آرمان ملی- مطهره شفیعی: رئیبس دولت اصلاحات به مقام معظم رهبری نامه نوشت؛ نامهای که اصلاحطلبان از محتوای آن اظهار بیاطلاعی میکنند و آنچه برخی سایتهای خبری درباره آن نوشتند گمانهزنی میخوانند. حقشناس، فعال سیاسی اصلاحطلب گفت که «این نامه برای دو ماه گذشته است و در خصوص دغدغهها و آینده انقلاب و کشور با رهبری صحبت کردهاند.» بعد از این دفتر خاتمی واکنش نشان داد و گفت: «آنچه درباره محتوای نامه بیان میشود، حدسیات و گمانهزنی است.» این نامه چه بود که نتیجه آن تا به امروز هجمه اصولگرایان دلواپس به اصلاحطلبان و لیدر این جریان است و مشخص نیست خاتمی که مردم را همواره محرم میدانسته به چه دلیل از انتشار نامه خودداری میکند. از سوی دیگر، اینبار برخی از اصلاحطلبان هم هستند که با رویکرد متفاوت رئیس دولت اصلاحات را خطاب قرار میدهند. رویکرد این بخش از اصلاحطلبان از موضع دلسوزی و هراس از ضربه به اعتبار و جایگاه خاتمی است مانند احمد پورنجاتی که دیروز نوشت: «میدانی که به خاطر بسیاری ویژگیهای شخصیتی و اخلاقی و قدرشناسی نسبیات برای اندیشه و فرهنگ و هنر و پاکدستیات، همچنان، دوستت میدارم و برایت احترام
قائلم. میدانم که میدانی، من هرکه را بیشتر دوست میدارم و سرنوشت او برایم مهم است، رکتر و بیتعارفتر، در نقد گفتار و کردار او، دست به کیسهکشی و روشور و مشتمال میشوم. سابقهام را در دیدارهای دونفره آن سالها و برخی جلسات مشورتی که حضور داشتم، داری. یادت هست که در دیداری که (گمانم) سال ۸۴ پس از ظهور و استقرار احمدینژاد بر سپهر اریکه قدرت اجرائی با شما داشتم، چه پیشنهاد کردم؟ چیزی در این مایهها: آقای خاتمی! شما از جنس «سیاست» به مفهوم «قدرت» نیستی. سال ۷۶ هم، شبیه «پرویز پرستویی» در فیلم «لیلی با من است»، ناخواسته سرانده شدی به خط مقدم و خاکریز سیاست و دولت. البته، با عزت و سرفرازی نسبی، آن ۸ سال تمام شد. اما الان، وقت مناسبی ست که با «لیدرشیپی» یک جریان کنشگر سیاسی، وداع کنی و برگردی به عرصه کنش فرهنگی و اجتماعی. هم در داخل، هم در عرصه جهانی. دو نتیجه مثبت دارد این پیشنهاد: ۱- جریان اصلاحطلبی، بهجای رانتخواری از نام و وجهه شخصی شما، یاد میگیرد که بدون بندناف، چگونه میتواند در زمین بازی دوام بیاورد. یا پرورده میشود و توانمندتر، یا از گردونه بازی، پرت میشود به خاطرات تاریخ. ۲- شما نیز از آماج زد
و خوردها و تیر غیب خوردنهای میدان انحصارزده سیاست، مصون میمانی اما نه عافیتجویانه. بلکه همچون سرمایهای در مقیاس ملی و فراملی. حرفهای دیگری هم با هم زدیم. هم با کلام و هم با زبان بدن، تایید کردید و دلسوزانه و خیرخواهانه دانستید. اما، افسوس که: طعم لذیذ در قدرت بودن - حتی با هدف اصلاحگری- به کام بسیاری از همگنان شما، خوش نشسته بود. نگذاشتند، لاین عوض کنید. هنوز هم، در بر همان پاشنه میچرخد! اینک که شنیدم، نامهای بالابلند نوشتهاید، بیآنکه بدانم متن آن چیست، اما حدس میزنم که همچنان در «عوالم هورقلیای افلاطونی» و «اپتیمیسم» بیحاصل این سالها، در انتظار فرج مینیمالیستیک، باقی ماندهاید. انگیزه شخصی شما را جز خیرخواهی برای ایران و ایرانی نمیدانم. و میدانم که بسیار، نگران «آنومی اجتماعی» و «آنارشی کور» و «سرنوشت مبهم آیندهای نه چندان دور» هستید. اما، بهرغم همه این دلواپسیهای بجا، کاش دو خط نامه به ملت بنویسید و اعلام کنید که: «تا اینجای کار به این نتیجه رسیدهام که کار قیصر را به قیصر و کار خسرو را به خسرو، واگذارم و از عرصه سیاست، کناره بگیرم. سکوت میکنم. چون، حرفی ندارم. اگر هم دارم، خریداری
ندارد. خلاص!»
روایت ابطحی از جزییات نامه
از سوی دیگر نزدیکان به خاتمی روایت دیگری داشتند. سیدمحمدعلی ابطحی در پستی در اینستاگرام خود نوشت: من هم میدانم آقای خاتمی نامهای سربسته توسط یکی از نزدیکانش تحویل دفتر رهبری داده است و همانطور در بسته تحویل رهبری معظم شده است. از همین کارش مشخص است که قصدش تبلیغات و بدهبستانهای جاری نبوده است. اختلافنظر آشکاری در میان بزرگان اصلاحطلب هست که آیا در حاکمیت گوشی برای شنیدن نظرات متفاوت وجود دارد یا خیر. من هم شخصا معتقد نیستم نامه آقای خاتمی با ریلگذاری فعلی سیاسی تاثیرگذار باشد یا پاسخی دریافت کند. اما نقش مصلحانی مثل آقای خاتمی که نه قصد براندازی دارد و نه میتواند در برابر مشکلات بیتفاوت باشد، نگفتن نیست. هرچه بیشتر نظرات را بتواند مطرح کند، در پیشگاه خدا و خلق سربلندتر است. اشکالی اگر بوده است به سکوت آقای خاتمی در موارد مختلف هست. اینبار که سکوت نکرده و نظرات اصلاحی را صریح و صمیمی و بدون پروپاگاندا در اختیار نفر اول نظام گذاشته است، قابل تقدیر است. خاتمی امروز و دیروز مصلح نبوده است. همیشه روشش اصلاحگرانه بوده است.
چرا به او حمله شد؟
همچنین عبدا... ناصری فعال سیاسی اصلاحطلب مینویسند: «از محتوا و کم و کیف نامه جناب خاتمی به رهبری مثل همه یاران و نزدیکان ایشان بیخبر هستم. ولی با شناختی که از ایشان و دردمندیهای ملیاش دارم: ۱- این حرکت مصلحانه از کنشهای نادر اوست که از صفر تا صد توسط خودشان تصمیم و برنامهریزی شده است. ۲- باور دارم هیچ درخواست فردی و شخصی در این نامه وجود ندارد و هر آنچه نوشته شده دغدغه اجتماعی و ملی اوست. ۳- طبق مفروضهای شخصیام تردید ندارم در زمره دغدغههای ملی مصلحانه آقایخاتمی از سال ۸۸، همیشه رفع حصر بوده است.» ناصری در بخشی از این نوشتار از چرایی دغدغه دلواپسان از نگارش نامه توسط خاتمی چنین آورده است: نارواگویی و اهانت شریعتمداری و مرندی به او نشانه دو چیز است: یکی پخش و نشر همه یا بخشی از نامه توسط نهاد رهبری و دیگری تاکیدی است بر خالی بودن نامه از تقاضای شخصی.