنوان وزیر خارجه و مذاکرهکننده ارشد هستهای ایران، بهزودی طرح اقدام سازنده و دقیق خودمان را ارائه خواهم کرد؛ البته از طریق کانالهای دیپلماتیک. تعهد _ اقدام _ جلسه» اگرچه ظریف اعلام میکند که او وزیرخارجه است و باید درباره اوضاع خارجه تصمیم گیرد اما از زاویهای هم نظرات رضایی را رد نمیکند، گویی که نظرات رضایی نظرات بالادستیهاست و شخص وزیرخارجه هم تا اندازهای نیز نقشه راهش باید مطابق با
گفتههای رضایی باشد.
چند فرضیه
بعد از گفتههای این سردار سپاه البته که چند موضوع دوباره بر سر زبانها افتاد. گروهی که معتقد بودند محسن رضایی این اظهارات را صرفا برای خودنمایی سیاسی در راستای انتخابات 1400 مطرح میکند و گفتههایش را نیز باید در همین چارچوب ارزیابی کرد، اینکه او میخواهد بگوید برای مشکل فعلی راهحلی دارد که میتواند هردو طرف را در عرصه مذاکرهها به نتیجه برساند. به عبارتی، رضایی خود را حلال چانهزنیهای برجامیدر آینده معرفی میکند و اگر او به ریاستجمهوری برسد، قادر خواهد بود تا بخش قابلتوجهی از معضلات امروز ایران را برطرف کند. آنچه موضوع تلاش محسن رضایی را برای ریاستجمهوری جدیتر میکند، تعاریف و تمجیدهایش از رئیسجمهور نظامی است. اخیرا او درباره رئیسجمهور نظامی گفته است: اگر نظامیان بر سر کار بیایند دست دزدها را قطع میکنند و تا آخرین قطرهای که از بیتالمال رفته به خزانه بازمیگردانند و به دست مردم میرسانند. او اظهار کرده: نظامیها مثل امیرکبیر هستند. باتوجه به سابقه نظامی خودش این مساله جدیتر مطرح میشود. اما این پایان ماجرا نیست. اظهارات رضایی را باید از جنبههای دیگر هم بررسی کرد، یکی از آنها این است که
بسیاری میگویند او در واقع بهعنوان یکی از مسئولان کشور و به منظور تسهیل و مقدمهچینی آینده در واقعیت به آمریکا گرا میدهد. بدین معنا که اگر قرار به رفع همه تحریمها نیست میتوان با یک تضمین بهصورت تدریجی تا یکسال این تحریمها را برداشت و همین برای آغاز مذاکرات جدید کافی است.
گفتههای رضایی البته یکبار دیگر میتواند یادآور جایگاه متزلزل وزارت خارجه ایران در مقام تصمیمگیری و تصمیمسازی نیز باشد. این نخستین باری نیست که در اظهارنظرهایی ازاین دست، وزارت خارجه زیر سوال میرود. پیشتر نیز اتفاقاتی رخ داده بود که در آن عملا وزارت خارجه هیچکاره بود. حضور و سفرهای علیاکبر ولایتی به کشورهای خارجی از جمله روسیه و ابلاغ سیاستهای ایران در دیدار با مقامات کشورها از سوی او، از جمله اینهاست. ورود بشار اسد به ایران و دیدارش با مقامات و غیبت و بیاطلاعی دولت و بهویژه وزیر خارجه یکی دیگر از مواردی بود که تا جایی تحقیرآمیز به شمار میآمد که ظریف دست به استعفا زد، هرچند با دلجوییها دوباره به سرکار برگشت. این اواخر نیز که رئیس مجلس در اقدامی عجیب عزم دیدار پوتین در روسیه کرده بود که البته ناکام ماند، مجموعه این موارد، بسیاری را با این سوال روبهرو کرده است که دولت و ظریف به راستی در سیاستهای خارجه کشور چه نقشی دارند آیا واقعا یک تدارکاتچی هستند؟ با تمامی این احوال بسیاری بر این نکته تاکید میکنند که اظهارنظرهایی در این سطح از سوی رضایی را نمیتوان بدون هماهنگی مطرح کرد؛ برای همین معتقدند
که در واقع ایران آماده مذاکرات شده است، بهخصوص در شرایطی که سیگنالهایی مانند رفع بلوکه شدن پولهای کرهجنوبی و ژاپن را نیز دریافت کرده است. جدای از این موضوع که نیت و قصد رضایی چه بوده عملا طرح او تا چه میزان میتواند برآوردهکننده خواسته ایران باشد؟
دیپلماسی محرمانه
علی بیگدلی، کارشناس مسائل بینالملل دراینباره به «آرمان ملی» میگوید: یکی از مشکلات اساسی ایران در این است که کانونهای تصمیمساز بسیارند. وزیرخارجه آلمان هم بعد از سفرش به ایران اظهار کرد یکی از مشکلات ما این است که نمیدانیم دقیقا از کجاها تصمیمات گرفته میشود و بعضا مقامات مختلف ایران اظهارنظرهای متفاوتی میکنند. این چنددستگی برای سیاست خارجه ایران بسیار زیانآور است و باعث ایجاد افتراق ذهنی میشود. وی ادامه میدهد: از سویی اظهارات رضایی میتواند در چارچوب تحت فشار قراردادن بیشتر دولت و نمایش قدرت جریان راست به آنها باشد که در واقع آنها هستند که تصمیم میگیرند. بیگدلی میافزاید: آنچه در این میان بیش از قبل قابل بررسی است اینکه اظهارات رضایی در چارچوب دیپلماسی محرمانهای بوده که احتمالا در کشوری در حال انجام است بیان شده است. نوعی نرمش از سوی نظام که پیشتر نتیجه خودش را در ارتباط با بازگشت تصمیم شورای حکام در قطعنامه هم نشان داد. شاید رضایی و در ادامه چهرههایی دیگر فضای داخلی و افکار عمومی را آماده میکنند. ممکن است رضایی براساس تقاضای اجتماعی چنین موضوعی را مطرح کرده است. از سویی قید زمان یکسال
برای تصمیمگیری آمریکا در رفع تحریمها یک سیگنال و پالس مشخص از سوی ایران است؛ به این معنا که ما توقع نداریم به یکباره تحریمها برداشته شود و به صورت تدریجی حتی تا یکسال نیز میتواند این اتفاق رخ دهد.