بستن
کد خبر: ۱۰۰۷۰۳۰
حميدرضا پگاه:

منتقد سختگير خودم هستم

منتقد سختگير خودم هستم

حميدرضا پگاه که اين روزها سريال «آواي‌باران» با بازي او در تلويزيون بازپخش مي‌شود، مي‌گويد که منتقد سختگير خودش است و ادامه مي‌دهد: وقتي کاري از خودم مي‌بينم‌، چه تازه بازي کرده باشم و چه در گذشته، با نگاه منتقدانه به آن نگاه مي‌کنم و هميشه اول مي‌گردم و عيب و نقص‌هاي کار خودم را پيدا مي‌کنم. بيشتر دنبال ضعف‌هاي خودم در بازيگري هستم تا آن را در کارهاي بعدي تکرار نکنم. حميدرضا پگاه در سريال‌هايي چون «آخرين گناه»، «تفنگ سرپر»، «هست و نيست»، «حيراني»، «گيله‌وا» بازي داشته است و اين روزها «آواي‌باران» با بازي او در آي‌فيلم بازپخش مي‌شود. او درباره نقشش در سريال «آواي‌باران» گفت: قصه «آواي‌باران» در دو موقعيت زماني روايت مي‌شد و شخصيتي که من بايد بازي‌اش مي‌کردم، در مقطعي از داستان خارج شده و بعداز سال‌ها برمي‌گردد و با يک موقعيت تازه مواجه مي‌شود. تعليقي که در ذات و روند اين قصه وجود دارد و فراز و نشيب‌هايي که «طاها» در آن تجربه مي‌کند، براي من جذاب بود. من هميشه گفته‌ام که دوست دارم شخصيت‌ها و آدم‌هاي معمولي را در شرايط خاص بازي کنم و به‌نظرم «طاها» واجد اين ويژگي بود. او با يادآوري اينکه «آواي باران» دومين همکاري‌اش با حسين سهيلي‌زاده بعداز سريال «آخرين گناه» است، درباره اين دو تجربهتصريح کرد: هر کارگرداني براي کارکردن در ژانرها و فضاهاي مختلف، قواعد خاص خودش را دارد؛ اما همان کارگردان است که البته طي تجربه کارکردن پخته‌تر مي‌شود، همانطور که يک بازيگر اين فرآيند را طي مي‌کند. در کل بايد اين را بگويم که کارکردن با آقاي سهيلي‌زاده خيلي راحت است. چون دقيقا مي‌داند چه مي‌خواهد و تکليف‌ش با خودش و ديگران روشن است و نسبت به اثري که در حال ساخت آن است، آگاهي و اشراف کافي دارد. البته از سمت ديگر سخت است، چون بايد به اندازه ايشان نسبت به کار حساس و دقيق باشيد. من هميشه مي‌گويم خوب انجام دادن هر کاري سخت است. «آواي‌باران» نسبت به «آخرين‌گناه» فضاي متفاوتي داشت و به لحاظ ژانري در دو فضاي متمايز بودند، ولي چون من و سهيلي‌زاده شناخت و همکاري قبلي باهم داشتيم خيلي راحت و بي‌دردسر باهم کار کرديم.

خود بازيگري چالش است

بازيگر «آواي‌باران» با اعتقاد بر اينکه حتي اگر سهم يک بازيگر از يک فيلم يا سريال، فقط اين باشد که وارد قاب شود، داخل چند کشو را بگردد و از قاب بيرون بيايد، اين بازي شايد به‌نظر ساده بيايد، اما بازي کردن همين کنش به شکل هنرمندانه دشوار است، در ادامه اظهارکرد: براي اينکه اين بازي به ظاهر کم اهميت، طبيعي و باورپذير شود و براي اينکه واقعي به‌نظر برسد، شما به‌عنوان بازيگر بايد اندازه و شيوه اجراي اين عمل و کنش را به‌خوبي بدانيد و مهارت اجراي آن را داشته باشيد. به نظر من خود بازيگري چالش است. يعني اگر يک پلان هم بازي کنيد در واقع وارد يک چالش شده‌ايد. يک چالش دراماتيک و تصويري. فرقي نمي‌کند. به هر حال شما بايد اين شخصيت را معرفي کنيد و فراز و فرودهاي شخصيت را در فراز و نشيب‌هاي قصه به شکل باورپذيري به تصوير بکشيد. «طاها» در يک مقطع به لحاظ کاري و اجتماعي در اوج است و در مقطع زماني ديگر برمي‌گردد و به دليل اتفاقات خاصي که تجربه کرده، در يک شرايط جديد قرار مي‌گيرد. حالا جايگاه او فرق کرده و انگار به‌دليل زنداني طولاني که متحمل شده، به يک شخصيت ديگر بدل شده است. در واقع من نقش آدمي‌ را که 15-20 سال از خودم بزرگ‌تر است، بازي کردم و اين خيلي کار راحتي نبود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی