یک بار در دوره نوجوانی از پدرم پرسیدم ارکان احزاب سیاسی تاثیرگذار در کشور ما با چشمانداز توسعه در منطقه خاورمیانه بدونتوجه به فروش محصولات استراتژیک بر پایه سیاستهای عدالتمحور در راستای همافزایی مشارکتهای عمومی بر مبنای توسعه پایدار بدونتوجه به نقش افزایش قیمت ارز و طلا چگونه تفسیر میشود؟ پدرم نگاه رضایتبخشی به من کرد و گفت پسرم گفتم بله پدر! گفتند این سیب را میبینی؟ گفتم بله پدر! گفت این سیب را بخور و به زندگی خودت برس و مشغول باش! البته دقیق یادم نیست چه جملهای به کار بردند ولی حس میکنم فحوای کلام ایشان همین بود! آن روز احساس کردم پاسخ بسیاری از سوالات و شبهات ذهنی خودم را برای یک عمر زندگی و در عین حال با آرامش زیستن را گرفتهام ولی بعدها فهمیدم واقعا و موکدا پاسخ به تمام آن سوالات در همان سیب و خوردن آن بود! البته تفاوت فهم بار اول من با فهمیدنهای بعدی در این بود که روز اول از ترس پدرم سریع فهمیدم یا وانمود کردم فهمیدم ولی در سالهای بعد تا حدودی تجربه کردم و بعد فهمیدم. مثلا فهمیدم لازم نیست از هر چیزی به هر قیمتی حتما یک چیزی بدانم. فهمیدم سیاست کار مردان سیاست است و درخت کار مردان درخت. فهمیدم فهمیدنهای ظاهری تفاسیر سطحی به همراه دارد و باعث تحلیلهای آبکی میشود و از آن نتایج غیرقابل قبول به دست میآید. فهمیدم اگر روزی مسئولیتی در هر سطح و در هر حوزهای داشتم تمرکزم را روی تخصص خودم بگذارم و از ورود به حیطههای دیگر اجتناب کنم. لازم نیست با خواندن خبر قتل نظرات کارشناسی کارآگاهمحورانه بدهم چون خود مامورین پرونده با دسترسی آسان به جزئیات و نکات روشن و منفی پرونده هم عموما نمیتوانند به راحتی حکم به قتل، مباشرت یا معاونت بدهند چه برسد به آنکه از انگیزههای قاتل صحبت کنند. فهمیدم تماشای فوتبال از تلویزیون 40اینچ دلیلی بر مفسر ورزشی بودن نیست. تماشای والیبال شرط کافی برای تفسیر سایر رشتههای ورزشی که با توپ انجام میشود نیست. فهمیدم نگاه کردن و زیر لب تکرار کردن شعارهای زیستمحیطی روی دیوارها دلیلی بر محق بودن در سرنوشتسازی برای حیاتوحش نیست. فهمیدم تماشای اختتامیه جشنواره فجر دلیلی بر آنالیز فیلمهای جشنواره کن نیست و نهایتا میتوانم در خصوص لباس مهمانان کن روی فرش قرمز صحبت کنم. فهمیدم بازدید از سایتها و مرور بالا و پایین شدنهای دلار دلیل ارائه طرحهای کلان اقتصادی نیست و فهمیدم هر چه به حاشیههای غیرمرتبط بپردازم از اصل خودم دور میشوم و نه این از من میماند و نه آن!