بستن
کد خبر: ۱۰۰۹۳۰۸

عطرِ تو

عطرِ تو
بهار اصلانی

دکترجان دیشب مشاهیر در رویای میهمانی آهنگ «عطر تو» را گذاشته بودند و تنها محمدرضا ش.ن درحالی‌که یک لیوان خالی در دست داشت، وسط مجلس مشغول حرکات موزون بود و خیس عرق شده بود. دوستم آهسته گفت: «کسی هم هست که دوست داشته باشه نگاه کنه؟».
جورج اورول گفت: «شاید ترجیح می‌دهد درکش کنند تا اینکه دوستش داشته باشند!» ژوزه‌ساراماگو گفت: «شعور یعنی پیش از آنکه درک شویم درک کنیم. من درکش می‌کنم فقط نمی‌فهمم چرا لیوان دستشه؟»
آنتونیوبندراس گفت: «یه‌سری از مشاهیر دیدن ما به اسم خودمون عطر تولید کردیم یاد گرفتن دارن ادامون‌رو در‌میارن. ایشون هم متدش اینه که با فعالیت فیزیکی عرق می‌کنه. عرق رو به عنوان عصاره وجودش در نت میانیِ ادکلن محمدرضا ش.ن در کنار مرکبات لحاظ می‌کنه. لیوان هم برای ذخیره کردن عرقش دستشه!»
رازی از همه‌جا بی‌خبر داشت از کنار ش.ن رد می‌شد و لیوان ش.ن را پر کرد. محمدرضا ش.ن فریاد زد: «چی‌کار کردی؟! همه زحماتم هدر رفت!» مامی دمپایی‌اش را به طرف ش.ن پرتاب کرد و گفت: «جمع کن خودت رو! من ترجیح می‌دم بوی عرق خودم رو بدم به جای بوی عرق تو!» رازی به خیام نگاه کرد و گفت: «عوض تشکرشه! می‌بینی؟!»
خیام به ش.ن که بدخلقی می‌کرد گفت: «اکنون که گل سعادتت پربار است، دست تو ز جام مِی چرا بی‌کار است؟» حسین پناهی به ش.ن گفت: «مَمَرضا خوشگلی خیلی مهمه. هرکی می‌گه نیست دروغ می‌گه. من این همه نکته کنکوری در زمان حیاتم گفتم که هیچ‌کس به بندِ کفشش هم حساب نکرد. چرا؟ چون شبیه جورج‌کلونی نبودم. الان اگه کازیمودو گوژپشت نتردام تبلیغ کت‌و‌شلوار ماسیمودوتی می‌کرد تو می‌خریدی؟ نه دیگه برادر من! مردم عطر زیربغل مهران‌ مدیری‌رو از گالری‌های لوکس می‌خرن.» ش.ن گفت: «آخه یه دونه تولید کردم سریع فروش رفت!» مامی گفت: «من خریدم بابا! اینجا سوسک داشتیم بین حشره کش بهروز ‌افخمی و تو مونده بودم، گفتم مال تو شاید اندازه اون سمّی نباشه و ضررش کمتر باشه خریدم. آدم حمایتتون هم می‌کنه بدهکار می‌شه!»

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی