ابتکار دیپلماتیک ؛
اهرم مو ثر ایران
ادامه از صفحه اول / با اینکه ذاتا خوشبین هستم ولی با رویکردی که در داخل کشور هست و رویکردی که در طرف مقابل وجود دارد، بهخصوص اینکه وحدت رویه ندارند و اختلافاتی بین جمهوریخواهان و دموکــراتهاست و حتــی در درون دموکراتها هم در نحوه برخورد و کار با ایران اختلافاتی هست و در داخل کشور هم متاسفانه موضعگیری مجلس عملا این اختلاف را نشان داد، بنابراین قرائن و شواهد نشان نمیدهد که به سمت حل ماجرا پیش میرویم، بلکه به سمت ایجاد تنش بیشتر هستیم. امیدوارم این پیشبینی غلط از آب درآید و به سمت اینکه هرچه زودتر خردجمعی حاکم شود و هر دو طرف به این جمعبندی برسند که سریعتر برجام را اجرایی کنند، پیش رویم.
نقش کاهش نشاط و شادی اجتماعی در جامعه
ادامه از صفحه اول / اما آیا ما شادی و شادمانی در جامعه داریم؟ برای بررسی شادمانی، نگاهی به بستر عمومی و تاریخی کشور هم داشته باشیم. شادی و نشاط در فرهنگ ما خانوادگی است. درگذشته شادمانی مردم پشت دیوارهای بلند خانه و در اندرونیها اتفاق میافتاد و در معرض نگاه جامعه نبود. کشور ما در حال گذار است، یعنی از شکل نخستین روابط اجتماعی وارد عرصههای مدرنی میشود که با آنها مشکل داریم. بسیاری امروزه خواستار پیگیری شادی به شکل جمعی نیستند؛ چرا که تقریبا همهچیز فردی شده است و با گسترش فردگرایی، افراد استقلال بیشتری یافته و از وابستگیهای خود کم کردهاند. با این وصف، افراد شکل شادی را خودشان تعیین کرده و شادی بخشنامهای و دستوری نیست و نمیتوان در جایگاه یک مدیر، دستور شادی داد. باید تصورها از جامعه نیز تغییر کند. تصور ما از جامعه به شکل کلیشهای و کهنه است که براساس دادههای اجتماعی این تصور کلیشهای تغییر کرده و ما باید آن را اصلاح کنیم. عرصه خانوادگی از شکل خانواده سنتی عبور کرده و خانواده گسترده جز در مناطقی خاص وجود ندارد. شکل کلاسیک و هستهای خانواده تقریبا در شهری مثل تهران دیده نمیشود. همه این مسائل دست
بهدست هم داده که جامعه فردگرایی بهوجود بیاید. ممکن است در سیاستهای رسمی این مسائل مورد قبول قرار نگیرد اما باید اجازه داد خود مردم نشاط را تعیین کنند. باید بسیاری از گیروبندهای جامعه باز شوند و قبول کنیم که با شرایط جدیدی طرف هستیم که این شرایط اقتضائات خاص خود را دارد.
نخبگان ابزاری و فکری در آداب سیاستگذاری عمومی
ادامه از صفحه اول / بگذاريد مثالي بزنم؛ روزهای آخر دولت محترم روحانی است كه دولت وخيمترين شرايط اقتصادي در تاريخ معاصر را در کارنامه خود دارد. اين دولت ويرانيهاي اقتصادی، تورم، بیکاری، مشکلات معیشتی مردم را در فراروی آخر سال 1399 را در رزومه خود دارد كه اصلاح و بازسازي آنها براي هر گروه و جمع ديگري با همين مشكلات و سختيهاي فراوان همراه خواهد شد. در چنين شرايطي، در بازار رقابت، حتما همه مهندسان از آنجا كه به دانش مسلح هستند و الگوي فرهنگي مشخصي نيز براي رفتار حرفهاي و كاري خود دارند، بدون هرگونه سنگاندازي يا فعاليتهاي تخريبي، مراحل ساخت عمارت را نظاره ميكنند يا حداقل اگر روي خوشي هم به مسئولان اجراي پروژه ساخت در خرابه نشان ندهند، سنگي هم نمياندازند. اين مثال، حكايت حال و روز دوران ما شده است. دولت روحانی خرابهاي تحويل گرفته است، اما منتقدان سياسي اين دولت برعكس هر عرف اخلاقي در جامعه، عجيبترين و هر از گاهي غيراخلاقيترين انتقادها را روانه دولت ميكنند، آن هم با اين پيشفرض كه ميدانند دولت روحانی خرابهاي تحويل گرفته و قرار است عمارتي شيك در لواسان و ... تحويل دهد. نتيجه اين ماجرا چه ميشود؟
طبيعي است به دليل دايره بزرگي از امكانهايي كه منتقدان دولت دارند، عدم توجه به كرامت زيست اجتماعي در جامعه توزيع ميشود و در نهايت نيز مسير نخبگان ابزاری و فکری در توسعه سیاستگذاری با ناهمواريهاي بيشتري روبهرو خواهد شد. اين دقيقا از همان نقطهضعفهاي موجود در هستههاي فرهنگ سياسي و منش صلح شهروندي ماست. نزديكترين نمونه براي اين رويارويي با دولت، اتفاقاتي است كه قبل از انتخابات مجلس دهم و بعد از آن رخ داده و همچنان یکسال از عمر آن در حال انجام است. ما به كجا ميرويم و ما را چه ميشود؟ بد نيست هر از گاهي با خود بلايايي كه در همين چند سال گذشته بر سر نخبگان ابزاری و فکری در مسیر توسعه كشور نازل شده، دوره كنيم و به ياد بياوريم كه دولت روحانی چه تحويل گرفت و تلاش ميكند چه چيزي تحويل دهد. آيا اصلا ميدانيم كه فقدان نخبگان ابزاری و فکری در توسعه سیاستگذاری و تبديل شدن به موانع ضد توسعه چه پيامدهايي دارد كه نتيجهاش درماندگي در قياس با رقباست و دودش به چشم همه ما و نسل آينده ميرود؟