بستن
کد خبر: ۱۰۰۶۵۵۰

سه نسل تنهایی

سه نسل تنهایی
مهدیه کوهیکار داستان‌نویس

نيروهاي فراهنجار يا به ديگر زبان ماوراالطبيعي را مي‌توان از کليدي‌ترين مفاهيم رمان «سال درخت» نوشته ضحي کاظمي دانست آنگونه که کاربردشان کتاب را به اثري فراواقعي نزديک کرده است. مفاهيمي چون طلسم و جادو و نفريني ابدي که به‌زعم پيمان، راوي مرده‌ رمان، مي‌تواند علتمندي بسياري از اتفاقات تلخ و دهشتناک خاندان پورسالاري باشد. خانداني بزرگ که نويسنده براي درک بهتر اتفاقات و روابط ميان شخصيت‌هاي آن، صفحه‌ آغازين کتاب را به تصوير شجره‌نامه‌ پرشاخ‌وبرگ اين تبار اختصاص داده است.

پريسا پس از ازدواجي ناموفق و بعد از مرگ نابهنگام پدر و مادر خود در سانحه‌ رانندگي تصميم به مهاجرت مي‌گيرد. اضطراب و تشويش دل‌کندن از پويا، برادر سندروم داون پريسا، و سپردن او به شبانه‌روزي بهانه‌ مناسبي است تا پيمان، فرزند متوفاي ناکام خانواده، لب به سخن بگشايد و روايت پرحادثه‌ دودمانشان را بازگو ‌کند. روح پيمان با مخاطب قراردادن خواهر و برادرش از طريق فلاش‌بک و رفت‌‌وبرگشت‌هاي فراوان زماني به گذشته‌هايي دور، پرده از روي عشق‌ها و نفرت‌ها و خرافات و سنت‌هاي سه نسل از خاندان پورسالاري و خاني پرشکوه (مادر و پدر خود) برمي‌کشد و نيز از طريق فلاش‌فوروارد نقبي مي‌زند به آينده‌ پريسا و پويا. از اين‌رو خواننده در خلال آشنايي با شخصيت‌هاي داستان با طيف وسيعي از حوادث تاريخ ايران آشنا مي‌گردد؛ از دوران پهلوي اول و دوم و ملي‌شدن صنعت نفت تا انقلاب 57 و دوران فعلي.

اما تفاوت قصه‌ اين خاندان با داستان ديگر خانواده‌ها را مي‌توان در طلسمي دانست که روزگار وظيفه‌ سنگين جستن آن را بر دوش پريسا در آخرين روزهاي اقامتش در ايران نهاده است؛ از اين روي نويسنده به‌درستي پرسوناژ پريسا را پي‌ريزي کرده و او را به هيات زن جواني با گرايش‌هاي فراهنجاري خلق نموده که واژه‌هايي چون چاکرا، انرژي و چارت سهم بزرگي در زندگي او دارند؛ به‌گونه‌اي که پي‌گيري و علاقه به اين مفاهيم دليل اصلي فروپاشي زندگي زناشويي اوست. پرداخت شخصيتي اين‌گونه است که ردجويي اين نفرين و حل معمايي که در فصل‌فصل رمان ردپايي از خود برجاي گذاشته توسط پريسا را باورپذير مي‌کند؛ نفريني که خواننده تا خطوط پاياني رمان نسبت به علتمندي آن در ايجاد اتفاقات اندوهناک اين دودمان، از روزگار قديم تابه‌حال، در شک و ترديد به‌سر مي‌برد.

جز اين شايد بتوان تمايلاتي اين‌چنين موروثي در شخصيت‌هايي چون پدربزرگ خانواده، ملاحسن، و تلاش او در رسيدن به علم کيميا و رفتن به روستاي آبشخوران را که جز خاصان کسي از وجودش باخبر نيست، دليلي بر باورمندي بيشتر شخصيت پريسا دانست.

گرچه بازگويي خرده‌روايت‌هايي تکراري چون علاقه‌ مشترک جمال و حميد به طوبا (مادربزرگ پريسا) و ورود شخصيت‌هايي تيپ‌وار چون شاپور (پدربزرگ پريسا) و اتصال آنها به بدنه‌ اصلي داستان يعني مهاجرت پريسا به مونترئال از جذابيت داستان مي‌کاهد اما توصيفات دقيق معماري خانه‌هاي کويري و پرداخت جزييات اتفاقاتي شگفت‌ چون بلندشدن سجاده‌ فيروزه‌اي و وجود شعله‌هاي آتش در چشم دوتن از شخصيت‌ها به داستان جذابيت مي‌بخشد.

تک‌گويي يک شخص مرده و استفاده از صيغه‌ دوم‌شخص تخاطبي در بيان روايت‌ها در ابتداي هر فصل را نيز مي‌توان از نقاط قوت داستان دانست؛ هرچند اين نقطه قوت در ادامه‌ فصول، آنجا که عشق‌ها و نفرت‌هاي قديمي جان مي‌گيرند، رنگ مي‌بازد و خواننده با داناي کلي همه‌چيزدان رودررو مي‌گردد.

«سال درخت» را در يک شماي کلي مي‌توان قصه‌ دوري آدم‌ها خواند. آدم‌هايي که گرچه کوشيده‌اند تا به مدد عشق فاصله‌ها را پر کنند، اما دست جبر روزگار هربار با چهر‌ه‌اي تازه و غمناک به قلم‌زدن فاصله و دوري ميان آنان و آرزوها و اميدهايشان و گاه عزيزترين‌هايشان پرداخته. از اين نمونه است رنج غم تنهايي و دوري‌اي که پويا هنگام سکونت در آسايشگاه شبانه‌روزي تجربه مي‌کند. پسري بيمار که نه ياراي فهماندن درد و رنج و احساسات خود را پس از رفتن پريسا به ديگران دارد و نه توانايي فراموش‌کردن عزيزان و پذيرش شرايط جديدش را.

عنوان کتاب «سال درخت»، چه اشاره به شجره‌نامه‌ پرشاخه‌ خانواده‌ پورسالاري داشته باشد و چه به درخت گردوي صدساله‌ خانه‌اي قديمي در شهميرزاد، انتخاب مناسبي به نظر مي‌رسد؛ درختي کهنه که هرچند نفريني قديمي در حال پوساندن آخرين ريشه‌هاي آن است اما قطع اين شومي توسط پريسا و به مدد نيروهاي موروثي او در شبي تاريک، خواننده را در آخرين ثانيه‌ها به باروري دوباره‌ اين درخت و رويش جوانه‌‌ زندگي اميدوار مي‌کند.

نام کتاب: سال درخت

نويسنده: ضحي کاظمي

ناشر: نگاه

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی