چهل و دو سال از پيروزي انقلاب اسلامي ميگذرد و طي اين مدت نگاه جامعه به بسياري از مسائل تغيير پيدا کرده است. نگاه نسل قديم و نسلي که انقلاب کرد به مسائل روز جامعه و حکومت وقت يعني پهلويها نگاهي منفي بود. ظرف چهل و دو سال گذشته آموزشوپرورش، دانشگاهها، سريالهاي تلويزيوني و... جملگي تلاش کردهاند تا آن تصوير منفي که نسبت به شرايط اجتماعي روز جامعه وجود داشت در نسل بعد از انقلاب يعني دهه شصتيها، هفتاديها و هشتاديها بر مدار درست قرار گيرد و شرايط به نحوي پيش برود که نسل بعد رضايتمندي بيشتري از شرايط اجتماعي خود داشته باشد. البته اين شرايط سياسي و اجتماعي که نسل قبل آن را تجربه کرده بود به دليل حکومت وقت و نوع عملکردش در مسائل مختلف از جمله نوع ديدگاهش نسبت به شرايط سياسي و اجتماعي جامعه بود. پهلويها بيش از نيم قرن حکومت کردند و حسب روايتها هيچ نکته مثبتي در آن نيم قرن وجود ندارد، درحاليکه شايد اگر بهتر بنگريم در آن زمان نيز برخي اقدامات نسبتا مفيد رخ داده باشد. لذا بهتر است نقاط قوت خود را برجسته کنيم و درصدد رضايت بيشتر و اعتماد بيشتر جامعه باشيم. چراکه نسل جديد بيش از شنيدن روايات در مورد گذشته به عملکردهاي فعلي مينگرد و هرچه اين عملکردها بهتر و مثبتتر و مفيدتر باشد اعتمادش به نظام و انقلاب بيشتر و پررنگتر ميشود. شايد اگر در برخي مسائل واقعبينانهتر، معقولتر به مسائل نگريسته ميشد، اعتماد جامعه به روندها و عملکردهاي مسئولان روزبهروز بيشتر ميشد و سرمايه اجتماعي کاهش نمييافت. امروز نگاه افکار عمومي نسبت به برخي مسائل و رويدادها در جامعه چندان مثبت نيست و اين مساله صرفا صداقت و شفافيت مسئولان را طلب ميکند که از واقعيتها با مردم سخن بگويند تا مردم نيز چون هميشه پشتيبان آنها باشند. نگاهي به انتخابات مجلس در دوم اسفند 98 و حضور حداقلي مردم در آن انتخابات بهوضوح نشان ميدهد که جامعه چه نگرش و رويکردي نسبت به عملکردها داشته و چه ارزيابي از آنچه در صحن جامعه اتفاق افتاده داشته است. اکنون که 5 ماه تا انتخابات رياستجمهوري سيزدهم در 28 خرداد 1400 زمان باقي است و شاهد نارضايتيهايي در جامعه نسبت به شرايط موجود هستيم، بايد درصدد آن برآمد تا با برخي اقدامات و عملکردها از دامنه اين نارضايتيها کاسته شده و ميزاني از رضايت در مردم حاصل شود. اينگونه ميتوان به حضور حداکثري مردم در انتخابات اميدوار بود.