يک نظريه در فيزيک وجود دارد که «انرژي کميتي است که از جسمي به جسم ديگر منتقل يا از شکلي به شکل ديگر تبديل ميشود و هيچگاه از بين نميرود» البته اين قاعده فيزيک، اتفاقا در دولتهاي فعلي و گذشته نيز کاربرد بسيار داشته و مديران هيچوقت از کارشان بيکار نميشودند، بلکه از يک صندلي به صندلي ديگر منتقل ميشوند!. طي يک دهه اخير، بارها شاهد بوديم که مسئولاني که از سر ناتواني در امور محوله به خصوص در زمان بحران برکنار شدهاند، خيلي زود و هنوز از محل کارشان به منزل نرسيدهاند، حکم جديدي به وي مرحمت شده يا در بيشتر مواقع اين احکام براي صندلي مديريتي يکي از مسئوليتها و سازمانهاي عريض و طويل در پايتخت ايران بوده است. ظاهرا از ديد روساي جمهور فعلي و قبلي، پايتخت حيات خلوت آنها شده که هر مسئولي که بهدليل عملکرد ضعيفش برکنار ميشود سريعا يک سازمان يا مسئوليتي بالاتر از آنچه که قبلتر از عهده آن برنيامده، به وي سپرده ميشود. اما در انتصاب «رئيس جديد سازمان ملي استاندارد ايران»، موضوع کاملا فراي موارد مذکور است و معلوم نيست که دکتر روحاني با کدام اِستاندارد، اُستاندار برکنار شده خوزستان را به سمت «رئيس اِستاندارد» منصوب کرده است؟ مگر حکم عزل ايشان از سوي وزارت کشور، تحت امر رئيس جمهور، امضا و صادر نشده است؟! حال بد نيست که نگاهي به حکم رئيس جمهور در خصوص انتصاب غلامرضا شريعتي به سمت رياست سازمان ملي استاندارد بيندازيم، «نظر به تعهد و شايستگي جنابعالي، به موجب اين حکم براي مدت چهار سال به عنوان رئيس سازمان ملي استاندارد ايران منصوب ميشويد» اين حکم دو نکته مجهول دارد، نکته اول اينکه رئيس جمهور دولت دوازدهم تا چند ماه آينده بايد پاستور را ترک نمايد، چه برسد به انتصاب چهار ساله يک مدير و ظاهرا اين انتصاب عمري بيش از شش ماه پيدا نخواهد کرد، دوم اينکه آقاي روحاني ظاهرا حرفهاي پر از درد و اندوه کارگران شوشي و نيشکر هفت تپه و فرياد پيرزنهاي خوزستاني که با هر بار بارندگي، سيل زندگيشان را نابود ميکرد، را نشنيده است. مردمي که در چهارسال گذشته در اين استان، سيل زندگيشان را ميبرد و هواي بدون گرد و غبار، آرزويشان بود، ميتوانند بهترين توضيحات را به رئيس جمهور براي اين انتصاب بدهند. شايد از ديد مسئولان ،موضوع مهم «استاندارد» در کشوري که کمتر موردي يافت ميشود که با استانداردهاي جهاني برابري يا حتي نزديک باشد، اين سازمان حيات خلوتي شده است که استاندار برکنار شده خوزستان را که از پس امورات استاني بر نيامده به مدت 4 سال به سمت رياست اين سازمان مهم و کشوري منصوب مي کنند. استانداري که در مدت چهارسال که سکانداري استانداري خوزستان را برعهده داشت، بارها به دليل عدم شايستهسالاري در انتصابات، وضعيت مبهم اعتبارات پروژههاي مهم و حياتي مانند آب و فاضلاب اهواز و ديگر شهرها، آشفتگي مديريتي، اظهارات و حواشي مختلف مورد نقد شخصيتها و جريانهاي مختلف کشور به ويژه استان خوزستان مورد انتقاد قرار ميگرفت. حال« تو خود حديث مفصل بخوان ازين مجمل».