آرمانملي- محمدميلاد عبداللهي: کارشناسان و تحليلگران اقتصادي نسبت به انتخاب رئيس جديد سازمان بورس اظهار نظرهاي متفاوتي را بيان داشتهاند و بر اين باورند شخصي که کرسي مديريت اين نهاد را به عهده ميگيرد، بايد شرايط بازارسهام را در ابعاد مختلفي تجربه کرده باشد و صداي سهامداران را بشنود. اين در حالي است که بارها عنوان شده است استعفاي دو رئيس در کمتر از يک سال را ميتوان از جنبههاي گوناگون مورد ارزيابي و پرسش قرار داد. گرچه خيليها دليل اين تغييرات را دخالتهاي غيرکارشناسي و يکجانبه بيان ميکنند، فعالان بازارسرمايه بر اين باورند بورس بايد نهادي مستقل باشد و رئيس آن بايد بتواند با جديت و با استقلال براي حفظ و حراست از سرمايه مردم تصميم بگيرد. از طرفي بايد متذکر شد، بورس يک بازار کاملا تخصصي و شفاف است و در اين ميان بايد نسبت به شفافسازي صورتهاي مالي برخي شرکتها سختگيريها بيشتري اعمال شود. به علاوه کارشناسان بارها متذکر شدند بازارسهام داراي مشکلات ريشهاي و لازم است رئيس جديد بازارسرمايه، بهعنوان بالاترين مقام ناظر سعي در حل و فصل آنها داشته باشد. در همين خصوص عباس هشي، عضو شورايعالي جامعه حسابداران رسمي ايران، گفتوگويي را با «آرمانملي» انجام داده که در ادامه ميخوانيد.
به نظر شما تغيير رئيس سازمان بورس را از چه منظري ميتوان تحليل کرد و اين مهم چه تاثيري بر روند بازار سرمايه خواهد داشت؟
بايد اشاره کنم ابتدا لازم است ببينيم، نقش دبيرکل چه چيزي ميتواند باشد و شخصي که براي اين سمت انتخاب ميشود، تا چه ميزان تجربه کار مورد نظر را دارد و ميزان نظارت او چقدر است، چراکه سازمان بورس در جايگاه ناظر بازارسرمايه قرار دارد. به عبارت دقيقتر مردم پولهاي خود را يا به بانک ميسپارند که در آن صورت بانک مرکزي حافظ منافع دارايي مردم است و در طرف ديگر پول روانه بازارسهام ميشود که در آن صورت سازمان بورس جايگاه مقام ناظر را در اختيار دارد. اين در حالي است که بانک مرکزي به طرق مختلفي استقلال دارد و تحت نظارت دولت و نمايندگان است و نظارت بر رياست سازمان بورس هم با وزارت اقتصاد و دارايي است. به هر جهت اين نهاد بايد پاسخگوي مردم باشد و فردي که در راس آن قرار ميگيرد، بايد تجربه معاملاتي و نظارتي خوبي داشته باشد. اين در حالي است که قاليبافاصل از دل بازارسرمايه روي کار آمد و مديرعامل شرکتهاي فعال بازارسرمايه و بهعنوان يک بازيگر مشغول فعاليت بود. از طرفي مجري تصميمات شوراي عالي بورس، هيات مديره است و او نميتوانست به تنهايي تصميمي را اتخاذ کند. همانگونه که ديديم دليل استعفاي او هم در نامه منتشر شده از جانب او، دخالتهاي غيردولتي بيان شد و لازم به ذکر است بورس بايد مبرا از دخالتهاي نابهجا باشد. از سويي وظيفه اصلي بانک مرکزي حفظ ارزش پول ملي است و سپس باقي کارها، که تحت تاثير برخي فشارها نتوانست وظيفه خود را به درستي انجام دهد. اين در حالي است که رئيس نهادهاي پولي و مالي بزرگ بايد استقلال داشته باشد، کما اينکه در خيلي از کشورهاي پيشرفته هم چنين موردي مشاهده ميشود. من در آن زمان به آقاي قاليباف هم گفتم اميدوارم بتواني مستقل عمل کنيد. از طرفي مشاهده شده روساي پيش از قاليباف هم به دليل دخالتهاي مکرر استعفا دادند و اين نشان ميداد اگر رئيسي مستقل عمل ميکرد برکنار ميشد. همچنين بعيد است که رئيس جديد هم بتواند معجزه کند، بايد بپذيريم آقاي دهنوي به اندازه قاليباف تجربه فيزيکي کار در بازار سرمايه را نداشته است. متاسفانه شخصي که سکان اصلي سازمان بورس را به عهده ميگيرد بايد امتياز بدهد تا از بقاي خود حمايت کند. گرچه رئيس فعلي معاون وزير اقتصاد بوده است و قصد دارد بازارسرمايه را سر و سامان دهد، اما ابتدا بايد ببينيم چرا مديران قبلي ناموفق بودند، دليل اصلي آن است که اختيار بازارسرمايه در دست مديران تحت نظارت بورس نيست و عدهاي از اين مساله سوءاستفاده ميکنند. بزرگترين برندگان بورس برخي شرکتها، صندوقهاي سرمايهگذاري و کساني بودند که قيمت سهام نه چندان ارزنده را افزايش ميدادند و در اين ميان سهمي نصيب مردم نميشد.
به نظر شما مشکل اصلي برخي شرکتها که با ضرر و زيان سنگين همراه هستند چيست؟
بايد متذکر شوم مشکل شرکتهاي دولتي آن است که ساختار مالي آنها اصلاح نشده است و وارد بازارسهام ميشوند، يعني چند بند صورت مالي آنها ايراد دارد. اين شرکتها بهمثابه هندوانه در بستهاي هستند که با ورود خود، کارگزاران و بازارسازها براي آنها تبليغ ميکنند و با افزايش قيمت کنار ميکشند. با توجه به اين موارد نبايد همانطور که اشاره کردم انتظار معجزه از کسي داشت. متاسفانه در کشور ما برخي مديران توجهي به مصوبات هيات وزيران ندارند. در اين مورد لازم است يک مثال خوبي بزنم، چند روز قبل پليس اعلام کرد، متاثر از تاريکيهاي شبهاي اخير، ميزان سرقت نسبت به دي ماه سال گذشته 18 درصد افزايش يافته است و اين دقيقا همانند بازي با سهام است که بتوان يک سهم بيارزش را چندبرابر قيمت فروخت تا مردم بخرند و ضرر کنند، يعني همان بازي در تاريکي و نبود شفافيت و عدم اتکا به صورتهاي مالي حسابرسي شده توسط حسابرس مستقل است. اين درحالي است که همه شرکتها صورت مالي دارند و برخي حسابرسها واقعيت را بيان نميکنند.
خيلي از فعالان بازار بر اين باورند به توجه به سابقه مدير جديد سازمان بورس، شرکتهاي بانکي و بيمهاي ما از او حرف شنوي بيشتري دارند. نظر شما در اينباره چيست؟
خير؛ اينچنين نيست. خيلي از اين شرکتها از کساني حرف شنوي دارند که حکمهاي آنها را امضاء ميکند و تمام افزايش قيمتها هم به شکل دستوري است و در راستاي خواهش براي حمايت از آنهاست. گرچه بانک و بيمههاي دولتي تا حدودي رعايت ميکنند ولي بعضي از خصولتيها سعي در گرفتن امتياز بيشتر دارند.