ادامه از صفحه يک
درحقيقت دستاندرکاران مذاکره برجامي در دولت بايدن پست دارند. بايدن کتاب نخواندهاي نيست که مثل ترامپ ندانيم چه نوع نگاهي به ايران دارد. اروپاييها هم نيازي به کشف نوع نگاه بايدن به ايران ندارند لذا از هماکنون اجماعي که دلشان نميخواست در دوره ترامپ، حول محور برجام عليه ايران داشته باشند، هنوز بايدن کار خود را شروع نکرده، شکل دادهاند. امري که نميتوان گفت در ذهن وزراي خارجه آلمان، فرانسه و انگليس نبوده کمااينکه در طول اين مدت به نوعي ذکر مصيبت برجام را کرده بودند اما چون نميخواستند درخط ترامپ باشند، مساله به صورت اجماعي و عملي شکل نميگرفت. شرايط فعلي، خاص است و داخل کشور فيالواقع رودررويي تند مذاکرهاي در پيش روست. مجلس با نوشتن قانوني، مهلت دو ماههاي به دولت داده که اگر اتفاقات مدنظرش نيفتاد، اقداماتي برابر بندهاي موجود معاهده برجام انجام گيرد که همانا به غربيها انگيزه اينکه ادعا کنند از برجام عدول کرديم را ميدهد. از طرفي موضوع سانتيفيوژها، غنيسازي 20 درصد و...، شرايط را بهگونهاي رقم زده که هم از نظر عملي و هم از نظر تئوري پشت ميز مذاکره بنشينيم. از طرفي، ايران در منطقه پرآشوب خاورميانه با تجربه تلخ جنگ هشتساله که همه پشت سر صدام ايستادند و خرابيهاي بيشماري در کشور بهوجود آمد، مواجه است. درحاليکه اگر مشخصا در آن تاريخ، قدرت نظامي امروز را داشتيم، صدام به خودش اجازه حمله و موشکباران و بمباران شهرهاي ايران را نميداد. ايران اين تجربه تلخ را پشت سر گذاشته و تکتک ايرانيان از نظر توان نظامي با برنامه موشکي موافقند. خصوصا با صلح ابراهيم که اسرائيل به نوعي با ما هممرز شده، اگر در مورد برنامه هستهاي اختلافنظري باشد ولي در مورد برنامه موشکي قطعا نيست. درحقيقت آثار اجماعي را که در غرب عليه ايران در حال شکلگيري است از زبان وزراي امور خارجه کشورهاي اروپايي ميشنويم که يکي خواستار طرح بحث موشکي در برجام ميشود و ديگري ايران را مقصر اجرايي نشدن اينستکس ميداند!