امروز ويدئويي در شبکههاي اجتماعي دست به دست شد که در آن ميگفتند يک نماينده محترم و عزيز مجلس دستش اشتباهي به صورت يک سرباز وظيفه پليس راهور خورده است. در همين رابطه چند احتمال به ذهن بنده ميرسد:
الف- سربازهاي وظيفه بايد آموزش ببينند که لُپ و گونه خود را جلوي دست نمايندههاي مجلس نگذارند.
ب- پس چرا کسي به اين سربازها جاخالي دادن ياد نميده؟ نمايندهست ديگه! گاهي دلش ميخواد به يکي سيلي بزنه!
ج- نماينده عزيز خواسته ببينه سربازهاي وطن چقدر آمادگي بدني دارن، بد کاري کرده چشم سفيدا؟
د- اصلا خط ويژه چيه؟ باعث تنش و دردسره، به خط ويژه نمايندهها تغيير کاربري بده که ديگه اين عزيزان توي زحمت نيفتند که چک و لگد نثار بقيه کنند!
نکته ديگري که در اين ويدوو جالب بود، خودرويي است که جناب نماينده سوار آن بود. همان دنا پلاسهاي کذايي که به عزيزان تعلق گرفت تا سوار آن شوند، رانندهشان تخلف کنند، سرباز وظيفه به وظيفهاش عمل کند و به همين دليل سيلي هم بخورد. ميدانيد سخت است آدم درک کند که يک سرباز چرا بايد انقدر رويش زياد باشد که توي سرما، با اين وضع هوا و کرونا و... بايستد و بخواهد کار مردم راه بيفتد و جلوي ترافيک را بگيرد؟ اصلا حالا فکر ميکنيد آخر اين ماجرا به کجا ختم ميشود؟
الف- کسي که از اين اتفاق فيلمبرداري کرده مقصر شناخته ميشود.
ب- نماينده محترم و اکشنکار اعلام ميکند که اين فيلم تقطيع شده و فوتوشاپ است و مردم فريب نخورند، چرا مردم فريب ميخورند؟ مردم خجالت نميکشند که فريب ميخورند؟
ج- در همين راستا نمايندههاي محترم مجلس در اقدامي کوبنده و دشمن شکن، اينستاگرام را که باعث و باني چنين اتفاق زشتي شده است، فيلتر ميکنند و ظريف را به مجلس ميکشانند.
د- قيمت خودروي دناپلاس به دليل محافظت از شما و دادن حس دستمال قدرت داداش کايکو به مسافرانش افزايش پيدا ميکند.
خاطرم هست همين چند سال پيش که يکي از نمايندههاي مجلس خبرنگار روزنامه ايران را کتک زده بود، در دفاع از خودش گفت: «من داشتم با سرعت ميرفتم به سمت دفترم تا کار مردم زجرکشيده و مظلوم رو راه بيندازم که يهو اين آقاي جلوي راهم قرار گرفت و من چون عجله داشتم، ناخواسته کف دستم خيلي اتفاقي به صورت کف گرگي خورد توي پک و پوز ايشون و بعدش بازهم اتفاقي با لگد مثل فرانکي ضربهاي چرخشي زدم که تصادفا به صورت ايشان برخورد کرد.»
يعني اگر همان زمان برخوردي مناسب با اين اتفاق و اتفاقاتي از اين قبيل صورت ميگرفت، امروز شاهد اين اتفاق تلخ نبوديم... اصلا بازهم چرا راه دور برويم، همين چند روز پيش هادي ساعي فقط به خاطر اينکه عبارت «قهرمان المپيک» را بعد از اسمش بدون «تنها قهرمان المپيک رشته تکواندو در ايران» بيان کرده بودند، با سيلي زير گوش مسئول برگزاري مسابقات خوابانده بوده!
ميبينيد؟ حتي در سريال بازي تاج و تخت، «جان اسنو» هم چنين محدوده اختيار و قلمرويي براي خودش ترسيم نکرده بود که هرکس را ميخواهد به باد چک و لگد بگيرد! به هرحال کتک زدن ديگران سابقا يکسري دلايل محکمتر از اين لازم داشت که الان ظاهرا ديگر به اين بوروکراسيها و کاغذبازيها احتياجي نيست و شما به صورت فيالبداهه هرجا لازم ديدي، ميتواني بقيهرو مورد نوازش قرار بدهي.
با ادامه اين شرايط احتمالا به زودي شاهد انتشار چنين خبرهايي خواهيم بود:
الف- وقتي عضو شوراي شهر حرکات جکي چان را شبيهسازي ميکند.
ب- تسلط فوقالعاده نماينده مجلس به نانچيکو + فيلم!
ج- نماينده قهرمان من (فيلمي مستند از شکست مردم در خيابان توسط نماينده رزميکار).
د- سياستمداري که در کنار سياست، جودو را هم ادامه داد و خبرنگاران را در تاتمي ضربه فني کرد!
خلاصه از آنجايي که بايد همه چيزمان به همه چيزمان بيايد، اگر چنين اتفاقاتي مجددا رخ داد اصلا شلوغش نکنيد، به نمايندهها حق بدهيد... آدم اين همه خرج نميکند که برود مجلس بخواهد مشکل مردم را حل کند، آنوقت گاهي يه کتکي هم به آنها نزند!