«مزرعه» کتاب چهارم تام راب اسمیت است که پس از موفقیت سهگانه «کودک 44»، «مامور 6» و «گزارش محرمانه» منتشر کرده و بهعنوان یکی از بهترینهای ژانر هیجانی و جنایی سال 2014 انتخاب شد؛ یک تریلر روانشناختی که در آن نویسنده، خوانندگان کتاب را به نقطهای میرساند که به نتیجهای قوی و موثری برسند که تازه و خالی از ادعا است. این یک کتاب زیبا و منظم است و پر از داستان در داستان است، که به تدریج باز میشود تا انتظارات ما را به هم بریزد... رمان پیچیده اسمیت نشان میدهد که جنایت اسکاندیناویی نیز توانایی متعجبکردن را دارد.
از همان صفحه اول، «مزرعه» تمام عناصری را که یک اثر هیجانانگیز باید داشته باشد دارد که توطئهای عمیق و تاریک را در دل خود جای داده، اما اسمیت راضی نیست که به فرمولها پایبند باشد. از طریق یک روایت اولشخص که به ما امکان میدهد این درام را مشاهده کنیم از طریق چشمان همیشه درگیر دنیل، او رازها و حقایق، گناهان و رستگاری را میبافد و با ساختن یک اثر هیجانانگیز که یک تار فریبنده و آبدار به طرز رضایتبخشی را میبافد و همچنین یک صفحه برگردان غیرقابل پیشبینی است.
«آنچه را که میدانید، بنویسید.» توصیههای حکیمانه مارک تواین به نویسندگان تازهکار که بسیار نقل شده اما تاکنون، تام راب اسمیت ترجیح میدهد آن را نادیده بگیرد. سهگانه هیجانانگیز شوروی - «کودک 44»، «گزارش مخفی» و «مامور 6» - بسیار خواندنی بودند، اما بهنظر میرسید که زندگی و اوقات یک مامور در پلیس مخفی مسکو تأثیر چندانی بر واقعیت روزمره یک مرد که در اوایل سیسالگی در لندن زندگی میکند، ندارد. سهگانه تحسینشده اسمیت چندان از توصیههای تواین پیروی نکرد، چراکه اشاره کرد که داستان، به ذات خود، عملی باورانه است؛ حتی اگر این کتابها براساس جنایات زندگی واقعی باشد.
«مزرعه» داستان دنیل 29 ساله، و مادر سوئدی و پدر انگلیسی او ، که کار خود را رها کردهاند و در یک دهکده روستایی در کشور خود بازنشسته شدهاند. دنیل با شریک زندگی خود، مارک، در لندن زندگی میکند و با بازشدن کتاب، از پدرش کریس تماس تلفنی میگیرد تا به او بگوید که مادرش، تیلد، به نظر میرسد بهنوعی دچار اختلال روانپریشی شده. نکته بعدی که میدانیم، تیلد در آستانه دیدار با دانیل است و به او میگوید هیچ مشکلی برای او وجود ندارد اما توطئهای برای زندانیکردن او وجود دارد؛ زیرا او چیزهای زیادی را میداند. این یک شروع نفسگیر است و با علم بر اینکه این سناریوی دقیق درواقع برای نویسنده اتفاق افتاده است، تنها فشار را با حقیقت کاهش میدهد.
بخش عمدهای از کتاب، دو دست است بین دنیل و تیلد که تیلد شواهد و مدارک ادعاهای خود را ارائه میدهد. این به نوعی جلسه درمانی تبدیل میشود: دنیل با صبر و حوصله گوش میدهد وقتی مادرش یادداشتهایی را ارائه میدهد تا از ادعاهای خود پشتیبانی کند. و این ادعاها اساسا این است: هنگامی که تیلد و کریس به سوئد نقلمکان کردند، یک همسایه کاریزماتیک و موفق به نام هاکان گرگسون بلافاصله تصمیم گرفت تا با کریس دوست شود. او این کار را با استفاده از سرزنشهای ظریف در گردهماییهای اجتماعی انجام داد و درحالیکه کل منطقه تحت کنترل اوست، تیلد به تنهایی چیزی شوم را حس میکند و تصمیم میگیرد تحقیق کند. تا آنجا که به تیلد مربوط میشود، این حقیقتی است که او بهعنوان بخشی از این عملیات کشف کرده و باعث شده که گروهی قدرتمند از مردم محلی او را بیاعتبار کنند و درنهایت او را حبس کنند، از این طریق دیگر نمیتواند به آنها آسیب برساند.
این روایت با تصمیمی که دنیل باید بگیرد، پیش میرود: آیا او نسخهای از رویدادها را که توسط تیلد بیان شده ایمان دارد یا به همان نتیجهای میرسد که پدرش دارد - اینکه حال تیلد خوب نیست و نیاز به مراقبت و درمان فوری دارد. دنیل، تا آنجا که به مادرش مربوط میشود، قاضی و هیئتمنصفه و همچنین پزشک پذیرش است.
یکی از بسیاری از جنبههای جذاب «مزرعه»، این واقعیت است که همه قهرمانان اصلی آن دارای رمزوراز هستند. دنیل در مورد شریک زندگی خود به والدینش نگفته، تیلد هرگز واقعهای مهم در سالهای نوجوانی را برای پسرش آشکار نکرده و غیره. «کودک 44» یکی از آن کتابهای نادر بود که توانست هم داوران بوکر را به وجد بیاورد؛ شاید «مزرعه» حتی بهتر هم باشد. درواقع آتقدر خوب است که به سرعت آن را میخوانید و سپس به کسی که هنوز آن را نخوانده است، حسادت میکنید.