در جلسه روز گذشته شورای حکام تروئیکای اروپایی تلاش کرده است از طرح آمریکا در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای تصویب قطعنامهای علیه ایران حمایت کند. این اتفاق نشاتگرفته از دو امر است؛ نخست مصوبه مجلس که قابل پیشبینی بود با این واکنشها روبهرو شود. مجلس باید فکر میکرد که حرکت بعدی پس از این مصوبه چه باید باشد که به آن توجه لازم نشده است. از قبل قابل پیشبینی بود که بازگشت به برجام به سادگی نخواهد بود بلکه موانع زیادی در پیش است. چالهای که امروز میان ایران و آمریکا وجود دارد، صرفا مربوط به برجام نیست، بلکه موضوعات دیگری نیز بهوجود آمده که شرایط را با سال 2015 متفاوت کرده است. دولت بایدن نشان داده است که رفتاری متفاوت از ترامپ و اوباما دارد و دیپلماسی را بهخوبی میفهمد و در حال حاضر با توجه به تغییرات ایجادشده در عرصه بینالملل، فرصت اجماعسازی برای دولت بایدن به وجود آمده است و در بستری گام خواهند برداشت که ترامپ آن را پایهریزی کرده و میخواهد از آن بهترین بهره را ببرد. تصمیم مجلس در این میان بیموقع بود؛ زیرا فرصت را در نهایت از کشور خواهد گرفت یا آن را محدود میکند. باید توجه داشت که ایران حامیان کمی در جهان دارد و این کار ما را سخت میکند. شرایط به گونهای است که حتی دولت عراق نیز در حال ارتباطگیری با دولت بایدن است و کمتر به سمت ایران گرایش دارند. قطر نیز به سمت ایالاتمتحده رفته و عملا از گزارش آمریکا علیه عربستان حمایت کرد. قطعنامهای که به شورای حکام ارائه شده است ایران را در تنگنای سختتری قرار میدهد و به نظر میرسد وضعیت را سختتر میکند. در قبال این اقدام دو فرضیه در پیش است. ایران طبق گفته وزیرامورخارجه یا توافق سهماهه با آژانس را ملغی میکند یا به دنبال منافذ دیگری خواهد رفت تا دیپلماسی را همچنان ادامه دهد. قطعنامه شورای حکام لازمالاجرا نیست اما به این معنا نیست که تاثیری ندارد. همانطور که در گذشته پرونده ایران از همین طریق به شورای امنیت رفت، ممکن است دوباره پرونده ایران در آینده بار دیگر این مسیر را طی کند. امروز توپ در زمین ماست و باید انتخاب کنیم که از چه مسیری پیش برویم. پرهیز از هر نوع درگیری باید مدنظر قرار گرفته شود و کشور در این راستا تصمیمگیری کند. وضعیت فعلی پیامد تصمیم مجلس است. باید توجه داشت که خروج از پروتکل الحاقی این فرصت را به دشمنان میدهند تا سیاستهای تندتری اتخاذ کنند. بایدن یک سیاست چماق و شیرینی را دنبال میکند و دیگر دو طیف نقش پلیس خوب و بد را بازی میکنند و هر دو نقش را دولت بایدن در اختیار گرفته است و همواره چشمههایی از هر کدام را نشان میدهد.