انتخابات این دوره فدراسیون فوتبال با دورههای قبلی فرق میکند و جاداشت تا آقایان آگاهیبخشی خود را که شامل، رزومه و اطلاعات مربوط برنامههایشان بود را بیشتر در معرض عموم قرار میدادند. اگرچه اعضای مجمع انتخاباتی فدراسیون شناختنسبی نسبت به سه نفر از نامزدها پیدا کردند و بهتر میدانند که به چه شخصی رأی دهند. هر سه نامزدی که برنامه دادند از زوایای مختلف نظرات خود را گفتند ولی ضعف کلی آنها این است که برنامههای اقتصادیشان براساس درآمدزایی از حقپخش تلویزیونی و تبلیغات محیطی است که بهنظرم راه درستی انتخاب نشده است، چون حقپخش باید به باشگاهها داده شود و فدراسیون به نمایندگی باشگاهها میتواند این مبالغ را دریافت و حق آنها را پرداخت کند. اینکه فدراسیون بر مبنای حقپخش درآمدهای خود را تنظیم کند خیلی حق نیست چون این درآمد برای باشگاههاست. البته از تیمهای ملی میتوان درآمدزایی کرد که آن هم از طریق شرکتهای بزرگی است و بهنظرم برنامه اقتصادی نامزدهای فدراسیون بهعنوان پاشنهآشیل آنها محسوب میشود. بدونشک مشکلات اقتصادی نهتنها برای فوتبال بلکه مشکل اساسی کل کشور است و از آنجایی که فوتبال ما دولتی بوده و درآمد دولتی وابسته به نفت و گاز است، گردش مالی مطلوبی در بخش خصوصی صورت نگرفته و فوتبال به این چرخه نیاز دارد و متاسفانه در این زمینه لنگ میزنیم. امیدوارم فردی که مسئولیت ریاست فدراسیون فوتبال را قبول میکند با کارشناسان زبده و خبره نشستهایی برگزار کند تا راههای درآمدزایی را بهتر از قبل بشناسد و اجرایی کند. فوتبال کاری جمعی است همانند مسابقات آن که در زمین تمامی نفرات با یکدیگر مشارکت و همکاری میکنند تا نتیجه بگیرند. در کارهای ستادی هم باید فعالیتها گروهی جلو برود و نمیدانم علی کریمی با چه تعامل برنامههایی بهدنبال برگزیدهشدن است. ذینفعان فوتبال باید بدانند که کریمی چه برنامههایی دارد تا براساس آن در مجمع رأی بدهند. اعضای مجدد دقیقا نمیدانند برنامههای ایشان چیست. علی کریمی عنوان کرده اگر محمد دادکان در انتخابات فدراسیون حاضر میشد به نفع کنار میکشید و ائتلاف میکرد. مصلحتهای محمد دادکان را همه اهالی فوتبال میدانند. مانعی هم برای ثبتنام و ورود ایشان وجود نداشت. خیلیها درخواست کردند ولی خود آقای دادکان قبول نکردند. این تعارفات چه معنایی دارد را من نمیدانم و متوجه آن نمیشوم. مطلب دوم اینکه هرکسی برای زندگی شیوهای دارد و شعاردادن کار سختی نیست. در گذشته با پولسالاری و پولهای بادآورده مبارزه شده و الان شرایط متفاوتی است که باید دید عواملی که میخواهند رأی بدهند چگونه تصمیم میگیرند. ضمن اینکه مبارزه با فساد کاملا کاری مشخص است. منظور از مهندسی انتخابات اگر رایزنی و نشست باشد در ذات این پدیده است و اصلا ایرادی ندارد ولی اگر از نگاه منفی آن باشد که زدوبند است و من به نوبه خودم این کار را زشت، منحوس و غیرقابلقبول میدانم.