1. جلوگيري از سوءاستفاده وابستگان و اطرافيان
از مواردي كه معمولا حريم قانون شكسته ميشود موردي است كه وابستگان و اطرافيان كسي كه در رأس امور قرار ميگيرد، از قدرت و مقام وي سوءاستفاده کنند. ممكن است خود انسان درست كار باشد و اهل سوءاستفاده نباشد، اما اطرافيان و وابستگان وي درصدد سوءاستفاده از قدرت و مقام وي برآيند، و برخلاف مصالح عمومي خواهان امتيازات بيشتري نسبت به ديگران شوند. ممكن است اين اطرافيان و وابستگان از وي انتظاراتي داشته باشند كه تن دادن به آنها به منزله زير پا نهادن احكام، قوانين و حدود الهي و نيز منافع عمومي باشد. از اين رو كسي كه در رأس امور قرار ميگيرد بايد با قاطعيت، قوانين و حدود الهي را در مورد متخلفان و قانونشكنان به اجرا بگذارد و از سوءاستفاده اطرافيان و وابستگان پيشگيري کند؛ اجازه ندهد كه مسائل دوستي و خويشاوندي و... مانع از اجراي قانون شود. در سيره علوي موارد متعددي از قاطعيت آن حضرت (ع) در اجراي قانون و پيشگيري از سوءاستفاده اطرافيان و خويشاوندان وجود دارد كه به چند نمونه اشاره ميكنيم:
الف - اجراي حد نسبت به دوست: نجاشي شاعر از دوستان امام علي (ع) بود و در جنگ صفين حضور فعال داشت. وي در يكي از ماههاي رمضان شراب خورد. وقتي او را دستگير نموده نزد امام علي (ع) آوردند، امام دستور داد هشتاد ضربه شلاق (حد شراب) و نيز بيست ضربه اضافي به وي بزنند. نجاشي گفت: يا اميرالمومنين! حد شراب را ميدانستم، اما بيست ضربه اضافي براي چيست؟ حضرت فرمود: براي اينكه به خود جرأت دادي حرمت ماه رمضان را بشكني. ملاحظه ميشود كه روابط دوستانه آن حضرت با نجاشي مانع از اجراي حد نسبت به وي نشد و حضرت با قاطعيت تمام حد الهي را بر او جاري ساخت.
ب- برخورد با دخترش: يكي از دختران امام علي (ع) گردنبندي را با اجازه كليددار از بيتالمال به عاريت گرفت، تا در عيد فطر به گردن بياويزد. حضرت وقتي از ماجرا باخبر شد كليددار را مورد عتاب قرار داده، گردنبند را به بيتالمال بازگرداند و خطاب به دخترش فرمود: اگر اجازه نميگرفتي، دست تو نخستين دستي بود كه در بنيهاشم قطع ميگرديد.
ج- برخورد با برادر: عقيل برادر امام علي (ع) چون مقداري اضافه از حقوق ماهيانهاش از حضرت درخواست كرد، حضرت آهني را در آتش گداخت و به دست برادرش نزديك نمود، به گونهاي كه از حرارت آن، عقيل فرياد كشيد. حضرت فرمود: من و تو نسبت به بيتالمال چون ساير مسلمانان هستيم.
يكي از فرزندان عباس عموي امام علي (ع) به بيتالمال خيانت كرد و اموال بيتالمال را با خود برد. علي (ع) نامه تندي به وي نوشت و تهديد كرد كه در صورت بازنگرداندن اموال بيتالمال با شمشير او را ادب خواهد كرد.
2. قانونگرايي در تقسيم بيتالمال
سيره رسول گرامي اسلام (ص) در عصر رسالت بر مساوات در تقسيم بيتالمال مبتني بود. آن حضرت بين عرب و غير عرب، سفيد و سياه و فقير و غني فرقي قايل نميشد. اما متاسفانه پس از رحلت آن حضرت سيره و روش وي در تقسيم بيتالمال مورد بياعتنايي قرار گرفت. پس از بيست و پنج سال از رحلت پيامبر (ص) امام علي (ع) زمام امور را به دست گرفت. آن حضرت در همان آغاز كار، عمل به سيره رسول خدا در همه امور از جمله در تقسيم بيتالمال را در دستوركارش قرار داد. در خطبهاي پس از به دست گرفتن زمام امور، چنين اعلام کرد: استفادههاي نامشروع از بيتالمال توسط متنعمان جامعه پايان يافته است، هيچكس نبايد بر سيره او نسبت به تقسيم مساوي بيتالمال اعتراض كند و خرده بگيرد؛ زيرا سيره او همان سيره رسول خداست. آناني كه براي خود نسبت به ديگران امتيازي قايلند بدانند كه اجر و پاداشهاي معنوي پيش خداست، از نظر مادي هيچكس بر ديگري مزيت و برتري ندارد. همه مسلمانان برابرند و اموال خدا بايد بهطور مساوي بين آنان تقسيم شود. سپس از همه مردم خواست تا فرداي آن روز براي گرفتن سهمشان از بيتالمال بيايند. آنگاه حضرت به عمار ياسر و عبيدا... بن ابيرافع و ابوهيثم تيهان، ماموريت داد اموالي را كه در بيتالمال بود ميان مردم تقسيم کنند، و به آنها فرمود: اِعْدِلُوا بينهُمْ و لا تفْضِلُوا احدا علي احدٍ؛ عادلانه تقسيم كنيد و كسي را بر كسي برتري ندهيد. آنها نيز مسلمانان را شمردند و مقدار مال را هم معلوم كردند و مشخص شد كه به هر يك سه دينار ميرسيد، لذا به هر يك از مسلمانان سه دينار دادند. وقتي طلحه و زبير به اين تقسيم اعتراض كردند و نحوه تقسيم بيتالمال در دوران خلافت عمر را يادآور شدند، حضرت در پاسخ به سنت پيامبر(ص) نسبت به تقسيم مساوي بيتالمال استناد كرد. وقتي آنان (طلحه، زبير) به سوابق و خدمات خويش در راه اسلام و نيز نزديكي آنان نسبت به پيامبر (ص) استناد جستند، حضرت فرمود: آيا سابقه شما بيشتر است يا من؟ آيا شما به پيامبر (ص) نزديكتريد يا من؟ آنها گفتند شما، حضرت فرمود: به خدا سوگند من و كارگري كه براي من كار ميكند در سهم گرفتن از بيتالمال يكسان هستيم. سيره عملي آن حضرت بر رفع هر گونه تبعيضي از جمله تبعيض نژادي مبتني بود. يعقوبي مينويسد: امام علي (ع) بيتالمال را بهطور مساوي تقسيم ميكرد. به موالي (غيرعرب) همان مقداري از بيتالمال را ميداد كه به عربها ميداد. وقتي علت را جويا شدند، درحاليكه چوبي از زمين برداشت و آن را ميان دو انگشت خود نهاد، فرمود: «قرأْتُ مابين الدّفّتينِ فلمْ اجِدْ لِوُلْدِ اِسْماعِيل علي وُلْدِ اِسْحاق فضْل هذا»؛ همه قرآن را خواندم و در آن براي فرزندان اسماعيل (عربها) بر فرزندان اسحاق (غيرعربها) به اندازه اين چوب برتري نيافتم.
حضرت در موارد متعددي به نفي تبعيض نژادي اشاره داشته است، از جمله: در ايام خلافت آن حضرت روزي دو زن خدمت وي آمدند و اظهار فقر نمودند، امام (ع) مردي را به بازار فرستاد تا براي آنها طعام تهيه نمايد، و نيز دستور داد به هر يك صد درهم اعطا شود. يكي از زنها اعتراض كرد و گفت: من عرب هستم و زن ديگر از موالي است، چگونه با ما برخورد مساوي شده است؟ امام (ع) فرمود: «قدْ قرأْتُ ما بين اللّوْحينِ فما رأيتُ لِوُلْدِ اِسْماعِيل علي وُلْدِ اِسْحاق عليهِما السّلامُ فضْلاً و لا جناح بعُوضةٍ»؛ «همه قرآن را خواندم و در آن براي فرزندان اسماعيل (عربها) بر فرزندان اسحاق (غير عربها) به بال پشهاي برتري نيافتم. آن حضرت در پاسخ خواهرشام هاني كه نسبت به اعطاي بيست درهم به وي و كنيزش معترض بود نيز اظهار داشت: من در قرآن براي فرزندان اسماعيل بر فرزندان اسحاق برتري نيافتم.
نتيجه
با توجه به آنچه مورد بحث و بررسي قرار گرفت به اين نتيجه دست مييابيم كه امام علي(ع) در عرصههاي گوناگون حيات اجتماعي قانونگرايي را در دستوركار خويش قرار داد، و به منظور ايجاد جامعهاي قانونگرا لحظهاي از مجازات متجاوزين به حريم قانون باز نايستاد. آن حضرت با جلوگيري از سوءاستفاده اطرافيان و وابستگان حاكم از امكانات عمومي، تقسيم مساوي بيتالمال به شيوه رسول گرامي اسلام را دوباره احيا فرمود و نسبت به رعايت قانون در عرصه قضاوت نهايت اهتمام را داشته است.