بار ديگر و در بهمن ماه صدها پرنده در ميانکاله تلف شدند و مانند سال قبل علت مرگ و مير پرندگان بوتوليسم اعلام شد. هر کسي ميداند که بوتوليسم در قوطي کنسروهاي ماهي يا گوشتي که 4-5 سال مانده باشد به وجود ميآيد نه در تالاب. بوتوليسم در جاهاي تنگ و تاريک تشکيل ميشود و غيرهوازي است. جايي تشکيل ميشود که هوا نباشد، چطور ممکن است در تالاب تشکيل شود؟ 252 تالاب در ايران وجود دارد. چطور فقط در ميانکاله بوتوليسم ايجاد شده و پرندهها مردهاند؟ اين سمي است که زارع، صياد، شکارچي و دامدار در تالاب ميريزد. اين منطقه حفاظت شده نيست بلکه بالاتر منطقه حفاظت شده و پناهگاه حيات وحش است. پناهگاه حيات وحش يک درجه پايينتر از پارک ملي است. نبايد در آن دامدار و کشاورز باشد. سازمان حفاظت محيط زيست اين زمينهاي کشاورزي را قبل از انقلاب خريداري کرده بود. در اين زمينها نه بايد شکارچي، نه صياد، زارع و دامدار باشد. استخرهاي استخر پرورش ماهي در شمال ميانکاله است در حالي که نبايد آنجا باشد. شکاربان تور يک صياد را توقيف ميکند که 700هزار تومان است و براي آن پرونده ميسازد. آن صيادي که تور يا وسيله معاش خود را از دست داده فکر ميکند که از محيط زيست انتقام بگيرد. سم ميخرد و شب در تالاب ميريزد. برخي ميگويند بوتوليسم است تا مشکل را گردن طبيعت بيندازند. جالب است بدانيد که فقط پنج محيط بان از 168 هزار هکتار محافظت ميکنند. مناطق ميانکاله با 5نفر محافظت ميشود؟ براي محافظت از ميانکاله بودجه نميکنند. ميانکاله 50 محيطبان ميخواهد. تمام منتفعان که از آن برداشت ميکنند بايد از ميانکاله بيرون بروند. طبق قانون در پناهگاه حيات وحشت نبايد صياد، شکارچي، کشاورز، دامدار و استخر پرورش ماهي باشد. هر کدام از اين گروه که سر سفره ميانکاله نشستهاند ممکن است اقدام به مسموميت تالاب کنند. محيط زيست با داشتن اسلحه و بيسيم در مقابل همه آنها را ميايستد تا قانون را پياده کنند. اما پياده کردن قانون به تريج قباي اين منتفعان برميخورد و به انتقامگيري دست ميزنند. مساله اين است که اين پنج دسته با هم متحد هستند و محيطبان تک افتادهاند و در مقابل آنها ميايستند.