انبوه و انواع اختلافات جناحي نه تنها آرامش جامعه را مختل کرده، بلکه منشاء بسياري از چالشهاي اجتماعي و ملي پرهزينه ميباشد. به بياني، تنشها و اختلافات جناحي که تنها به منظور تصاحب برخي مناصب و جايگاههاي سياسي ميباشد، سرچشمه ناکارآمدي مديريت کلان است. به اميد کاهش اختلافات مخرب جناحي، نکاتي در اين موجز بيان ميشود. اينکه افراد و شخصيتها شوق و آرزوي تصاحب مناصب سياسي را داشته باشند، امري بسيار رايج، نه تنها در کشورهاي گوناگون بلکه در دورههاي تاريخي متفاوت بوده است. اما ظاهرا «صاحبان مناصب حساس» دو نکته کليدي را در نظر نميگيرند: 1- اينکه در جهان معاصر خردمحور «چيستي و وظيفه مناصب سياسي برخلاف قرون پيشين تغيير کرده است». در قرون پيشين، به تعبيري مناصب سياسي سند مالکيت تلقي ميشد. اينکه صاحب منصب (رئيس قبيله، کدخدا، ملاک و...)؛ مالک قبيله، روستا، کشور و حتي يک ملت تلقي ميشد. «اينکه پدر خانواده ميتوانست اين سند را به فرزندان (از طريق ارت) انتقال دهد». بدين معني که جانشين شدن فرزند بعد از پدر امري کاملا عادي تلقي ميشد، اما در جهان معاصر خرد محور و قانونمند،«مناصب سياسي به معني نماينده بودن»، ميباشد. صاحب منصبان در تمام سطوح تنها نمايندگان شهروندان (راي دهندگان) هستند. 2-اينکه روشها و ابزار تصاحب مناصب گوناگون سياسي در دورههاي مختلف تاريخي، متغير بوده است. بطور کلي و مختصر، ميتوان ابزار و روشهاي تصاحب مناصب سياسي تا قبل از عصر روشنگري را شمشير و خشونت دانست. اما بعد از عصر روشنگري و با توجه به توسعه علوم گوناگون به ويژه علوم انساني و علوم اجتماعي که انسان و جامعه را ملموس، قابل درک و از آسمان به زمين آورد، تصاحب مناصب سياسي متکي بر خرد جمعي که از طريق سازوکار انتخابات ظهور و بروز مييافت، جايگزين ابزارها و روشهاي کهن چون شمشير و خشونت شد. به گواه شواهد تجربي از جوامع توسعهيافته که توانستهاند رفاه، آرامش و امنيت نسبي براي شهروندان خود ايجاد کنند، در «عصر خرد جمعي» و عصر اطلاعات؛ دموکراسي رايج، کم هزينه و پايدارترين روش تصاحب مناصب حساس سياسي مي باشد. اگر فرد يا گروهي به هر دليل به دموکراسي باور ندارد و با اين وجود تمايل شديد براي تصاحب يک منصب خاص را دارد، به ضرورت بايد روشي را که مورد پذيرش آحاد شهروندان(خرد جمعي) و به ويژه نخبگان باشد، تدبير کند، چراکه تصاحب مناصب حساس با روشهاي کهن و بدون در نظر گرفتن ديدگاههاي شهروندان و نخبگان بيشک منجر به آسيبهاي گزاف به منافع و امنيت ملي خواهد شد. «براي تصاحب يک جايگاه خاص سياسي نه نوع ابزارها و نه روشها بلکه تشخيص اينکه کدام ابزار و روش مناسب شرايط عيني است، ميتواند براي تصاحب يک جايگاه خاص سياسي سودمند و کاربردي باشد». در عصر «خرد جمعي» برخلاف قرون پيشين نه تنها جايگاههاي سياسي بلکه نوع و ساختار حکمراني به ضرورت بايد برآمده از خرد جمعي باشد. متاسفانه هنوز افراد و گروههايي وجود دارند که شوق وافر آنها براي تصاحب جايگاههاي قدرت؛ توان آنها براي درک، تشخيص و تحليل عيني شرايط اجتماعي را تضعيف کرده است. روشهاي تصاحب برخي جايگاههاي مهم سياسي ميتواند متفاوت باشد. اما تنها و تنها يک هدف مشروع وجود دارد که هيچ طالب قدرتي نميتواند از آن منحرف شود، اينکه تصاحب حايگاهي مهم بدون باور به منافع ملي به عنوان مبدا و مقصد تمامي فعل و انفعالات «غير ممکن» است. در قروني که «خرد در انحصار يک گروه کوچک بود»، افراد تنها با تسلط بر ابزارهاي قدرت (نيروهاي دفاعي، پول، اقتصاد و...)، ميتوانستند جايگاههاي سياسي را کسب کنند. اما در جهان خرد بنياد و قانونمند معاصر، مناصب سياسي از طريق نظر شهروندان که از طريق سازوکار انتخابات ارائه ميشود، تعيين و تکليف ميشود. بنابراين «تصاحب مناصب مهم» به اعتبار در اختيار داشتن ابزارهاي قدرت نهتنها غير عملي، ناپايدار و کوتاه مدت خواهد بود بلکه حاکي از تشخيص و تحليل خطاي عرصه عيني سياسي داخلي ميباشد. در جهان خرد فهم و خرد باور معاصر که مديريت کلان(حکمراني) کاربردي، تبلور اراده جمعي(ملي) است، فرايند تصميمسازي و تصميمگيري کلان در اتاقهاي کاملا روشن و حتي در برخي موارد با حضور دوربينهاي خبرنگاران به عنوان چشم و گوش شهروندان انجام ميگيرد. تصميمسازي و تصميمگيري در اتاقهاي کاملا تاريک متعلق به زماني است که حکمراني نه مبتني بر اراده جمعي و قانون اساسي بلکه مبتني بر اراده فردي و گروهي بود. بنابراين، با وجود اين همه نخبگان رسمي و غير رسمي آگاه به امور سياسي، اقتصادي، اخلاقي و...داخلي، اوضاع و احوال منطقه و جهان، وجود انبوهي از انواع چالشهاي اجتماعي و ملي فلج کننده و اختلاف ديدگاه و منافع، ميان شخصيتها، جناحها و متنفذين در عرصه سياسي، «چگونه شخصيت يا جناحي با هر توان، پيشينه و جايگاهي ميتواند تصور کند که ميتوان با ابزار و روشهاي کهن، برخي مناصب حساس را تصاحب کرد»؟ نکتهاي بسيار کاربردي که همه طالبان مناصب مهم بايد مدنظر داشته باشند، اينکه هدف و معني سياستورزي در جهان خرد فهم و خرد باور، تلاش براي تحقق نيازها و صيانت از ارزشهاي انساني و نه ارضاي هوا و هوس ميباشد.