بستن
کد خبر: ۱۰۰۷۹۹۰

اصلاح‌طلب‌نماها استراحت کنند!

اصلاح‌طلب‌نماها استراحت کنند!

آرمــان ملي- ياسمين طالقاني: اصلاح‌طلبي واژه‌اي بود که با انتخابات رياست‌جمهوري 76 به مرور زبان رسميت يافت. اصلاح‌طلبي همان جناح چپ پيش از 76 بودند که منش و هدف آنها تلاش براي رفع کاستي‌ها و ارائه برنامه براي پيشرفت کشور بود. هر سال که از تولد جريان اصلاحات مي‌گذشت احزاب و افراد زيادي در اين دايره به ايفاي نقش مي‌پرداختند و گاهي هم اختلاف سليقه به جايي مي‌رسيد که مجبور به انشعاب و تشکيل حزب جديد مي‌شدند مانند انشعابي که در حزب اعتمادملي رخ داد و اعضايي مانند منتجب‌نيا اقدام به تشکيل حزب جمهوريت کردند. البته اين انشعاب‌ها تاثيري در اهداف نداشت و اصول اصلاح‌طلبي رکن اصلي فعاليت همه احزابي بود که در دايره جبهه اصلاحات به فعاليت مي‌پرداختند.

به نام اصلاحات، به کام اصولگرايي

بي‌ترديد اکثريت مردم حامي جريان اصلاحات هستند و معتقدند اين جريان بيش از جريان اصولگرايي توان تحقق خواست‌هاي اجتماعي و سياسي آنها را دارد. در چنين شرايطي جريان رقيب منفعل نشده و بخشي از آنها که دلواپس هستند به هر طريقي سعي در ايجاد شکاف در اردوگاه اصلاح‌طلبي کردند که نمونه آن تشکيل حزبي بود که دم از اصلاح‌طلبي مي‌زد اما در عمل به سمتي حرکت مي‌کرد که خواست جريان اصولگراست و هنوز هم نتوانسته باوجود دم زدن از اصلاحات در سخن، رفتاري داشته باشد که نشان دهد همراستا با برنامه‌هاي جريان اصلاحات حرکت مي‌کند. بسياري بر اين عقيده هستند که حمايت از يک حزب و فراهم آوردن شرايط لازم براي فعاليت آن حزب معنايي جز ايجاد شکاف در جريان اصلاحات ندارد. نکته قابل تامل آنجاست که سران جريان اصلاحات واکنشي به حزب‌ اصلاح طلب‌نما ندارند و ترجيح مي‌دهند به آنها اجازه فعاليت به اندازه‌اي را بدهند که در تصميم نهايي جريان اصلاحات تاثيرگذار نباشد.

همکاري با رقيب براي بقا!

بجز ايجاد حزب اصلاح‌طلب‌نما، برخي افراد که تا چندي قبل ادعاي اصلاح‌طلب بودن بيشتر از ديگران را داشتند به‌ناگاه بر طبل مخالفت با چارچوب‌هاي جريان اصلاحات و تصميمات اين اردوگاه زدند که دليلش ترس از تهديدهايي مبني بر حذف شدن يا موضوعات ديگري بود. محمدرضا عارف چندي پيش به اين افراد چنين اشاره کرد: «ما براي تهيه ليست اميد در مجلس دهم از افراد تعهد گرفته و حدود 150نفر از ليست، به مجلس آمدند، ولي بعضي از آنها به تعهدات خود عمل نکردند. برخي از راه‌يافتگان به مجلس دهم از ليست اميد تا آخر مجلس رفتار پاندولي خود را ادامه دادند و هرجا صلاح‌شان بود با ما همراهي مي‌کردند و هرجا صلاح‌شان نبود با رقيب ما همکاري مي‌کردند. آنها تا آخر مواضع طلبکارانه داشتند.» وظيفه اين دسته از اصلاح‌طلب‌نماها مخالفت با ديدگاه‌هاي جمعي جريان اصلاحات از طريق مصاحبه با رسانه‌ها يا سخنراني است. به عنوان نمونه، زماني که تاکيد اصلاح‌طلبان واقعي بر حمايت از کانديداي اصلاح‌طلب است، آنها به يکباره خبر حمايت از کانديداي نيابتي را سر مي‌دهند تا اينگونه القا شود شکاف و اختلافي در جريان اصلاحات است. مانند زارع فومني دبيرکل حزب مردمي اصلاحات که اظهاراتش القاکننده اختلاف در جريان اصلاحات است و او ديروز بيان کرد: «بعيد مي‌دانم که عارف در صورت نامزدي هم بتواند با حمايت طيف اصلاح‌طلب روي کار بيايد و ممکن است به صورت مستقل وارد شود، اما موضوع مهم اين است که اصلاح‌طلبان هرگز از او حمايت نخواهند کرد. محمدرضا عارف خود را از جريان اصلاحات دور کرده و خود را محدود به عده خاصي نظير افراد درونِ بنياد اميد کرده است.» با وجود چنين افرادي است که محسن آرمين فعال سياسي اصلاح‌طلب اين افراد را به گندم‌نماهاي جوفروش تشبيه مي‌کند و اسماعيل گرامي‌مقدم، سخنگوي حزب اعتماد ملي مي‌گويد: حتما در انتخابات 1400، اصلاح‌طلبان بر روي نامزدي که اصلاح‌طلب باشد، اجماع خواهيم کرد، اگر حزب اصلاح‌طلبي از يک نامزد غير اصلاح‌طلب حمايت کند بايد مسئوليت آن را هم بپذيرد و پاسخگو باشد. يا در مورد ديگري بسياري از چهره‌هاي سياسي اصلاح‌طلب با قاطعيت گفته بودند که محمدرضا عارف از سمت خود در مقام رياست‌ شوراي عالي سياست‌گذاري اصلاح‌طلبان کناره‌گيري کرده و بسياري از ناظران، اين استعفا و البته کناره‌گيري عبدالواحد موسوي لاري، نايب‌رئيس شوراي عالي را از دلايل انحلال اين شورا مي‌خواندند. اما عارف مي‌گويد که استعفا نداده، بلکه ديگران از نامه او اين‌گونه برداشت کرده‌اند که استعفا داده است. در نهايت اين شورا منحل شد و سود تکذيب‌هاي نادرست به اصولگرايان رسيد چنانکه توانستند از اختلاف در اردوگاه اصلاح‌طلبي داستان‌ها بسازند!

دو راه پيش روي جريان اصلاحات

جريان اصلاحات براي حضور در انتخابات 1400 دو راه پيش رو دارد؛ نخست اينکه مانند سال‌هاي 92 و 96 مجبور به حمايت از کانديداي غيراصلاح‌طلب شوند و هزينه اقدامات آن فرد را برعهده بگيرند مانند حمايتي که از روحاني داشتند و در نهايت اين اصولگرايان بودند که با تبليغات گسترده چنين وانمود کردند که دولت تحت حمايت اصلاح‌طلبان داراي ضعف است، پس نبايد به کانديداي اين جريان در انتخابات 1400 راي داد. برخي اصلاح‌طلب‌نماها هم توپ را در زمين رقيب مي‌اندازند و سبب تقويت قدرت هجمه به اصلاحات مي‌شوند. راه ديگر پيش روي اصلاح‌طلبان تاکيد بر معرفي کانديدايي از جريان اصلاحات و عدم تصميم‌گيري در حمايت از کانديداي غيراصلاح‌طلب است. محسن آرمين درباره اين مسير گفته است: «در‌صورتي‌که کانديداي اختصاصي موفق به عبور از فيلتر شوراي نگهبان نشد، اصلاح‌طلبان الزامي براي معرفي کانديدا ندارند. آنها مي‌توانند از فرصت و فضايي که انتخابات فراهم آورده است، براي ارتباط بيشتر با جامعه و بيان ديدگاه‌هاي خود استفاده کنند» گرامي‌مقدم درباره تاکيد اصلاح‌طلبان بر لزوم حمايت از کانديدايي از درون اين جريان توضيح داده است: «اصلاح‌طلبان در دوره قبل مجلس بر هويت اصلاح‌طلبي خود پافشاري کردند و با تجربه تلخ حمايت از آقاي‌روحاني به اين نتيجه رسيده‌اند که منطقي است از کانديداي اصلاح‌طلبي حمايت کنند که پاسخگوي آنان باشد.»

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی