آرمان ملی - امید کاجیان: این نخستین باری نیست که از سال 88، به بعد دست به نامه میشود و مینویسد، آن هم برای رهبری. درباره نامهنگاریهایی از این دست چه از سوی او چه از سوی احمدینژاد اظهارات و تعابیر مختلفی بیان میشود؛ در مورد شائبه دیدارهایی از این دست هم همینطور. تفاوت در این است که نامهنگاریهای محمود احمدینژاد علنی میشود و در رسانهها انتشار مییابد، اما او هنوز محافظهکاری را ترجیح میدهد. همین باعث شده تا اکنون بار دیگر نامه جدیدش بازار شایعات را داغ کند. جریان نامه تازهای که رئیس دولت اصلاحات در آستانه سال 1400 برای رهبری انقلاب نوشته است، اولین چیزی را که به ذهن متبادر میسازد انتخاباتی بودن آن است؛ نامهای که شاید برای تسهیل راه ورود او بهعنوان نامزدی برای این سال و شاید لااقل تسهیل ورود سایر اصلاحطلبان برای انتخابات باشد. البته که اینها تنها یک احتمال است.
رئیس دولت اصلاحات آخرین بار زمانی با رهبری دیداری مستقیم داشت که دولت خودش را تحویل میداد. بعد از آن هم حضورها در مراسم خاص بود، سال 88 که شد همه چیز تغییر کرد تا جاییکه حتی در زمانی که رهبری در بستر بیماری بود و اکثر مسئولان با وی دیدار داشتند گفته میشود که او اجازه دیدار نیافت. او البته نامهای نوشت و آرزوی سلامتی کرد و بعد هم در گفتوگویی اظهار داشت: «امیدوارم به حق محمد و آل محمد هر چه زودتر سلامتی و تندرستی قرین وجود رهبری شود.» آنچه شائبه انتخاباتی بودن نامه اخیر وی را پررنگتر میکند این است که او قبل از زمان مجلس دهم، نامهای به رهبری نوشته بود که آن موقع بسیاری میگفتند در واقعیت او میخواهد تا باب تعامل و ورود اصلاحطلبان به قدرت را باز کند و امروز هم همین را میگویند. آنچه واضح است اینکه خاتمی در همه این سالها تلاش کرده تا راههای گفتوگو را باز نگه دارد؛ موضوعی که البته هزینههایی برای او نیز داشته است. بسیاری این رفتار وی را نماد بارز سعی او برای بازسازی وجههاش در عرصه قدرت میدانند. او پیشتر هم با مطرح کردن طرحی به نام آشتی ملی میخواست تا این نزدیکی را بیشتر کند و اساسا با دعوت
گروههای مختلف به آشتی راه بازگشت به قدرت مطرودین را نیز باز نماید؛ طرحی که البته مورد استقبال قرار نگرفت. آن موقع دعوت سیدمحمد خاتمی به «آشتی ملی» را «بیمعنی» قلمداد کرد.
تداوم تلاش
اما خاتمی از کوشش باز نایستاد، واکنش رئیس دولت اصلاحات پس از اعتراضات آبان ۹۸ برای بسیاری عجیب و دور از انتظار بود. با این حال سیاست وی را سیاست یکی به نعل و یکی به میخ بیان میدانند و عدهای هم در نهایت او را یک شخصیت حکومتی که برای سالها از قدرت به دور مانده و اکنون به دنبال راهی برای بازگشت است میشمارند. عدهای هم معتقدند خاتمی اگرچه خود به دنبال قدرت در حاکمیت هم نباشد اما به دنبال راهی برای حضور بیشتر جریان اصلاحات در ساختار نظام میگردد و از این روست که در ایام انتخابات دست به قلم و نامهنگاریاش خوب شده است. اما هنوز هم خیلی مشخص نیست که او در این نامهنگاری به چه مسائلی اشاره کرده، ولی میتوان احتمال داد، مساله حصر، انتخابات 1400، مشارکت مردم و البته اشارههای شخصی او به این که وی در چارچوب نظام و انقلاب است از جمله مسائل مطروحه میتواند باشد. گفته میشود این نامه 37 صفحه و به دستخط خود خاتمی است. در این ارتباط هم محمدجواد حقشناس فعال سیاسی اصلاحطلب اظهار داشت: این نامه تقریبا برای دو ماه گذشته است در خصوص دغدغهها و آینده انقلاب و کشور با رهبری صحبت کردهاند و برای دهه پیش رو راهحلهایی
ارائه کردهاند. وی بیان کرد: به نظر من وجود ارتباط مستمر و برنامهریزیشده و بدون انقطاع با رهبر انقلاب یکی از نیازهای جامعه و جریان اصلاحطلب است چرا که از آنجایی که رهبری مسئولیت عام نسبت به جامعه دارد به دیدگاههای جریانات مختلف نیز نگاه منطقی دارند. این عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی ادامه داد: برهمین اساس این اصل، یک اصل بدیهی و یک نیاز جدی تلقی میشود. نشستها و دیدارهای اصلاحطلبان با رهبری باید حضورا پیگیری میشد که متاسفانه در این سالها این اقدام صورت نگرفت و به نظر من یک نقیصه بوده است که باید به آن توجه شود و اگر این امکان حضوری فراهم نمیشد حداقل باید به صورت مکتوب دیدگاهها و نظرات را به رهبری منعکس میکردیم؛ به نظر من این موضوع بسیار ارزشمند است. البته دفتر خاتمی نیز دراینباره اطلاعیهای منتشر ساخته است و ضمن تایید تلویحی این نامه درباره محتوای آن اظهارنظری نکرده و گمانهزنیها را نیز نه تایید و نه تکذیب میکند: آنچه پیرامون ارسال نامه جناب آقای سیدمحمد خاتمی به رهبری معظم انقلاب در رسانهها منتشر شده است، تنها گمانهزنی رسانهای است. همه کسانی که به کشور و مردم و انقلاب میاندیشند،
نسبت به سرنوشت میهن اسلامی و ملت و نیز اصلاح امور دغدغه دارند. جناب آقای خاتمی نیز از جمله هرجا و هر مناسبتی اقتضا کند دغدغههای خود را عملا به دور از تبلیغات دنبال میکنند؛ ولی آنچه به این مقدار راجع به محتوای نامه بیان میشود ناشی از حدسیات و گمانهزنی است. شاید این عدم شفافیت نیز قابل تامل باشد.
چرا تمایل به جهانگیری؟
اما همانطور که حقشناس نیز بیان داشته اصلاحطلبان به دنبال راهی برای گفتوگوی با حاکمیت میگردند و از قرار بیشتر تمایلشان در روزهای باقیمانده به انتخابات 1400 این است که رئیس دولت اصلاحات این پل را بسازد؛ اتفاقی که البته تا به امروز نتیجه مشخصی نداده است. اما این بدان معنا نیست که جریان اصلاحطلبی امروز چهرههایی نداشته باشد که نتوانند این رابطه را برقرار کنند. پیشتر از اسامی مختلفی به عنوان رابطین میان حاکمیت و اصلاحطلبان سخن گفته شده است و کسانی که میتوانستند با رهبری هم ملاقات داشته باشند، وجود داشت. درحالیکه خاتمی در برقراری این ارتباط ناکام بود، چهرههایی مانند رهامی و منتجبنیا با رهبری ملاقاتی مفصل داشتند. در این دیدار در مورد مسائل مختلفی بحث شد؛ ازجمله ارتباط اصلاحطلبان و گذشته و انتخابات. اسحاق جهانگیری معاون اول رئیسجمهوری نیز از چهرههایی بوده است که توان این دیدارها را با درونمایههای اصلاحطلبی داشته و حتی یکبار خود با صراحت در گفتوگویی بیان کرد که رابط رهبری و اصلاحطلبان شده است. حتی گفته شد در این راستا، سردار سلیمانی قرار بوده برای حل مشکلات میانجیگری کند، اما با ترور و شهادت
ایشان این موضوع متوقف شده که جلسات هفتگی با اسحاق جهانگیری داشته است. به نوعی رابط امین اصلاحطلبان و رهبری از طریق جهانگیری نیز به شمار میآمد. اما از قرار معلوم جریان اصلاحطلبی حتی با علم به اینکه کسانی مانند جهانگیری، رهامی یا منتجبنیا در گذشته نشان دادهاند که توان این کار را دارند نمیخواهد روی آنها سرمایهگذاری کرده و همچنان رئیس دولت اصلاحات را پیشگام در این عرصه میخواهد؛ موضوعی که البته تا به امروز نتیجهای نداده و تاثیر مشخصی نیز در جایگاه اصلاحطلبان در ساختار کشور نداشته است.