مبنا و اساس نظام جمهوری اسلامی در انتخابات و مشارکت حداکثری مردم است و انقلاب اسلامی اساسا با حضور مردم به پیروزی رسید. بعد از پیروزی انقلاب هم در قانون اساسی برآمده از انقلاب اسلامی از مقام رهبری گرفته تا همه ارکان نظام بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با رای مردم انتخاب میشوند. بنابراین مساله مشروعیت نظام به معنای رضایتمندی، یکی از اصول شکلگیری نظام و هم یکی از اصول بقای نظام است. به میزانی که مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود، کاهش پیدا میکند نظام با مشکلات جدی مواجه میشود. مشکلات امنیتی و مشکلات در حوزه سیاست خارجی تنها بخشی از این مشکلات است. پس حضور مردم نقش کلیدی در قدرت نظام جمهوری اسلامی دارد و هر جریان و فردی تلاش کند مشارکت مردم در انتخابات را کاهش دهد در واقع در تلاش برای آسیب جدی زدن به نظام است. متاسفانه برخی جریانات کجاندیش که ممکن است دلسوز هم باشند در درون کشور در کنار براندازان قرار گرفتهاند و به دنبال کاهش مشارکت مردم در انتخابات هستند. گروههای کجاندیش با برخی سیاستهای نابخردانه و برخی نگاههای انحرافی تصورشان این است که با حضور حداقلی مردم هم میشود کشور را مدیریت کرد. این نگاه بسیار خطرناک است. نگاه رهبری اینگونه نیست. رهبری از دیرباز همواره بر مشارکت حداکثری مردم تاکید کردند. مشارکت حداکثری مردم نیازمند الزاماتی است، این الزامات در هر دوره متفاوت است و در اولویتبندی مردم تغییر پیدا میکند. هر چند کلیت خواستههای مردم یکسان است اما در هر دورهای یک خواسته در صدر خواستههای مردم قرار میگیرد. در سال۷۶ نوعی احساس انسداد و مهندسی شدن انتخابات در جامعه وجود داشت که موجب شد مردم به صحنه بیایند و آن تصور را با حضور خود بهم بریزند. یا در سال ۹۲ و ۹۶ و در دوگانه روحانی و رقبای او احساس اینکه حضور حداکثری مردم منجر به جلوگیری از جنگ و ناامنی میشود باعث شد مردم حضور گسترده پیدا کنند. امروز به نظر میرسد که یکی از اولویتهای جدی مردم علاوه بر نیازهای عمومی مثل فضای باز سیاسی و حضور سلیقههای مختلف در انتخابات مساله مشکلات اقتصادی است. در حال حاضر اولویت اول جامعه تنگناها و مشکلات معیشتی و بیکاری است. بخشی از این مشکلات به ساختارهای داخل کشور مرتبط است اما بخش عمده هم مرتبط به تحریم است. همه مسئولان کشور هم به نقش تحریم در مشکلات اقتصادی اذعان کردهاند. بنابراین یکی از اقتضائات مشارکت حداکثری مردم در انتخابات سال آینده این است که بتوانیم دریچهای باز کنیم و نشان دهیم که مشکلات اقتصادی در حال کمتر شدن است و تحریمها کاهش پیدا میکند. طبیعتا حل مسائل اقتصادی یکشبه ممکن نیست اما همین که مردم احساس کنند روزنههای جدی باز شده برای حل برخی مشکلات، قطعا در انتخابات مشارکت میکنند. تشریح گام دوم برای تحقق مشارکت حداکثری این است که جامعه در طول سالهای اخیر با انبوه اطلاعاتی مواجه شده که در مورد رانت، فساد و امضاهای طلایی است. این امر باعث ریزش سرمایه اجتماعی شده است؛ بنابراین شفافیت در مبارزه با فساد و ارائه اطلاعات به جامعه میتواند سطح اعتماد مردم به نظام را افزایش دهد. این اعتماد منجر به افزایش سرمایه اجتماعی و در نهایت افزایش مشارکت در انتخابات میشود. گام سوم، ایجاد فضای مناسب برای گروههای مختلف است تا همه جریانات دلسوز نظام بتوانند در انتخابات مشارکت کنند. همه جریانات باید این فرصت برابر را داشته باشند که بتوانند کاندیداهای موردنظر و توانمند خود را به مردم معرفی کنند و مردم هم بتوانند با هر سلیقهای در انتخابات شرکت کنند. در واقع در انتخابات سال آینده باید نگاه غیر استصوابی هم باشد.