ادامه از صفحه اول / اگر روزنهای امیدآفرین پیدا نشود و کسی برای اقامه مهربانی برنخیزد و شعارهای خیرخواهانه توخالی باشند، آینده روشنی در پیش نخواهیم داشت. البته خلأهای موجود در جامعه عمیقتر از آنند که با تاسیس یک وزارتخانه قابل پرکردن باشند. ما تا رسیدن به نقطه مهربانی اجتماعی و زدودن احساس تنهایی اشتغالات فراوان دیگری داریم که اگر درک و دانشی پیرامون آنها وجود داشته باشد ابتدا در رفع آنها کوشش میکنیم. چنانچه همه ظرفیتهای کشور برای رفاه مردم هزینه شود و همه ایرانیان با عقیدهها و اندیشههای مختلف حق و سهمی به اندازه خود در تصمیمها داشته باشند و احساس ارزشمند مالکیت مردم نسبت به کشور خویش فراگیر و جدی و عینی شود، جامعه استحکام پیدا میکند و با خودآگاهی و احساس مسئولیت به رفع عیبها و مشکلات میپردازد. در چنین جامعهای حتی هنگامی که آسیب یا حادثه بزرگی پدید آید تحملها بالا میرود و هرکس تنها گلیم خود را از آب بیرون نمیکشد. اتفاقا جامعه ما ظرفیت رسیدن به همدلی عمومی را کاملا داراست و شاید در این زمینه از جوامع دیگر مستعدتر باشد. مشکل آنجاست که عدهای مردمان را صغار میدانند و با تنگنظریها و تصمیم بهجای آنها به شکوفایی اخلاق و گذشت و مهربانی و نوعدوستی مدد نمیرسانند. اگر پایههای اخلاقی و انسانی جامعه بهصورت جدی و از راه تجربهشدهاش تقویت شود و میان حاکمیت و ملت همدلی برقرار باشد، چندان نیاز به نمایشهای تلویزیونی برای کمک به همنوع لازم نمیشود، چنانچه هنگام جنگ اکثر ایرانیان اخلاقی استوار و جانانه و بزرگمنشانه ازخود بروز دادند و با هم مهربانی عجیب و ستودنی کردند. احساس تنهایی بد درد ویرانکنندهای است و چون تکثیر شود کل جامعه را تهدید میکند، یک جامعه تنها چه خواهد کرد؟