روانشناس باليني گفت: آلودگي هوا و سموم تشکيل دهنده آن به قدري خطرناک است که بر روي سلامت روان افراد تاثيرات مخربي دارد و در مناطقي که آلودگي هوا بيشتر است، شيوع اختلالات خلقي، افسردگي و دو قطبي بودن افراد بيشتر از ساير مناطق است. فرنگيس شريفيباستان افزود: آلاينده ها به عنوان مهمترين عوارض بر روي سلامت روان افراد به هر ميزان، تاثير منفي بر روند رشد جسمي، عقلي و حتي جنين در رحم مادر خواهد گذاشت و در بزرگسالي مانعي براي بهتر دانستن، خوب فکرکردن، قضاوت درست و در مجموع کارکردهاي شناختي آنها ميشود. وي گفت: متاسفانه سالانه شاهد شيوع اختلالات رواني در سطح جهان هستيم که ميليون ها نفر تحت تاثير اين اختلالات قرار مي گيرند. در پي آن نيز اغلب روانشناسان و روانپزشکان به دنبال علل وقوع آن هستند و هر يک از متخصصان از ديدگاه خود اين موضوع را مورد بررسي قرار ميدهند.
موارد موثر در اختلالات روانپزشکي
اين روانشناس ادامه داد: چندين عامل ميتواند در اختلالات روانپزشکي تاثير بگذارد که از جمله آن ميتوان به عوامل ژنتيکي، عصبي و شيميايي اشاره کرد اما عامل عصبي و شيميايي بيش از همه مورد تاکيد روانپزشکان است. شريفيباستان تصريح کرد: در اين ميان آلودگي هوا و ريزگردها نيز به طور حتم تاثير بسزايي در سلامت روان و زندگي افراد دارند و جزو عوامل محيطي به شمار ميرود. اين روانشناس باليني با بيان اينکه براي توضييح اين مبحث در ابتدا لازم است بدانيم سلامت و بهداشت روان چه چيزي است و سازمان بهداشت جهاني براي سلامت روان چه شاخصهايي را در نظر گرفته است، تاکيد کرد: سازمان بهداشت جهاني معتقد است، سلامت روان آن حالتي است که افراد مي توانند به توانايي خود پي برده و از عهده کارهايي که به آنها واگذار شده، سربلند بيرون بيايند. از اين جهت، اين افراد ميتوانند به طور موثر براي خود، جامعه و خانواده شان تاثير گذار بوده و کار کنند. اين رواندرمانگر اضافه کرد: سازمان بهداشت جهاني در مبحث سلامت روان، هيچگاه به نداشتن اختلالات رواني افراد تاکيد نمي کند بلکه معتقد است سلامت روان حيطه گسترده تري را در بر مي گيرد و در اين زمينه بايد تاکيد کرد که افراد در يک جامعه سالم به توانايي خود تکيه کرده، کار و فعاليت هاي خود را به تنهايي پيش برده، با سختي و مشکلات زندگي مقابله مي کنند و اين رويه براي افراد يک جامعه سالم بسيار ارزشمند است.
برقراري سلامت روان
شريفيباستان گفت: اما نبود اختلال روان در يک جامعه به معناي برقراري سلامت روان درآن جامعه، نيست. افرادي که در يک جامعه داراي سلامت روان هستند، بايد داراي ويژگيهايي باشند که سلامت روان آنها را تضمين کند. وي خاطرنشان کرد: يکي از عواملي که ميتواند سلامت روان جامعه را تهديد و از تضمين افراد جامعه خارج کند، موضوع آلاينده ها و آلودگي هوا است که در دسته بندي عوامل محيطي قرار ميگيرد. وي با اشاره به اينکه عوامل ژنتيکي، عصبي، محيطي و شيميايي در راستاي آلودگي محيطي و آلايندهها و در ابعاد گسترده تر عوامل سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي نيز در بحث سلامت روان هر فردي مي تواند تاثيرگذار باشد، گفت: در مناطقي که آلودگي هوا بيشتر است، شيوع اختلالات خلقي، افسردگي و دو قطبي بودن افراد بيشتر از ساير مناطق است. وي افزود: سازمان بهداشت جهاني در سال 2016 در اين رابطه اعلام کرده، آلودگي هوا در اروپا موجب مرگ زودرس بالغ بر 482 هزار نفر شده و از طرفي با کاهش ميزان آلايندهها، ابتلاي افراد به انواع بيماريها نيز کاهش پيدا ميکند.
تاثير مواد سمي بر رشد مغز
اين رواندرمانگر اظهار داشت: در اين ميان آلودگي هوا و مواد سمي موجود در آن، تاثير مستقيمي برمادران باردار و به ويژه رشد سيستم عصبي و مغز جنين که به طور طبيعي بايد رشد کند،خواهد گذاشت. از طرفي اثرات منفي آلودگي هوا مي تواند بر کودکان تازه متولد شده نيز، به شکل اختلال در دستگاه تنفسي و حتي بروز بيماري آسم نمود پيدا کند و صدمات خلقي، استرس و افسردگي در اين دوران براي کودک به وجود آورد. شريفي باستان با بيان اينکه قرار گرفتن در برابر مواد سمي به خصوص سرب خيلي سريع بر رشد مغز تاثير خواهد گذاشت، ادامه داد: آلودگي هوا به غير از اختلالات روانشناختي که مي تواند بر روي افراد ايجاد کند، نسبت به کارکردهاي شناختي و عملکرد روزانه افراد از جمله بر روي توجه و تمرکز، حافظه، درک مفاهيم، تصميم گيري، پردازش اطلاعات، حل مساله و در مجموع توانايي هايي که در وجود يک فرد نقش تعيين کننده اي دارد، تاثير منفي خواهد گذاشت.
ضرورت آگاهي درباره آلودگي هوا
اين روانشناس باليني در بخش ديگري از صحبتهاي خود اضافه کرد: طبق پژوهشهاي به عمل آمده، افرادي که بيشتر در معرض آلاينده ها قرار دارند يا در مناطق آلوده زندگي مي کنند، نسبت به ساکنين مناطق کمتر آلوده داراي ضعف قابل توجه در کارکردهاي شناختي هستند و تاثير آلودگي هوا در اين رابطه تمام افراد جامعه را با کارکردهاي شناختي مشخص دربرميگيرد.