بستن
کد خبر: ۱۰۰۸۲۹۸

نامه‌ای به یک نویسنده جوان

نامه‌ای به یک نویسنده جوان
رضا فکری داستان‌نویس

تجربه در آدمي، گاه خود به‌تنهايي مي‌تواند منبع دانشي بي‌نظير باشد و لزوم انتقال آن به نسل بعدي نيز بر کسي پوشيده نيست. بر همين مبنا اصغر عبداللهي طرح اوليه‌اي را با عنوان «نامه به يک نويسنده‌ جوان»، به نوشتاري بدل کرده تا تجربياتش را درباره‌ پلات، مضمون و تمِ يک روايت سينمايي در اختيار درام‌نويسان جوان قرار دهد. در چنين رويکردي که ممکن است شائبه‌ توصيه و اندرز و آموزش، نسل متأخر را پس بزند، او شيوه‌ گفت‌وگوي صميمانه و البته صريح را برگزيده تا درباره‌ فوت‌وفن نوشتن فيلمنامه و حواشي آن، نکاتي کليدي و کاربردي را مطرح کند. کتاب از ساحت زيستي، تجربه‌هاي زندگي، خواندن‌ها و چشم‌وگوش تيزکردن‌ها و درنهايت از لذت نوشتن حرف مي‌زند تا پلي ميان نسل قديم و جديد باشد. عبداللهي زماني را به ياد مي‌آورد که ايده‌ چنداني براي نوشتن در دسترسش نبوده و راهنماي جامعي نيز براي رفع سردرگمي‌ها نداشته و با آزمون و خطا به تکامل در عرصه فيلمنامه‌نويسي رسيده است. حالا او در «قصه‌ها از کجا مي‌آيند؟» راهي در برابر نسل بعد مي‌گشايد تا در بيراهه‌ها سرگردان نماند.

عبداللهي در اين مجموعه، به شکل يک ديالوگ با مخاطب فرضي، فرآيند نوشتن فيلمنامه را شرح مي‌دهد. مخاطبي که به زيروبم فيلمنامه‌نويسي کاملا واقف است و ضعف‌هايش را به‌درستي مي‌يابد و پيشنهادهاي راهگشا مي‌دهد. او اين مخاطبِ درون را به‌شدت جدي مي‌گيرد و مدام با او در تعامل است. سلسله‌گفت‌وگوهاي او با مشاور فيلمنامه‌نويسيِ درونش، استدلال‌هايي در رد يا قبول ايده‌هاي خام در اختيارش مي‌گذارد. اينکه شخصيت چه پيشينه‌اي بايد داشته باشد؟ لحن و فضا و نحوه‌ رفتار شخصيت‌ها چگونه بايد باشد؟ صحنه واجد چه ويژگي‌هايي است؟ و قصه‌اي که همچون نخ تسبيح اين دانه‌ها را به‌هم متصل مي‌کند چه خصوصياتي دارد؟ در ميانه‌ همين گفت‌وشنودهاست که هر لحظه آيتي از راه مي‌رسد و عبداللهي را به کشفي تازه درباره‌ فيلمنامه‌اش مي‌رساند. درواقع او به‌نوعي کتاب را به شيوه‌ «داستان در داستان» پيش مي‌برد؛ يکي داستاني است مبتني بر مضمون فيلمنامه و ديگري شرح مصائب نوشتن همان فيلمنامه است.

در هر بخش از کتاب، نويسنده نمونه‌اي از آثار خود را نيز معرفي مي‌کند و روايت پرفرازونشيب نوشتنِ طرح را شرح مي‌دهد و به جنبه‌اي محوري از کار نوشتن فيلمنامه مي‌پردازد؛ از ابتدايي‌ترين مراحل که شکل‌گرفتن ايده و ترسيم طرح اوليه است تا مراتب نهايي کار که نويسنده را به يک سناريو با جزييات کامل مي‌رساند. عبداللهي تلاش مي‌کند به دور از استعاره‌هاي دست‌وپاگير با مخاطبش روبه‌رو شود، چراکه به‌زعم او چنين رويکردي قصه را پر از دانش‌پراکنيِ بيهوده مي‌کند و فهم سرراست را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. ضمن اينکه هيچ تضميني هم وجود ندارد که مخاطب استعاره و معناي آن را دقيق دريابد. در نظر او تعريف درستِ هر پديده در پلات اين است که حداقل در لايه‌ اولش صاف و شفاف و عاري از تأويل و برداشت متناقض باشد.

کليشه نيز در صدر سلسله موضوع‌هايي است که عبداللهي از آن بيزار است و آن را آفتي مي‌داند که همواره در کمين يک فيلمنامه‌نويس است. هرچند گاه از آن گريزي نيست و تنها بايد تدابيري اتخاذ کرد تا از تيزي و برجستگي آن کاسته شده و به لايه‌هاي زيرين‌تر فيلمنامه رانده شود. عبداللهي وقايع روز اجتماعي و سياسي را واجد توانمنديِ مقابله با کليشه مي‌بيند. اينکه نويسنده بايد با نگاهي روزآمد، کليشه‌ يک شکست عشقي را تبديل به درامي درخور تأمل کند. عنصر اقليم هم نقش مؤثري در کمرنگ‌ترکردن کليشه دارد و فرهنگي که از دل آن برمي‌آيد مکمل اين نقش است.

به زعم عبداللهي، هر فيلمنامه‌نويسي در طول مسير حرفه‌اي خود ناگزير از مواجهه با ژانرهاي مختلف است که يکي از وسوسه‌برانگيزترين آن‌ها ژانر جنايي و معمايي است. آنچه در نوشتن يک داستان معمايي در درجه‌ي اول اهميت قرار دارد، گره‌افکني و گره‌گشايي يا همان تعليق است. متداول‌ترين و سرراست‌ترين گره، قتل است. اما نويسنده بايد هم در جايگاه يک قاتل قرار بگيرد و از نگاه او به تمهيداتي براي پيشگيري از افشا شدن‌اش فکر کند و هم از ذهن يک کارآگاه به مسأله نگاه کند و سرنخ‌هاي کشف جنايت را بيابد. او در اين رهگذر از اهليت نويسنده سخن مي‌گويد که از نظر او به معناي سواد و درک درست و ذوق کافي در ژانري است که مي‌خواهد بنويسد.

اصغــر عبداللهي در «قصه‌ها از کجا مي‌آيند؟»، تلاش مي‌کند به هيجانات آغــازيــن يــک نويسنده‌ پرشور و جوان سمــت‌وسـو بدهد و از هدررفتن انرژي او در حواشي پيشگيري کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی