مطالب کتاب «ايدئولوژيهاي سياسي» به قلم هفت مدرس پيشين و فعلي دانشکده علوم سياسي دانشگاه کووينز در بلفاست ايرلند شمالي نوشته شده و مولفانش ايدئولوژيهاي رايج در قرن بيستم را مورد بررسي قرار دادهاند. توجه پژوهشگران موردنظر به اينايدئولوژيها، بر جنبههاي آموزشي و اجتماعي براي تدريس اينمباحث در دانشگاه تاکيد دارد. بنابراين مطالب کتاب پيشرو، آموزشي هستند، نه جدال سياسي.
نويسندگان اين کتاب معتقدند ايدئولوژيها انسان را در درک دنياي اجتماعيِ پيچيدهاي که در آن زندگي ميکنند، ياري ميدهند. ايدئولوژي هم تبيين روابط اجتماعي و سياسيِ موجود و هم طرحي براي سازماندادن به اين روابط است. حتي اگر معتقد باشيم چالش ايدئولوژيک ديگر وجه مشخصه روابط شرق-غرب بهحساب نميآيد، قطبيشدنِ شمال و جنوب اهميت بيشتري مييابد و نابرابري در ثروت بسيار بيش از هر زمان ديگري است. تا زمانيکه چنين باشد، مباحث ايدئولوژيک درباب مزايا و نقايص سياستهاي دولتها ادامه خواهد يافت و آوردگاه ايدئولوژيک، بهجاي کوچکترشدن، گسترش مييابد و ايدئولوژيها مشخصه اصلي جهان سياست باقي خواهند ماند.
مارکس و انگلس دو تن از نخستين کساني هستند که به تبيين ايدئولوژي و جهانبيني اقدام کردهاند، و نويسندگان اينکتاب نيز اين دو و افکار ديگر انديشمنداني که پس از آنها به اين کار پرداختند، مورد معرفي و بررسي قرار دادهاند. اينکتاب نُه فصل اصلي دارد که بهترتيب عبارتاند از: «مقدمه: ايده ايدئولوژي»، «ليبراليسم»، «محافظهکاري»، «سوسياليسم»، «ناسيوناليسم»، «فاشيسم»، «زيستبومگرايي»، «فمينيسم» و «پايان ايدئولوژي.»
يکي از مولفههاي اصلي هر ايدئولوژي، انسانشناسي آن است. ايدئولوژيهاي سياسي از حيث اينکه مجموعهاي از آموزههاي سياسي معطوف به عمل و بر مبناي عقل هستند که به منظور ايجاد تغيير و تصرف در اجتماع و ارکان آن در اراده نفساني بشر شکل گرفتهاند قسمت عمدهاي از مباحث خود را بر انسانشناسي سياسي متمرکز کردهاند، خاصه در دنياي معاصر که علاوه بر گستردهشدن ابعاد آن، صبغه استراتژيک نيز پيدا کرده است. به عقيده نويسندگان اين کتاب، نگاه و رويکرد فلسفه يا ايدئولوژيِ سياسي به انسان به عنوان اشرف موجودات در کره خاکي است. از منظر سياست، در کنار مولفههايي چون هستيشناسي، معرفتشناسي و فرجامشناسي، هر مکتب سياسي بايد تکليف خود را با «انسان» و ماهيت او مشخص کند تا بر مبناي اين شناخت بتواند رابطه انسان و سياست را در نيل به کار ويژهاي که ايدئولوژي آن را تجويز کرده است تبيين و تشريح کند. بر اساس مفاهيم گفتهشده، در اين کتاب نيز سعي شده است تا با تبيين مباني مکاتب و ايدئولوژي هاي عمده سياسي معاصر، ابعاد گوناگون رابطه شناخت انسان با سياست از منظرِ اين ايدئولوژيها به بحث گذاشته شود و گامي در حوزه مطالعات نظري تطبيقي برداشته شود.
همه مردم انديشمند سياسي هستند؛ چه آنها اين را بدانند و چه ندانند، مردم هر وقت عقايد خود را بيان ميکنند از عقايد و مفاهيم سياسي استفاده ميکنند؛ بنابر باور رابرت اکلشال و همکارانش، ما در زبان روزمره با عباراتي مانند «آزادي»، «انصاف»، «برابري»، «عدالت» و «حقوق» برخورد داريم. به همين ترتيب، کلماتي مانند «محافظهکار»، «ليبرال»، «سوسياليست»، «کمونيست» و «فاشيست» توسط افراد بهطور منظم يا براي توصيف ديدگاههاي خود يا ديگران استفاده ميشوند. نويسندگان اين کتاب ميخواهند بگويند که اگر چنين اصطلاحاتي آشنا، حتي معمول هم باشد، به ندرت با دقت و درک دقيقِ معناي آنها استفاده ميشود. به عنوان مثال، «برابري» چيست؟ اينکه بگوييم همه مردم برابر هستند يعني چه؟ آيا افرادي که باهم متولد ميشوند، جامعه بايد با آنها طوري رفتار کند که گويي برابر هستند؟ آيا مردم بايد از حقوق برابر، فرصتهاي برابر، نفوذ سياسي برابر، دستمزد برابر برخوردار باشند؟ به طور مشابه، فاشيستها چه ارزشها يا اعتقادي دارند و چرا آنها را نگه ميدارند؟ ديدگاههاي کمونيستي با ديدگاههاي مثلا ليبرالها، محافظهکاران يا سوسياليستها چه تفاوتي دارد؟ اين کتاب ايدههاي اساسي و عقايد اصلي ايدئولوژيهاي سياسي را بررسي ميکند. در فصول متفاوت، نقش ايدهها در سياست، ماهيت ايدئولوژي سياسي، ارزش طيف چپ/ راست در طبقهبندي ايدئولوژيها و چالشهاي اصلي مواجهه با ايدئولوژيها در قرن بيستويکم را در نظر ميگيرد.
کتاب «ايدئولوژيهاي سياسي» حاصل يک انديشه نوين و کاربردي است. درک آن بسيار آسان است و در عين حال بسيار جامع است. نويسندگان در تعريف اصطلاحات و ارائه مثالها بسيار خوب کار کردهاند. آنها همچنين با جزيياتي عالي شخصيتهاي اصلي ايدئولوژيهاي مربوطه را که در مورد آنها بحث ميکنند، توضيح ميدهند. اين چارچوب مرجع خوبي براي دانشجويان فراهم ميکند. بهعلاوه مباحث تاريخي آنها براي دانشجويان بسيار مفيد است که براي آنها مرجعي براي درک ايدئولوژيهاي مربوطه است. اين کار در کلاسهاي پيشرفتهتر در زمينه ايدئولوژي و نظريه سياسي بسيار مفيد است و در عين حال براي دانشآموزان در کلاسهاي سطح پايين نيز به راحتي قابل درک است. اين کتاب درسي که به راحتي قابل تأليف است، روايتي سرگرمکننده و در عين حال غني را ارائه ميدهد که با فلسفه سياسي و ادبيات مربوط به سياست درگير است (به عنوان مثال تولستوي!) اين کتاب از نظر آموزشي ابزاري بينظير در کلاس است. از نظر اساتيد دانشگاه کينگستون لندن «در زمان جنگهاي ايدئولوژيک و نفرتپراکني، اين نسخه جديد از ايدئولوژيهاي سياسي: ريشه و تأثيراتش مانند يک هديه شگفتانگيز ميباشد. در هيچ زماني از تاريخ ما، به اين زيبايي و دقيق و روشن ايدههاي سياسي بررسي نشده است.» به همين ترتيب، فرد دلماير، استاد دانشگاه نوتردام نظرش را در مورد اين کتاب اينگونه بيان ميکند: «نويسندگان با نشاندادن ارتباط تئوري سياسي با زندگي انسانها، کاري استادانه انجام دادهاند و به مسائل روز پرداختهاند. اين متن بهروزشده نشانگر آن است که نظريه از واقعيت طلاق نگرفته است. اين کتاب بسيار عالي سازماندهي شده، به وضوح نوشته شده، و همچنين بسيار شفاف و جذاب است. بنابراين بهترين نسخه براي دانشجويان علوم سياسي ميباشد.»
سياست گيجکننده است. نگاهي گاه به گاه به اخبار روز، ميزان زيادي از وقايع سريع را نشان ميدهد، با بسياري از تعابير متناقض و ناسازگار از آنها. چگونه ميتوانيم چنين تجارت گيجکننده و نامفهومي را درک کنيم؟ پاسخ در چگونگي سازماندهي ايدهها، پيشفرضها و پيشفرضهاي خود درباره سياست نهفته است. در کتاب «ايدئولوژيهاي سياسي»، چارچوبي از ايدهها را که به عنوان يک ايدئولوژي شناخته ميشود، توسعه مييابد که به ما در درک و تفسير سياست کمک ميکند. اين سيستم ايدهها، ارزشها و فرضيات ما را قادر ميسازد تا وقايع را در الگويي قرار دهيم که بتوانيم آن را درک کنيم. ايدئولوژيها چيزي بيش از درک هستند. از نظر نويسندگان اين کتاب؛ «اگر سياست کشمکش قدرت است، ايدئولوژيها بخشي از اين مبارزه هستند. سياستمداران احزاب در دموکراسيها ميدانند که اگر بخواهند به قدرت خود ادامه دهند، بايستي «قلب و ذهن» بيشتر شهروندان خود را به صورت ضمني به دست آورند.» بنابراين ايدئولوژيها ابزاري هستند - شايد حتي برخي از مهمترين ابزارها - که به وسيله آنها اين کار را ميکنند؛ زيرا ايدئولوژيها حول منافع اساسي مهمترين گروههاي جامعه ساخته ميشوند. از آنجا که مردم داراي منافع و ايدههاي متضاد هستند، و از آنجا که آنها سياست را به طرز کاملا متفاوتي ميبينند، طبيعتا ديدگاههاي مختلف جهاني ايدئولوژيک وجود دارد، از جمله ليبراليسم، محافظهکاري، آنارشيسم، مارکسيــسم، مائـوئـيسم، سوسياليسم، دموکراسي مسيحي، سوسيال دموکراسي، فاشيسم، نازيسم و آزاديگرايي. اما رابرت اکلشال و همکاران اظهار داشتهاند که «تنها چهار ايدئــولوژي اصلي در دموکراسيها يافت ميشود، که به سادهسازي زندگي دانشمندان سياسي تا حد زيادي کمک ميکند: آنها شاملِ محافظهکاري، ليبراليسم، دموکراسي مسيحي و سوسياليسم/ سوسيال دموکراسي است.»
اين کتاب سياسي جديد نشان ميدهد که هر يک از ايدئولوژيهاي مهم سياسي باعث ايجاد يا در بعضي موارد مشخصکردن يک ديدگاه خاص از انسان ميشود، و عواقب قابل توجهي در نحوه سازماندهي سيستمهاي سياسي و اشکال مشارکت سياسي ما دارد. نقطه قوت ديگر کتاب اين است که مباحث مفهومي و عملي ناشي از ايدهها نشان داده ميشود، و سپس موفقيتها و ناکاميهايي را که در اجراي ايدئولوژيهاي منتخب صورت گرفته است بازگو مي کند.
به طور کلي، هدف اصلي کتاب اين است که به درک بيشتر خوانندگان از مسائل سياسي کمک کند، به طوري که آنها نسبت به وقايع سياسي زمان خود برانگيخته شوند و توسط آگاهي مناسبي که اينجا کسب کردهاند مسير آينده خود را هموار کنند.