بستن
کد خبر: ۱۰۰۶۱۶۲

سیاست خارجی نباید درگیر دوقطبی‌ها شود

سیاست خارجی 
نباید  درگیر 
دوقطبی‌ها شود
آرمان ملی - علیرضا پورحسین: بر اساس باور بسیاری از کارشناسان یکی‌ از مهم‌‌ترین پیامدهای‌ حادثه‌ ششم ژانویه‌2021 در ساختمان کنگره‌ ایالات‌ متحده و سقوط اعتبار دونالد ‌ترامپ‌ در‌ واپسین‌ روزهای‌ حضورش در‌ کاخ‌ سفید، دور‌ شدن خطر‌ جنگ از منطقه خلیج‌ فارس بود. این خطر اگرچه هنوز خیلی دور نیست اما به کاهش فشارهای روانی مربوط به احتمال بروز آن انجامیده است. آرامش روانی ایجاد شده اما به معنای کم شدن فشارهایی نیست که ایران در سه‌ سال گذشته آن را به دلیل تحریم‌‌ها تحمل می‌کند. سیاست‌ تهران در همه‌ سال‌‌هایی‌ که دولت ‌ترامپ کوشید برمدار‌ عصبی ایران بتازد صبر استراتژیک بود. شاید بتوان یکی از محصولات این سیاست راهبردی را همان فرسودگی اقتدار ترامپ دانست که می‌‌شد دامنه آن را تا درون خاک ایالات‌ متحده پیش‌بینی کرد. با این‌حال اوضاع آنگونه نیست که سایه ترامپ را بر آینده رویکرد کاخ سفید در قبال تهران نادیده گرفت‌. رویکردی که در روزهای آینده بسیاری از ابعاد آن مشخص می‌شود. در راستای بررسی این مساله «آرمان ملی» گفت و گویی با جلال خوش‌چهره، کارشناس مسائل سیاسی داشته است که در ادامه می‌خوانید.

اساسا در اين روزهاي سرنوشت‌ساز ايران بايد چگونه عمل کند؟

ايران بايد موقعيت‌سازي‌هاي جديدي از اين پس داشته باشد و در عرصه سياست خارجي فعال‌تر ظاهر شود. نبايد به يک دو قطبي که در داخل برخي قصد ايجاد آن را دارند تن داد و وقت خود را در آن هدر کرد، زيرا برخي به جاي منافع ملي به دنبال منافع حزبي هستند و ايران علاوه بر اينکه نبايد در دام پاپوش‌هاي خارجي بيفتد بايد مراقب اين حوزه در داخل باشد تا بتواند مسير صحيح را براي بازگشت به ثبات طي کند. بايدن ميراث‌‌دار آنچه خواهد بود که ترامپ در خاورميانه و به ‌ويژه منطقه خليج‌‌فارس از خود به‌ جا مي‌‌گذارد. سياست دولت ‌آينده ايالات‌ متحده ادامه سياست ‌تيم‌ باراک ‌اوباما هم ‌نخواهد ‌بود.‌ اگرچه چهره‌هاي کليدي دولت او از راس تا بدنه در آن حضور دارند. جک ساليوان نامزد مشاور امنيت ملي بايدن که در توافق جامع‌ هسته‌‌اي سال 2015 ميلادي نقش فعالي داشت، در‌باره چگونگي بازگشت واشنگتن به برجام اظهار کرده‌ است که بايدن گفته که اگر ايران به تعهدات خود در توافق هسته‌اي عمل کند، به‌صورتي که برنامه هسته‌‌اي آن ديگر بار محدود و زير کنترل باشد، ما هم به توافق‌ باز‌خواهيم‌ گشت ‌اما چنين گامي بايد مبناي مذاکرات بعدي باشد. برنامه دفاعي ايران هم در هر مذاکره‌اي پس از بازگشت واشنگتن و تهران به توافق هسته‌اي بايد روي ميز باشد. اين موارد به نظر مي‌رسد کار را تا حدودي سخت خواهد کرد و ايران بايد بتواند با يک تيم ديپلماسي قوي اين موانع را نيز پشت سر بگذارد.

با توجه به صحبت‌هاي چند روز اخير برخي اطرافيان بايدن، آيا بايد از برطرف شدن سريع تحريم‌ها نااميد شد؟

نمي‌توان رغبت بايدن براي بازگشت به برجام را بدون پيش شرط قلمداد کرد. قطعا هم انگيزه براي احياي برجام دارد و هم رايزني‌هايي خواهد کرد. همانگونه که اروپاييان در ماه‌هاي اخير چنين گفته اند که به رغم انتقادهايي که به ترامپ دارند اما مايلند ‌نتايج سياست فشار حداکثري او را ابزاري براي چانه‌زني با تهران کنند. البته مهم ‌ترين ايراد تيم بايدن و دولت‌‌هاي اروپايي به سياست‌هاي ترامپ، ناتواني او در تسليم کردن تهران در برابر خواست‌‌هاي واشنگتن بود. از اين‌ رو پيش ‌بيني پذير است که دولت آينده ايالات متحده که حالا کنترل مجالس نمايندگان و سناي اين کشور را به همراه حمايت شريکان اروپايي با خود دارد، شرايط سخت ‌تري را مقابل تهران به ‌وجود آورد. اين شرايط از آن رو سخت مي‌‌شود که با افزودن موارد اختلافي با تهران از جمله برنامه دفاعي، نفوذ منطقه‌اي و حقوق بشر، گاه به نظر مي‌آيد اهميت‌ توافق‌ هسته‌اي اکنون مرتبه‌اي پايين‌تر از ديگر اختلافات قرار گرفته است.‌ علاوه ‌بر اين، آرايش جديد ژئوپليتيک منطقه امکان افزايش فشارها به تهران را مي‌‌افزايد. اين در حالي است که تهران نيز به تناسب پيچيده‌تر شدن اوضاع، قوانيني را در مجلس تصويب کرده که‌ با‌زگشت به برجام را مشروط مي‌کند. اين قوانين حاوي ضرب ‌الاجل‌هايي است که دولت را موظف به‌ اقدام واکنشي در برابر استمرار تحريم‌ها مي‌کند. ترتيب اوضاع به ‌گونه ‌اي آرايش يافته که نمي‌توان برون رفت از آن را در آينده نزديک پيش‌بيني کرد مگر ايجاد بستري که قادر باشد زمينه توافق براي گفت ‌و گوهاي آينده را فراهم کند. حادثه اشغال کاخ کنگره آمريکا و سقوط اعتبار ترامپ اگرچه خطر فوري جنگ و يا بالا گرفتن غير قابل کنترل تنش‌ها را از منطقه دور کرد اما تنش‌زدايي در روابط ايران با آمريکا و به تبع آن اروپا هنوز تا حدودي دور از دسترس است اما در مجموع وضعيت آرام‌تر خواهد شد.

طرح مجلس براي کاهش تحريم‌ها آيا واقعا منجر به اين امر خواهد شد؟

طرح اخير مجلسيان که در پي طرح پيشين آنان با عنوان طرح اقدام راهبردي براي لغو تحريم‌‌ها به هيأت رئيسه اين نهاد ارائه و متن آن انتشار يافته، همچنين دولت را ملزم به اتخاذ ترتيباتي کرده ‌که نابودي رژيم صهيونيستي را تا سال 1420 تسهيل کند. طرح پيشين مجلس که 9 آذر ماه گذشته تصويب شد، دولت و سازمان انرژي اتمي را مکلف کرد که در سه ماه آتي عمليات نصب، تزريق گاز، غني‌‌سازي و ذخيره‌سازي مواد را با درجه غناي مورد نياز با حداقل 1000 دستگاه ماشين IR-2m آغاز کند. همچنين در مدت ياد شده عمليات غني‌سازي و تحقيق و توسعه با ماشين‌‌هاي IR6 را با حداقل 164 ماشين از اين نوع آغاز و آن را در يک‌ سال به هزار دستگاه ماشين توسعه دهد. دولت در قانون ياد شده موظف است بر اساس بندهاي 36 و 37 برجام، در دو ماه از تصويب اين قانون، دسترسي‌هاي نظارتي فراتر از پروتکل الحاقي براساس برجام را متوقف کند. علاوه بر اين‌ها دولت موظف شده سالانه به ميزان حداقل 120 کيلوگرم اورانيوم با غناي 20 درصد را توليد و در داخل کشور ذخيره کند. نکته مهم در قانون مصوب طرح راهبردي و طرح 16 ماده ‌اي اخير مجلس، تهديد استنکاف‌کنندگان از اجراي اين طرح‌‌ها به تعقيب قضائي است. در واقع مجلس مخاطب خود را دولت دانسته که به زعم آن با چنين رويکردي هم‌ سويي ندارد. از اين رو تهديد قضايي پشت ‌بند طرح‌هاي مجلس يازدهم قرار گرفته است. پرسش اين است که آيا طرح‌هايي اين چنيني به کاهش مشکلات سياست خارجي و يا لغو تحريم ‌ها مي‌‌انجامد؟ پاسخ بسياري در اين رابطه خير است و به نظر مي‌رسد اين طرح نقص‌هايي دارد و به خوبي چکش کاري نشده است.

آيا اين فرصت نيز مي‌تواند به وجود آيد تا ايران خسارت بدقولي ترامپ را دريافت کند يا بايد بر روي موارد ديگري تمرکز کند؟

پيگيري خسارت خروج آمريکا از برجام بسيار طولاني است و روحاني درست مي‌‌گويد اما او بازهم مي‌خواهد تمام تخم‌مرغ‌ هايش را در سبد برجام بگذارد. اگر قرار است به برجام برگرديم، پيش‌ شرط‌ هايي که قرار است بگذاريم و اعلام خسارت کنيم، غيرمنطقي است و واقعي با توجه به شرايط نيست. زيرا پيگيري اين خسارت‌‌ها بسيار طولاني و بي‌‌نتيجه خواهد بود. زيرا اگر شرط بگذاريم، اين شرط ‌ها را نه اروپا مي‌‌پذيرد و نه آمريکا آن ها را اجرايي مي‌کند. اين اقدام بيشتر به ‌نوعي بهانه‌ تراشي است اما در نقد اين گفت و گو مي‌توان گفت که روحاني همچنان مي‌‌خواهد تمام تخم‌‌مرغ‌هاي خود را در سبد برجام بگذارد و اين مي‌‌تواند پاشنه آشيل دولت و حتي کشور باشد. درگذشته نيز شاهد بوديم زماني که دولت ترامپ از برجام خارج شد، ظرفيت کشورهاي ديگر در حفظ برجام بسيار محدود بود و ما نيز بسيار آسيب‌‌پذير شديم. بنابراين درست نيست که دوباره تمام تخم‌مرغ‌هاي خود را در سبد برجام بگذاريم. نکته بعدي اين است که روحاني با قطعيت و خوش ‌بيني مفرط نسبت به رفع تحريم‌ها در آينده‌اي نزديک صحبت مي‌کند و معتقد است که به شرايط عادي باز مي‌گرديم اما من اين مسأله را بعيد مي‌دانم خيلي زود رقم بخورد زيرا هم اختلافات داخلي و نگرش‌هاي مختلفي نسبت به اين مسأله وجود دارد و هم اينکه دولت بايدن دستاوردهايي که دولت ترامپ در اعمال فشار حداکثري عليه ايران و حتي تأثيرات منطقه‌اي که داشت را از دست نمي‌دهد. من احتمال مي‌دهم دولت بايدن همچنان سياست ترامپ را با لحني آرام‌تر دنبال کند و نهايتا چند تحريم محدود را بردارد. اکنون وضعيت جو بايدن دشوارتر شده است. زيرا دولت او توان قدرت اجماع سازي بين خود متحدان اروپايي و حتي چين و روسيه را نيز مي‌تواند با خود داشته باشد. درنتيجه اين نوع خوش‌بيني کمي غير واقعي و به‌ نوعي القاي اميد سختي به افکار عمومي جامعه است که در بستر واقعيت گام بر نمي‌دارد. براي اين اظهارات بايد مختصات وضعيت فعلي را در نظر گرفت. علاوه بر اينکه بايد اميد داشت، بايد بدانيم مسير سختي نيز در پيش است.

در صورتي که قرار نباشد تمام اتکاي کشور به برجام باشد، با چه راهکارهاي ديگري مي‌توان مشکلات کشور را حل کرد؟

متاسفانه امروز اصلي‌‌ترين مباحث امنيتي کشور در گرو رقابت‌‌هاي جناحي قرار گرفته و جناح‌هاي سياسي بر اساس منافع خود رفتار مي‌کنند و ضرورت دارد اين نگاه و رويه تغيير کند. امروز لوايح مبارزه با پولشويي به ويژه FATF از جمله مباحثي است که درگير رقابت‌هاي سياسي شده است. رئيس‌جمهور بارها تاکيد کرد، کساني که با لوايح مبارزه با پولشويي و FATF مخالفت مي‌کنند بايد مسئوليت اخلاقي، سياسي و ملي تصويب نشدن آن را بپذيرند. روزانه چندين نفر در کشور قرباني ويروس کرونا مي‌شوند و ايران نمي‌تواند به دليل موانع بانکي موجود، واکسن بيماري کرونا را به کشور وارد کند و حتي پول‌هاي بلوکه شده خود را از برخي کشورها پس گيرد. در حال حاضر تنها دو کشور ايران و کره شمالي FATF و لوايح چهارگانه را نپذيرفته‌اند. توجيه مخالفان FATF براي افکار عمومي قابل قبول نيست. نه تنها سرنوشت لوايح چهارگانه بلکه عاقبت برجام نيز درگير منافع جناحي شده است. در حالي که ماه‌هاي پاياني عمر دولت جز حياتي‌‌ترين فرصت‌‌هاي اجرايي است اما به نظر مي‌‌رسد به دليل نزديکي انتخابات 1400، بررسي لوايح در کوتاه مدت به نتيجه‌اي نخواهد رسيد. زيرا قرباني درگيري‌هاي جناحي شده است. به‌رغم مخالفت برخي اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام با بررسي و تصويب لوايح مبارزه با پولشويي، سرانجام مجمع به تصويب FATF تن مي ‌دهد اما زماني که فرصت‌ها و امتيازها از دست رفته و مانند نوشدارويي بعد از مرگ سهراب است. بايد در تمامي موارد ملي اين نگاه‌هاي جناحي را کنار گذاشت تا بتوانيم در روزهاي سخت بهتر عمل کنيم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی