آرمانملي- محمدسياح: اقتصاد ايران تحت تاثير عوامل زيادي است و بيش از آنکه به سمت بهبودي برود هر روز تراژدي جديدي را تجربه ميکند، بخش عمدهاي از اين تراژديها هم حاصل تفکرات و تصميمات مديران اقتصادياي است که جهت خوب نشان دادن اوضاع سعي در آمارسازي دارند و عدهاي هم بر روي اين آمارهاي نادرست برنامهريزي و برخي اجرا ميکنند که نتيجهاش را ميتوان با پوست و استخوان درک کرد. رشد منفي اقتصاد کشور به جايي رسيده که برخي حتي از فروپاشي اقتصادي هم بحث ميکنند ولي مسئولان قصد ندارند قبول کنند که هيچ اقدام مثبتي براي بهبود اوضاع نکردهاند! در همين زمينه «آرمانملي» با عباس آرگون، عضو هيات نمايندگان اتاق تهران، گفتوگويي داشته که در ادامه ميخوانيد.
معاون وزير صمت اعلام کرده با توجه به رشد صنعتي احتمال دارد تا پايان سال به رشد شش درصدي در اقتصاد برسيم. بررسي و تحليل شما از وضعيت و رشد اقتصادي تا پايان سال چيست؟
رشد اقتصادي با توجه به شرايطي که در آن هستيم خيلي امکان ندارد چراکه نهايتا با توجه به روزهاي تعطيل فقط 45 روز کاري تا پايان سال باقي مانده است! برآورد من اين است که براي سال 99 قطعا به شش درصد نخواهيم رسيد، چون رقم، رقم قابل توجهي است. حتي در شش ماهه اول سال، اگر رشد اقتصاديمان منفي نباشد صفر بوده و چطور ممکن است که در دو سه ماه باقيمانده از سال به رشد شش درصد برسيم و اين موضوع غيرمحتمل است و چنين امکاني وجود ندارد. هنوز گشايش محسوسي در حوزههاي مختلفي که داشتيم، ايجاد نشده که بتوانيم به اين رشد نائل شويم. در نه ماه امسال هم تجارت خارجي ما نسبت به مدت مشابه سال قبل قريب به 20 درصد منفي بوده است و در حوزه واردات هم از نظر ارزشي حدود 16 درصد کاهش داشتيم و اينکه بخواهيم در اين سه ماهه اين ميزان را جبران کنيم بعيد است که تا پايان سال به چنين عددي دست يابيم، فقط اميدوارم تا پايان سال رشد ما رشد مثبتي باشد وگرنه شش درصدي که قطعا معاون وزير اعلام کرده غيرممکن است.
آيا براي رشد اقتصادي صرفا توسعه صنعت کافي است؟ چون وزارت صمت رشد صنعتي را عامل رشد شش درصدي مطرح کرده است.
فقط صنعت نيست ما بحث خدمات را هم داريم. امسال علاوه بر بحثهاي تحريمي که در يکي دو سال گذشته مواجه بوديم بحث کرونا را هم امسال داشتيم که بسياري از کسبوکارها را به نوعي با رکود و تعطيلي مواجه کرد و بسياري از کسبوکارها فعاليتي نداشته يا حداقل فعاليتها را داشتند. خدماتي مانند گردشگري و هتلداري که بيشتر به تجمع افراد برميگردد رشد محسوسي نداشته و بعضا رشد آنها منفي هم بوده است. صنعت هم بخشي از رشد اقتصادي را شامل ميشود ولي مهمترين بحث اين است که بايد به نحوي برنامهريزي شود تا تداوم رشد را داشته باشيم و نوسان رشدمان به حداقل برسد و ثباتي را در رشد اقتصادي تجربه کنيم. با توجه به اينکه دو سال گذشته را با فشار حداکثرياي آمريکا با رشد منفي سپري کردهايم، شايد نسبت به سالهاي قبل بهبودي حاصل شده باشد ولي آن هم بعيد است که در اين شرايط و بازه زماني به آن برسيم، چراکه بخش عمده سال را با رشد منفي مواجه بوديم و از واقعيتهاي اقتصادي نظير سطح اشتغال و رفاه و بنگاههاي اقتصادي ميتوان به آن رسيد.
آمارهايي که به اين شکل مطرح ميشود، آيا کمکي هم به بهبود وضعيت اقتصادي خواهد کرد؟
بهنظر من اين روش آماردهي کمکي به کسي نميکند، شايد بگويند که خوشبيني ايجاد ميکند ولي ميتوان رشد و بهبود در شرايط واقعي اقتصاد را در موضوع رفاه و معيشت مردم ديد. اصلا بگويند که 20 درصد رشد داشتهايم ولي در واقعيت اقتصاد ميبينيم که از بعد رفاه و معيشت و اشتغال مردم هيچ بهبود محسوسي حاصل نشده است و عملا هر چقدر هم اين رقم بالاتر اعلام شود جواب عکس هم ميدهد. نياز به يکپارچهسازي در حوزه آمار و بهنوعي اعتباربخشي به حوزه آمار هستيم تا هر بخشي آمار خودش را مبنا قرار ندهد، قطعا اگر يک منبع مبناي آمار باشد ميتواند از اعتبار بالايي برخوردار شود، اما اينکه هر بخشي خودش آمار ارائه دهد و با زاويه نگاه خودش آمار را اعلام کند و حوزه ديگري آمار ديگري اعلام کند، عملا سردرگمي ايجاد ميکند که اعتماد به آمار را از بين ميبرد. اعلام رشد بايد با واقعيتهايي که مردم احساس ميکنند همخوان باشد.
آيا آمارهاي اشتباه در برنامهريزيهاي بعدي تاثيرگذار هستند؟
حتما تاثيرگذارند، عمدتا تصميمگيريهاي مناسب و خوب تصميمگيريهايي هستند که مبتني بر اطلاعات و آمار صحيح و درستي باشند، زماني که آمار صحيحي وجود نداشته باشد تصميمگيري مناسب و درستي هم انجام نميشود، چراکه الان عمده تصميمگيريها بر همين مبنا انجام ميشود، نميتوان براساس آمار شهودي اقدامي را صورت داد يا تصميمگيري درستي داشت.
مهمترين اقداماتي که بايد براي بهبود روند اقتصادي سال آينده انجام شود، چه اقداماتي هستند؟
ما سال بعد عملا با دو دولت در کشور مواجه هستم، دوره اين دولت اواسط مردادماه به اتمام ميرسد و دولت جديد کارش را آغاز ميکند، مهمترين بحث اين است که بايد به دنبال برنامهمحوري باشيم، اگر از کل به جزء لحاظ کنيم بايد گفت که يک سند چشمانداز داريم که بايد در قالب آن برنامههاي پنج ساله انجام دهيم که بهنظر ميرسد سال بعد برنامه ششم هم به اتمام ميرسد ضمن اينکه بايد بودجههاي سالانه در اين راستا باشد. اگر اين سه مورد در يک راستا نباشند و برنامهمحور نباشيم قطعا راه به جايي نخواهيم برد. بايد طبق برنامهاي که نوشته شده حرکت کنيم و بودجه در راستاي برنامه پنج ساله و برنامه پنچ ساله در راستاي برنامه چشمانداز باشد. اگر اينها يکديگر را کامل کنند قطعا ميتوانيم نتيجه مناسبي بگيرم. وگرنه برنامه بنويسيم و کار خودمان را انجام دهيم به نتيجه خواهيم رسيد. از طرفي تحريمها و کرونا هم سال آينده در رشد اقتصادي کشور تاثيرگذار هستند.
برنامههاي چهارم و پنجم و ششم چقدر اجرا شدند؟
اجراي برنامههاي پنجم و ششم در سطح مطلوبي نبوده حتي مناسب هم اجرا نشدند.
اين ضعف قوانين است يا اجرا؟
هر دو ميتواند باشد، چون تدوين برنامه بلندپروازانه و خلاف واقعيتها انجام شده و نميتوانيم به آن برسيم.