آنچه در 4 سال گذشته، حکمراني ترامپ به ما آموخت اين بود که شايد رفتارهاي راديکال و هنجارشکن از طرف مديران کشورها در کوتاهمدت در بين عوام طرفدار داشته باشد اما مجموعا اين رفتارها که به نحوي بايد آنها را پوپوليستي و عوامفريبانه دانست هيچگاه مورد اقبال جوامع و ملتها در بلندمدت قرار نخواهد گرفت و تاريخ انقضاي آنها بهسرعت سر ميرسد. در ايالاتمتحده معمولا دوره حضور روساي جمهور در کاخ سفيد 8 ساله است و بسيار بهندرت رخ ميدهد که رضايتمندي کامل از يک رئيسجمهور وجود نداشته باشد و آن رئيسجمهور يکدورهاي شود. از سوي ديگر، زماني که ترامپ تلاش کرد نتايج انتخابات در اين کشور را زير سوال ببرد، عملا هيچ حامي جدي براي او وجود نداشت، درحاليکه در طول 4 سال گذشته او خدمات زيادي به بسياري از جناحها و کشورها کرده بود. اين نقطه است که به ما نشان ميدهد رفتارهاي راديکال اثرات سوء در بلندمدت هم بر کشور و هم بر جامعه وارد ميکند. مهمترين درسي که ميتوان از اتفاقات اخير آمريکا و دولت ترامپ گرفت اين است که بايد بر مدار قانون حرکت کرد و مشي دولتها بايد مشي قانوني باشد. در عرصه بينالمللي نيز اين اصول بسيار حائز اهميت است؛ بهگونهاي که بايد در برابر تمامي کشورها با احترام متقابل رفتار کرد تا تنشهاي بيمورد شکل نگيرد؛ امري که در دوران ترامپ بههيچوجه به آن توجه نشد و ضرورت دارد تا مدنظر دولتمردان قرار گيرد. آنچه امروز سبب شده است تا بسياري از مردم جهان از ترامپ متنفر باشد اين بود که در مقابل ديگران رفتاري تحقيرآميز داشت و احترام متقابل را مدنظر قرار نميداد. از سوي ديگر، نگاههاي جنگطلبانه، تنشزا و محدودکننده ترامپ يکي ديگر از عللي بود که او را به سرعت از صحنه سياست حذف کرد. ممکن است در کوتاهمدت منافع عدهاي با اين سياستها تامين شده و هواداراني اين قبيل سياستها پيدا کنند اما در درازمدت اين مشي سياسي نيز دوام نخواهد آورد و موجبات انحطاط دولت مربوطه را فراهم ميکند. اين صرفا مربوط به ترامپ نيست و ممکن است براي هر سياستمداري پيش آيد. امروز ترامپ علاوه بر اينکه در ميان مردم جايگاهي ندارد، در ميان دولتها نيز منفور شده که دليل آن نيز همين رفتارهاي غيراصولي او بوده که حتي قانون را نيز به چالش کشيده است. تمکين به قانون و استفاده از ظرفيتهاي قانوني دو اصلي است که دراين ميان بسيار بايد به آن توجه کرد تا رفتارهاي تند حذف شوند. سيستم ايالاتمتحده نيز با استفاده از همين دو مورد بود که توانست يک اقناع عمومي در کشور خود و جهان ايجاد کند و آشوبها درکشور خود را به حداقل برساند و اين باور را ايجاد کند که قانون همچنان تعيينکننده سرنوشت کشور است.